
کتاب من میز را برای دو نفر میچینم
مجموعهی شعر
پدیدآورندگان:
اسماعیل محمدپورانتشارات:
انتشارات شهرستان ادب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
khorasani
۳
به گردشان هم نمیرسید
از خاکریزی به خاکریز دیگر
از شهری به شهر دیگر
از ساعتی به ساعت دیگر
آنها از مرگ جلو زده بودند!
khorasani
۳
پدر کودکی بود که مدادرنگی نداشت
مردِ زنی بود که برایش میمُرد
پسرِ مردی بود که بادکنک میفروخت
برادرِ دختری بود که لباس عروسیاش را میدوخت...
مرگ
مانده بود کدامشان را در آغوش بگیرد
khorasani
۳
از: ایستگاههای مانگرو
به: ناوهای آمریکایی
از: صخرههای مرجانی
به: ناوهای آمریکایی
چاههای نفت این خلیج
روی اجساد شما حساب کردهاند
از کوسهها و ماهیها بپرسید...!
khorasani
۳
از: شاهنامه
به: گوته
از: شاهنامه
به: تولستوی
از: شاهنامه
به: نرودا
از: شاهنامه
به: شکسپیر
ما در محاصرهایم
قصّهها
قهرمانها
شعرهای ما را بازگردانید.
محمدحسین
۲
راست میگویند
ما فوتبال را از زمین خاکی
شروع کردیم
و جنگ را از موشکهای کاغذی
و تیر و کمانهای سیمی...
ما همهچیز را از اوّلش شروع کردیم
نمیشود جنگ را از آخرش بنویسیم
khorasani
۲
سربازان ما از شاهنامه آمدهاند
سربازان شما از فیلمهای وسترن
سربازان ما از دِلوار و جنگلهای گیلان
سربازان شما از ویتنام و کامبوج
سربازان ما از خرّمشهر
سربازان شما از هالیوود...
برای نبرد
دیواری کوتاهتر از خودتان پیدا کنید!
khorasani
۱
از: عمقِ ۵۲۸ پاییِ خلیج فارس
به: یو اس اس. وینسنس (سی.جی-۴۹)
من زیرِ بالهای مچالهشدهٔ ایرباس
من در آغوش اسفنجها و شقایقهای دریایی
من با ماهیها و نهنگها
هنوز نفس میکشم
و میدانم
روزی
دریا مدال لیاقت را پس میگیرد.
khorasani
۱
راست میگویند
ما فوتبال را از زمین خاکی
شروع کردیم
و جنگ را از موشکهای کاغذی
و تیر و کمانهای سیمی...
ما همهچیز را از اوّلش شروع کردیم
نمیشود جنگ را از آخرش بنویسیم
khorasani
۱
الکس سگش را حمّام میکند
جولیا برای سگش بستنی میخرد
تام با سگش پیکنیک میرود
کتی به جرّاحیِ زیباییِ سگش فکر میکند...
و مردان سیاست
معامله میکنند خونمان را
با این خوشیهای سگی
دینآ
۱
آسمان همان آسمان است
تنها
ما بزرگتر شدهایم
و پهبادها جای بادبادکها را گرفتهاند!
معراج
۰
آسمان همان آسمان است
تنها
ما بزرگتر شدهایم
و پهبادها جای بادبادکها را گرفتهاند!