جملات زیبای کتاب اسرار خانواده‌ گری ‌استون (جلد اول؛ سه غریبه در شهر) | طاقچه
تصویر جلد کتاب اسرار خانواده‌ گری ‌استون (جلد اول؛ سه غریبه در شهر)subscriptionAvailable

کتاب اسرار خانواده‌ گری ‌استون (جلد اول؛ سه غریبه در شهر)

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۲۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
starlight
۲
عشق از همه‌چیز مهم‌تر بود. ولی منطق راهی بود که اِما باید با آن کاری می‌کرد تا عشق برنده شود!
starlight
۱
از نظر فین یک قاتل هم ممکن بود آدم خوبی باشد. نکند به این دلیل بود که حتی قاتل هم وقتی فین را می‌دید با او مهربان می‌شد؟
starlight
۰
آن روز معلم دیگری سر کلاس اِما آمده بود؛ معلم جایگزین. او سرتاپا خاکستری پوشیده بود و موهایی خاکستری، و چهره‌ای خاکستری، و حتی یک‌جورهایی صدایی خاکستری داشت؛ از نظر اِما چنین چیزی ممکن بود. معلم جایگزین چنان آن روز را به روزی یکنواخت و کسالت‌بار تبدیل کرد که اِما تصمیم گرفت اتفاق‌های عجیب آن روز را دانه‌به‌دانه بشمارد تا خوابش نبرد.
starlight
۰
ناتالی همچنان که با تنه در را باز می‌کرد، به نظر می‌رسید با یک دست پیامی می‌نویسد. با حرکتی سریع از اتومبیل بیرون آمد و به‌سمت مسیر ماشین‌رو رفت. تا جایی که چِس می‌توانست بگوید، او لحظه‌ای از صفحهٔ گوشی موبایلش چشم برنداشت و نوشتن پیام را نیز متوقف نکرد.
starlight
۰
رهبرهاشون می‌تونن این‌جوری هر کسی رو که دلشون می‌خواد از سر راه بردارن؛ با کنترل کردن اون چیزی که مردم می‌بینن و می‌شنون. بنابراین فقط دروغ تحویلشون می‌دن.