جملات زیبای کتاب بی‌خبری‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب بی‌خبری‌ها

بریده‌هایی از کتاب بی‌خبری‌ها

امتیاز
۴.۲از ۱۷ رأی
۴٫۲
(۱۷)
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود آن آینهٔ رو به خدا، چشم تو بود دنیا همه شعر است به چشمم اما شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
hawraasadat
با اشک تو رودها درآمیخته‌اند از شور تو محشری برانگیخته‌اند ای تشنه‌لبی که اذن باران با توست! از شرم تو ابرها عرق ریخته‌اند
نقدی
آوای آسمانی داوود، مال تو خاموشی مقدّس مریم برای من
سپهر
گاه چون سروم که قامت بسته هنگام نماز گاه چون تاکم که می‌ریزد شراب از دست من
سپهر
بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام
پاییز بانو
یکی خشم زمستان را بگیرد یکی شلّاق توفان را بگیرد مبادا بر زمین افتد دوباره یکی دستان باران را بگیرد
امید ادهمی
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
سپهر
من امشب شعر خواهم گفت بی‌شک اگر باران ببارد هم چه بهتر!
سپهر
مرا شمس آن‌چنان از خود جدا کرد که شش دفتر فقط نی‌نامه دارم
سپهر
۱ آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم تا بار عشق را بگذارم به گُرده‌ام ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده‌ام می‌ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد وقتی مرا به دل بسپاری که مرده‌ام
the_soleimani
مراعات پر و بالت نکردیم نظر بر لطفِ هر سالت نکردیم سلامِ تازه‌ات از چیست؟ ای برف! مگر صد بار پامالت نکردیم؟!
امید ادهمی
من و این داغ ِ در تکرار مانده من و این آتشِ بیدار مانده مپرس از من چرا دلتنگ هستم دلم بینِ در و دیوار مانده
نقدی
آن رازِ مگویم که اگر از قفس تن بیرون نزنم بغضم و بیرون بزنم اشک
the_soleimani
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
امید ادهمی
دل از هر کس ربودی، عاقبت روزی شهیدت شد به قرآنت قسم، این‌گونه فرجامی‌ست با ما هم
حسین علیزاده
رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم
matina
اگر آتش ببارد غم، چه بهتر! اگر یاری کند عالم، چه بهتر! من امشب شعر خواهم گفت بی‌شک اگر باران ببارد هم چه بهتر!
matina
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
مهدی
ـ اسیر سعی فروردین و اسفند! بگویم نرخ ایمانِ تو را چند؟ ـ چه ایمانی؟ که حتّی سنگ‌ها هم خدا را بهتر از من می‌شناسند
مهدی
این خانه غمی دارد و آن خانه غمی از این‌همه غم نمی‌نویسد قلمی در خانهٔ دیگری از این کوچهٔ تلخ در وهم نشسته شاعر محترمی
مهدی
کار عشق است نماز من اگر کامل نیست آخر آن‌گاه که در یاد تواَم در سفرم
the_soleimani
شادی برای تو، غم عالم برای من از ماه‌های سال، محرّم برای من
سپهر
یک بار تو هم خبر بگیر از حالم برخیز و خودت بیا به استقبالم ای قصر بلند آرزوها! ای دل! من بانگِ اذا زلزلت الزّلزالم
hawraasadat
به دست غیر مبادا امیدواری ما نیامده‌ست به جز ما کسی به یاری ما به رنج راه بیامیز تا بیاموزی به خطّ آبله، اسرار پایداری ما مدام داغ جوان دیده‌ایم و در تشییع ندیده است کسی اشک سوگواری ما به سربلندی سرویم و استواری کوه به رودهای جهان رفته بی‌قراری ما نمانده جای شکایت که در پی هر زخم بلندتر شده طومار بردباری ما بهار می‌رسد و پیش پای آمدنش خوشا که سرخ شود جامهٔ بهاری ما
pariya
مبر از پینهٔ پیشانی من گمان بر رتبهٔ عرفانی من ز خاطر بردن ذکر سجود است دلیل سجدهٔ طولانی من
pariya
مراعات پر و بالت نکردیم نظر بر لطفِ هر سالت نکردیم سلامِ تازه‌ات از چیست؟ ای برف! مگر صد بار پامالت نکردیم؟!
pariya
با اشک تو رودها درآمیخته‌اند از شور تو محشری برانگیخته‌اند ای تشنه‌لبی که اذن باران با توست! از شرم تو ابرها عرق ریخته‌اند
pariya
آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام
pariya
روزگاری از تو غافل بودم و در بند خویش حال در بند تو افتادم که از خود غافلم
pariya
آن ماهی‌ام که گوشه‌ای از حوض مرده‌ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده‌ام بی‌تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامهٔ برگشت‌خورده‌ام از بس که زخم بود بر آن، جا نیافتم تا بار عشق را بگذارم به گُرده‌ام ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده‌ام می‌ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد وقتی مرا به دل بسپاری که مرده‌ام
یك رهگذر

حجم

۲۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۶۸ صفحه

حجم

۲۶٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۶۸ صفحه

قیمت:
۱۶,۳۰۰
تومان