جملات زیبا از متن کتاب بی‌خبری‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب بی‌خبری‌هاsubscriptionAvailable

کتاب بی‌خبری‌ها

مجموعه‌ی شعر

۴.۲(از ۲۲ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۶,۳۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود دنیا همه شعر است به چشمم اما شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
hawraasadat
۲۰
آوای آسمانی داوود، مال تو خاموشی مقدّس مریم برای من
سپهر
۷
گاه چون سروم که قامت بسته هنگام نماز گاه چون تاکم که می‌ریزد شراب از دست من
سپهر
۷
با اشک تو رودها درآمیخته‌اند از شور تو محشری برانگیخته‌اند ای تشنه‌لبی که اذن باران با توست! از شرم تو ابرها عرق ریخته‌اند
نقدی
۶
بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام
پاییز بانو
۶
من و این داغ ِ در تکرار مانده من و این آتشِ بیدار مانده مپرس از من چرا دلتنگ هستم دلم بینِ در و دیوار مانده
نقدی
۵
من امشب شعر خواهم گفت بی‌شک اگر باران ببارد هم چه بهتر!
سپهر
۵
من و این داغ ِ در تکرار مانده من و این آتشِ بیدار مانده مپرس از من چرا دلتنگ هستم دلم بینِ در و دیوار مانده
هدی
۵
یکی خشم زمستان را بگیرد یکی شلّاق توفان را بگیرد مبادا بر زمین افتد دوباره یکی دستان باران را بگیرد
امید ادهمی
۴
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
سپهر
۴
مرا شمس آن‌چنان از خود جدا کرد که شش دفتر فقط نی‌نامه دارم
سپهر
۴
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود دنیا همه شعر است به چشمم اما شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
محمدسام یعقوبی
۴
آن رازِ مگویم که اگر از قفس تن بیرون نزنم بغضم و بیرون بزنم اشک
the_soleimani
۳
۱ آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم تا بار عشق را بگذارم به گُرده‌ام ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده‌ام می‌ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد وقتی مرا به دل بسپاری که مرده‌ام
the_soleimani
۲
مراعات پر و بالت نکردیم نظر بر لطفِ هر سالت نکردیم سلامِ تازه‌ات از چیست؟ ای برف! مگر صد بار پامالت نکردیم؟!
امید ادهمی
۲
رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم
matina
۲
آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام
Fatemeh Nassaji
۲
مادام که عمرِ من به دنیا باشد هر جا که تو باشی، دلم آن‌جا باشد دیگر خبر از خودم ندارم ای دوست! تا باشد از این بی‌خبری‌ها باشد
کاربر ۱۵۲۰۵۲۲
۲
ـ اسیر سعی فروردین و اسفند! بگویم نرخ ایمانِ تو را چند؟ ـ چه ایمانی؟ که حتّی سنگ‌ها هم خدا را بهتر از من می‌شناسند
مهدی
۱
این خانه غمی دارد و آن خانه غمی از این‌همه غم نمی‌نویسد قلمی در خانهٔ دیگری از این کوچهٔ تلخ در وهم نشسته شاعر محترمی
مهدی
۱
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
امید ادهمی
۱
شادی برای تو، غم عالم برای من از ماه‌های سال، محرّم برای من
سپهر
۱
دل از هر کس ربودی، عاقبت روزی شهیدت شد به قرآنت قسم، این‌گونه فرجامی‌ست با ما هم
حسین علیزاده
۱
اگر آتش ببارد غم، چه بهتر! اگر یاری کند عالم، چه بهتر! من امشب شعر خواهم گفت بی‌شک اگر باران ببارد هم چه بهتر!
matina
۱
آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم تا بار عشق را بگذارم به گُرده‌ام ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده‌ام می‌ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد وقتی مرا به دل بسپاری که مرده‌ام
یك رهگذر
۱
شده‌ست بعد رفتن تو عمر، کوتاه که راهِ کم برای مردِ خسته بهتر
یك رهگذر
۱
خلافت بود حقّ خائنی چون من؟ خداوندا! از اوّل کاش اسیر این تعابیرم نمی‌کردی
Fatemeh Nassaji
۱
۷ من و تو چهره‌هایی زرد داریم میان سینه، آهی سرد داریم رباعی در رباعی داغ دیدیم دوبیتی در دوبیتی درد داریم
کاربر ۱۵۲۰۵۲۲
۱
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود دنیا همه شعر است به چشمم اما شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
Abaharlou.ir
۱
در دل توفانیِ هم، راه خود وا کرده‌ایم نیل اگر طغیان کند، اعجاز موسی نیز هست
هدی
۱