
نیتا
۸
این عادت دور نریختن هیچچیزی، گویی با نگه داشتن یادگاریهای بیهوده، بخشی از جوانی از دسترفتهمان را حفظ میکنیم.
نیتا
۵
میتوان اتاق را عوض کرد، میتوان محله، شهر یا کشور را عوض کرد، اما اندوه و رنج را همهجا با خود میبریم.
نیتا
۴
اگر چیزی را در کودکی کمبود داشته باشی تا ابد هم کمبود خواهی داشت. به قول معروف: کسی که در خانهٔ پدریاش به اندازهٔ کافی غذا نخورده باشد، هیچوقت سیر نخواهد شد.
SaLaR
۳
فراموش کردن رؤیاهای کودکی آسان است، فقط کافی است دیگر به آنها فکر نکنیم.
نیتا
۳
گاهی تمام عمر باید تاوان یک انتخاب را پس بدهیم
نیتا
۲
وقتی کلمات ناتواناند باید وارد عمل شد.
Book
۲
نمیتوانند او را از این افسردگی بیرون بکشند. از هیچچیز خوشش نمیآید، علاقهای به صحبت کردن ندارد. همهچیز حوصلهاش را سر میبرد.
فاطمه کشوری ( خاکستری)
۱
او را خوب درک میکند. خودش هم یک بازماندهٔ تنهایی است. او هم خلأ و سکوت را میفهمد. آپارتمانهایی که در آنها گم میشویم چون کسی را نداریم که با او حرف بزنیم. اضطرابی که با فرارسیدن شب خفهمان میکند. آشفتگی و تشویشی که صبحها وقتی تنها از خواب بیدار میشویم به سراغمان میآید. دلشورهٔ آخر هفتهها و روزهای تعطیل که چیزی جز پیوستگی روزهای بلند تنهایی نیستند و در آنها فقط زمان را میکُشیم چون نمیتوانیم خودمان را بکشیم. این احساس که زمان مثل دانههای شن از میان انگشتانمان سُر میخورد. مثل قطاری که نمیخواستیم سوارش شویم و حالا نمیتوانیم آن را متوقف کنیم.
Book
۱
به مسیر اجباری خود ادامه میدهد. فرصتی برای اندوه ندارد. فرصتی برای گریه کردن ندارد.
نیتا
۰
پیشروی شما سالهای شکوهمند و پرافتخاری قرار دارد، به شرط اینکه آن را بخواهید. پس با دلوجرئت به پیش بروید.
Book
۰
او هیچوقت قهوه نمیخورد، چای را ترجیح میدهد.