جملات زیبای کتاب از آخر مجلس | طاقچه
تصویر جلد کتاب از آخر مجلسsubscriptionAvailable

کتاب از آخر مجلس

نوع کتاب
۴.۹ امتیاز(از ۲۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
میلاد عرفان‌پور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
هیچــ🌱ـــــ
۱۵۳
بر نعش جوان، صدای کِل می‌آید از دیدهٔ شهر، خون دل می‌آید گرگی که به کودکانمان رحم نکرد با جایزهٔ صلح نوبل می‌آید
مادربزرگ💝
۴۴
دنیا دل ما را به غنیمت برده یک عمر به هر بهانه‌اش آزرده یک روز همه به خانه برمی‌گردیم چون طفل دبستانیِ سیلی‌خورده
نقدی
۳۰
اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه، با چه اعجازی میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را؟
مادربزرگ💝
۲۸
برای شهدای بمب‌گذاری شیراز که در انتهای حسینیه سیدالشهدا عزاداری می‌کردند و... ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند از هرچه که دم زدیم، آن‌ها دیدند ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند
lady el
۲۸
بر نعش جوان، صدای کِل می‌آید از دیدهٔ شهر، خون دل می‌آید گرگی که به کودکانمان رحم نکرد با جایزهٔ صلح نوبل می‌آید
Aseman📚🌿🌦
۲۰
برخیز که در عشق خطر باید کرد در راه خدا سینه سپر باید کرد
هیچــ🌱ـــــ
۱۷
خدا، تنها خدا با ماست، با مایی که تنهاتر
hannanehborna
۱۵
گدای راز الستم، فقیر ذات تو هستم همین که جز تو ندارم غنیمت است خدایا
از دیار غریب
۱۴
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ ما رود مدامیم، بگویید به تیغ ما شیشهٔ عطریم، بگویید به سنگ
هیچــ🌱ـــــ
۱۴
به این آتش برس، هیزم مهیا کن، مهیاتر گلستانیم ما، در آتش نمرود زیباتر مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی‌ترسیم که در آغوش آتش می‌شود ققنوس ماناتر
هیچــ🌱ـــــ
۱۱
بسوز ای سعی باطل، آخر این ماجرا با ماست تو مکر آخر شیطانی و مکر خدا با ماست
هیچــ🌱ـــــ
۱۱
ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند از هرچه که دم زدیم، آن‌ها دیدند ما مدعیان صف اول بودیم از آخر مجلس شهدا را چیدند
hannanehborna
۱۰
ای آه! اگر سوی خدا رفتی با او بگو که ما پشیمانیم
Aseman📚🌿🌦
۹
خون در دل و داغ بر جگر داشته باش در عالم غم، سیر و سفر داشته باش گیرم که دعای مستجابی نشدی چون آه در این جهان اثر داشته باش
هیچــ🌱ـــــ
۹
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ ما رود مدامیم، بگویید به تیغ ما شیشهٔ عطریم، بگویید به سنگ
Saboora
۸
اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه، با چه اعجازی میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را؟ خبر دادند یوسف‌ها به کنعان بازمی‌گردند ندانستیم با تابوت می‌آرند آن‌ها را به روی شانهٔ لرزان مردم یک به یک رفتند خدا از شانهٔ مردم نگیرد این تکان‌ها را
M.SH
۷
گرچه در بزم حماسه هیچ جای گریه نیست در هجوم شعله‌ها، تکلیف باران روشن است
مهاجر روی زمین
۷
از یاوهٔ دشمن چه هراسی‌ست مرا؟ خوش‌نامم اگر او بدهد دشمنامم
Elahe
۷
به ما یک یا علی گفتند و از ما جان و دل بردند خوشا آنان که از نزدیک می‌دیدند مولا را
صآد
۷
به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودیم غریبانه ولی بردیم با خود استخوان‌ها را اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه، با چه اعجازی میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را؟
هیچــ🌱ـــــ
۷
بر نعش جوان، صدای کِل می‌آید از دیدهٔ شهر، خون دل می‌آید گرگی که به کودکانمان رحم نکرد با جایزهٔ صلح نوبل می‌آید
هیچــ🌱ـــــ
۷
تا آینه‌دار مشرق الهامم آماج هزار سنگم و آرامم از یاوهٔ دشمن چه هراسی‌ست مرا؟ خوش‌نامم اگر او بدهد دشمنامم
nour
۶
ما بی تو حیات را اسارت خواندیم جان را به زیارت شهادت خواندیم از راه رسید با عبایی بر دوش با مرگ، نمازی به جماعت خواندیم
سالک
۶
ببین قربانیانت را، بنفسی انت یا مولا سر سرخی به ما آن‌سان عنایت کن که یحیی را
javad
۶
امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است یوسفی رفته است، آری! وضع کنعان روشن است گرچه در بزم حماسه هیچ جای گریه نیست در هجوم شعله‌ها، تکلیف باران روشن است باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز این شبستان کهن با نور ایمان روشن است کی میان ابرهای تیره پنهان می‌شود؟ آسمان ما که با خون شهیدان روشن است مصطفی هم رفت، آری! او هم این‌جایی نبود مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است
Zahra ghasemi🕊
۶
به دست غیر مبادا امیدواری ما نیامده‌ست به جز ما کسی به یاری ما
هیچــ🌱ـــــ
۶
به این آتش برس، هیزم مهیا کن، مهیاتر گلستانیم ما، در آتش نمرود زیباتر مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی‌ترسیم که در آغوش آتش می‌شود ققنوس ماناتر
hannanehborna
۵
ای آه! اگر سوی خدا رفتی با او بگو که ما پشیمانیم
سالک
۵
من از عشیرهٔ عشق محمدم، به هوایش شهید اگر نشوم کفر نعمت است خدایا
هیچــ🌱ـــــ
۵
خدا، تنها خدا با ماست، با مایی که تنهاتر