جملات زیبای کتاب آپولو؛ جلد دوم | طاقچه
تصویر جلد کتاب آپولو؛ جلد دوم

کتاب آپولو؛ جلد دوم

شبح تاریکی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۲۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ریک ریوردان، آرزو مقدس
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
NAVA SH
۴
خود را مُرده بپندار. زندگی تو به پایان رسیده. حال، آنچه باقی مانده را به کمال زندگی کن. آنچه از خود نور ندارد، تاریکی می‌آفریند.
mobina
۳
خود را مُرده بپندار. زندگی تو به پایان رسیده. حال، آنچه باقی مانده را به کمال زندگی کن. آنچه از خود نور ندارد، تاریکی می‌آفریند.
mobina
۲
اِمی و جوزفین را به یاد آوردم که به‌خاطر هم از نامیرایی خود گذشته بودند. به یاد کالیپسو افتادم که خانه‌اش، قدرت‌هایش و زندگی ابدی‌اش را رها کرده بود تا فرصتی پیدا کند در جهان بگردد؛ عشق و شاید حتی عجایب مدرسه رفتن در ایندیانا را تجربه کند.
کاربر ۱۶۲۰۱۴۴
۱
معلومه که تله‌ست وقتی این پیداش می‌شه، همیشه تله‌ست تله‌خانوم با اون قیافهٔ تله‌ایش
کاربر ۱۶۲۰۱۴۴
۱
گفتم: «بنگر.» کومودوس و افرادش می‌توانستند رویشان را برگردانند. این کار را نکردند. آن‌ها از سر غرور و تکبر، این مبارزه را پذیرفتند. بدنم داغِ داغ شد؛ هر ذرهٔ وجودم در واکنشی زنجیره‌ای برافروخت. مثل قدرتمندترین لامپ جهان، اتاق را غرق روشنایی کردم. به نور خالص تبدیل شدم. کمتر از یک‌هزارم ثانیه دوام آوردم. بعد، جیغ‌وداد شروع شد.