
کتاب بیخبریها
مجموعهی شعر
پدیدآورندگان:
میلاد عرفانپورانتشارات:
انتشارات شهرستان ادب٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
hawraasadat
۱۸
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود
آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
سپهر
۷
آوای آسمانی داوود، مال تو
خاموشی مقدّس مریم برای من
سپهر
۷
گاه چون سروم که قامت بسته هنگام نماز
گاه چون تاکم که میریزد شراب از دست من
نقدی
۶
با اشک تو رودها درآمیختهاند
از شور تو محشری برانگیختهاند
ای تشنهلبی که اذن باران با توست!
از شرم تو ابرها عرق ریختهاند
پاییز بانو
۶
بیتاب، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامهٔ برگشتخوردهام
نقدی
۵
من و این داغ ِ در تکرار مانده
من و این آتشِ بیدار مانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بینِ در و دیوار مانده
سپهر
۵
من امشب شعر خواهم گفت بیشک
اگر باران ببارد هم چه بهتر!
امید ادهمی
۴
یکی خشم زمستان را بگیرد
یکی شلّاق توفان را بگیرد
مبادا بر زمین افتد دوباره
یکی دستان باران را بگیرد
سپهر
۴
مبر از پینهٔ پیشانی من
گمان بر رتبهٔ عرفانی من
ز خاطر بردن ذکر سجود است
دلیل سجدهٔ طولانی من
سپهر
۴
مرا شمس آنچنان از خود جدا کرد
که شش دفتر فقط نینامه دارم
محمدسام یعقوبی
۴
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود
آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
the_soleimani
۳
آن رازِ مگویم که اگر از قفس تن
بیرون نزنم بغضم و بیرون بزنم اشک
the_soleimani
۲
۱
آن ماهیام که گوشهای از حوض مردهام
بیچاره آن دلی که به دریا سپردهام
بیتاب، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامهٔ برگشتخوردهام
از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم
تا بار عشق را بگذارم به گُردهام
ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر
از باغ، غیر حسرت چیدن نبردهام
میترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد
وقتی مرا به دل بسپاری که مردهام
امید ادهمی
۲
مراعات پر و بالت نکردیم
نظر بر لطفِ هر سالت نکردیم
سلامِ تازهات از چیست؟ ای برف!
مگر صد بار پامالت نکردیم؟!
matina
۲
رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری
رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم
Fatemeh Nassaji
۲
آن ماهیام که گوشهای از حوض مردهام
بیچاره آن دلی که به دریا سپردهام
کاربر ۱۵۲۰۵۲۲
۲
مادام که عمرِ من به دنیا باشد
هر جا که تو باشی، دلم آنجا باشد
دیگر خبر از خودم ندارم ای دوست!
تا باشد از این بیخبریها باشد
مهدی
۱
ـ اسیر سعی فروردین و اسفند!
بگویم نرخ ایمانِ تو را چند؟
ـ چه ایمانی؟ که حتّی سنگها هم
خدا را بهتر از من میشناسند
مهدی
۱
این خانه غمی دارد و آن خانه غمی
از اینهمه غم نمینویسد قلمی
در خانهٔ دیگری از این کوچهٔ تلخ
در وهم نشسته شاعر محترمی
امید ادهمی
۱
مبر از پینهٔ پیشانی من
گمان بر رتبهٔ عرفانی من
ز خاطر بردن ذکر سجود است
دلیل سجدهٔ طولانی من
سپهر
۱
شادی برای تو، غم عالم برای من
از ماههای سال، محرّم برای من
حسین علیزاده
۱
دل از هر کس ربودی، عاقبت روزی شهیدت شد
به قرآنت قسم، اینگونه فرجامیست با ما هم
matina
۱
اگر آتش ببارد غم، چه بهتر!
اگر یاری کند عالم، چه بهتر!
من امشب شعر خواهم گفت بیشک
اگر باران ببارد هم چه بهتر!
یك رهگذر
۱
آن ماهیام که گوشهای از حوض مردهام
بیچاره آن دلی که به دریا سپردهام
بیتاب، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامهٔ برگشتخوردهام
از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم
تا بار عشق را بگذارم به گُردهام
ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر
از باغ، غیر حسرت چیدن نبردهام
میترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد
وقتی مرا به دل بسپاری که مردهام
یك رهگذر
۱
شدهست بعد رفتن تو عمر، کوتاه
که راهِ کم برای مردِ خسته بهتر
Fatemeh Nassaji
۱
خلافت بود حقّ خائنی چون من؟ خداوندا!
از اوّل کاش اسیر این تعابیرم نمیکردی
کاربر ۱۵۲۰۵۲۲
۱
۷
من و تو چهرههایی زرد داریم
میان سینه، آهی سرد داریم
رباعی در رباعی داغ دیدیم
دوبیتی در دوبیتی درد داریم
Abaharlou.ir
۱
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود
آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
مهدی
۰
مبر از پینهٔ پیشانی من
گمان بر رتبهٔ عرفانی من
ز خاطر بردن ذکر سجود است
دلیل سجدهٔ طولانی من
the_soleimani
۰
کار عشق است نماز من اگر کامل نیست
آخر آنگاه که در یاد تواَم در سفرم
