جملات زیبای کتاب ابری به شکل انبه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ابری به شکل انبهsubscriptionAvailable

کتاب ابری به شکل انبه

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
وندی مس، زهرا غفاری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
medisa
۶
گمان کنم دارم بزرگ می‌شوم.
Fatemeh_Tohidi
۳
تصمیم می‌گیرم امتحان کنم. می‌خواهم آن‌قدر عادی باشم که هر وقت مردم توی فرهنگ لغتشان دنبال کلمهٔ عادی می‌گردند، جلویش اسم من را ببینند.
Fatemeh_Tohidi
۳
«می‌دونی سندروم بچهٔ وسطی چیه؟» سرم را تکان می‌دهم. از هر چیزی که با سندروم شروع بشود اصلاً خوشم نمی‌آید. یک‌دفعه صدایش دوباره مهربان می‌شود. «بذار ببینم چطوری می‌تونم برات توضیح بدم. بچه‌های وسطی موقعیت خوبی توی خانواده ندارن. نه مزیت‌های بچهٔ اول بودن رو می‌گیرن، نه توجه خاصی که خانواده‌ها به بچه‌های آخر می‌کنن. می‌فهمی چی می‌گم؟»
کاربر ۶۱۳۶۴۲۳
۳
دیوانه بودن او چیزی از دیوانگی من کم نمی‌کند.
آوا~
۳
«آدم تا جوونه جوونی‌ش رو هدر می‌ده.»
کاربر ۶۱۳۶۴۲۳
۲
می‌خواهم آن‌قدر عادی باشم که هر وقت مردم توی فرهنگ لغتشان دنبال کلمهٔ عادی می‌گردند، جلویش اسم من را ببینند.
آوا~
۲
هرکدوممون یک‌جوری رنج می‌کشیم و هیچ‌کس حق نداره به بقیه بگه باید چه حسی داشته باشن. اما جلوی بعضی از واقعیت‌ها رو هم نمی‌شه گرفت.
آوا~
۲
به او می‌گویم: «این چند وقت، همه‌ش کارهای احمقانه می‌کنم. چیزهایی که بعداً پشیمونم می‌کنن.» بابا کمکم می‌کند کتم را دربیاورم و آن را برایم آویزان می‌کند. «به دنیای آدم‌ها خوش اومدی. کم‌کم بهش عادت می‌کنی.»
...Anil°
۱
او با نوشتن مقاله‌ای دربارهٔ سختی‌های مقاله نوشتن در دانشگاه قبول شد.
کاربر ۶۱۳۶۴۲۳
۰
سعی می‌کنم بخوابم و جایی پسِ ذهنم فکر می‌کنم: صبر کن، قبل از اینکه بخوابم باید قرص‌های انبه رو بدم. حالا بالاخره یادم آمده، اما چه فایده که دیگر دیر شده.
...Anil°
۰
او با نوشتن مقاله‌ای دربارهٔ سختی‌های مقاله نوشتن در دانشگاه قبول شد.
...Anil°
۰
ما با هم روش‌های مختلفی پیدا کردیم تا بدون شکستن عروسک باربی و همسرش کِن، دست و پایشان را خم کنیم. فقط این‌طور بگویم که دیگر به این زودی‌ها کِن نمی‌تواند بچه‌دار بشود؛ چیز بیشتری از من نپرسید.
...Anil°
۰
وقتی کلاس پنجمی بودیم، یک‌بار که بث دوستانش را دعوت کرده بود تا شب توی اتاقش بخوابند، ما توی کمدش قایم شدیم. آن شب کلی اراجیف دستِ‌اول شنیدیم. فهمیدیم بچه‌ها چه‌جوری به دنیا می‌آیند و پاسخ بعضی از آن سؤال‌هایی را گرفتیم که ذهن را درگیر می‌کند. من و جنا تا امروز آن شب را یکی از موفق‌ترین مأموریت‌هایمان می‌دانیم.