وقتی ویران میشویم، وقتی خودمان را گموگور میکنیم، مشت نمیکوبیم و دیوانهبازی درنمیآوریم یا توطئههای خبیثانه نمیچینیم یا خشونت نمیورزیم، بلکه ما حرفهایمان را داریم، مغزمان و تفکر و تعقلمان را، همهٔ آن چیزها که حاصلشان شکافی عمیق و تلخ بین ما و پدرانمان است، حال آنکه آنها پدر خودشان را درآوردهاند تا ما راضی باشیم. تشویقمان کردهاند که هوشیار باشیم و برای آنچه در یشیوا آموختهایم اعتباری قائل نشویم، متوجه نبودند که دارند پرورشمان میدهند تا تنهایشان بگذاریم و از یاوهبافیهای قلمبهسلمبهمان هم دوزاریشان نمیافتاد