
بریدههایی از کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه سه جلدی)
۴٫۳
(۵۳)
تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمیآید. کسی که تجربه دارد قبل از هر چیز میداند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل میکند. بنابراین، تجربه، کلّ زندگی را باطل میکند. عشق، چیزیست یگانه و یکباره، امّا تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشقشدن، شرط اوّلش، بیتجربگیست _آلّا!
فخری
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسیست. مردان، اِنگار که برای حضور در معرکهٔ سیاست به دنیا میآیند؛ امّا زنان، بر این میدان منّت میگذارند که پا در آن مینهند. هر جا زنی هست که بهخاطر عدالت میجنگد، آنجا عِطری پیچیدهاست شیرین و شورانگیز و بهشتی.
فخری
کم برای خودت نخواه، زیاد برای دیگران؛ زیاد برای خودت نخواه، کم برای دیگران. زیاد برای همگان، و در کنار همگان برای خودت.
fati
جوان، اشتباه میکند و جهان را به پیش میراند.
پیر، خطا نمیکند و دنیا را به جانبِ توقّف میکشاند.
fati
من میتوانم برای این مردم باشد؛ امّا هرگز نمیتوانم با این مردم باشم.
فخری
آلنی گفت: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسیست. مردان، اِنگار که برای حضور در معرکهٔ سیاست به دنیا میآیند؛ امّا زنان، بر این میدان منّت میگذارند که پا در آن مینهند. هر جا زنی هست که بهخاطر عدالت میجنگد، آنجا عِطری پیچیدهاست شیرین و شورانگیز و بهشتی.
sahar...💙
_ علی جان! او که مرا خُرد میکند من نیستم، روزگار من است.
_ روزگار، خُردشدنیها را خُرد میکند، شکستنیها را میشکند، و بطلانپذیرها را باطل میکند. جِنست را عوض کن یاشا، بعد به جنگ با روزگار برو!
کاربر ۹۷۰۱۰۰
_ باید روشن کنی که مقصودت از «سنّت» چیست. سنّت، عادت نیست. این را به خاطر داشتهباشید! هرچیز که بدون هیچ تغییری، در طول زمان، تکرار میشود و تکرار میشود، عادت است نه سنّت. آنچه از گذشته میآید و متناسب با زمان، دگرگونیهایی مثبت میپذیرد و ریشهها و اتّصالاتِ ابتدایی یا قدیمی یا کُهنِ خود را حفظ میکند، سنّت است. تمام تعاریف دیگر از سنّت را دور بریزید و خود را خلاص کنید!
کاربر ۹۷۰۱۰۰
از این گذشته، بیاعتقاد به هر نوع مبارزهٔ سیاسیست. شعارش «یک گوشهٔ دنیا را آبادکردن» است و کاری به کار الباقی دنیا نداشتن.
_ اشتباه اساسی و جبرانناپذیر او این است که خیال میکند اگر او کاری به کار دنیا نداشتهباشد، دنیا هم کاری به کار او نخواهدداشت. حرفش از قدیم این بوده که: «افعی نمیزند مگر آنکه پا روی دُمش بگذاری» و نمیفهمد که «گرگهای گرسنه، پاره میکنند، انتخاب نمیکنند».
کاربر ۹۷۰۱۰۰
خاطره مثلِ دردِ زایمان است. به دیگری منتقلش نمیشود کرد.
Ziba
_ شما و دوستانتان یک حزب را اداره میکنید. چطور ممکن است مسئولان یک حزب نتوانند به سادهترین پرسشهای طرفداران یا مخالفان خود جواب بدهند؟
_ همهٔ اعضاء برای این کار نیستند. بعضیها شُخم میزنند، بعضیها میکارند، بعضیها درو میکنند. اغتشاش در مسئولیتها، اغتشاش در عملکردها را باعث میشود.
fati
کم برای خودت نخواه، زیاد برای دیگران؛ زیاد برای خودت نخواه، کم برای دیگران. زیاد برای همگان، و در کنار همگان برای خودت.
fati
؟ سیاست، یک حرکت ضدّعاطفیست نه یک اقدام عاطفی
فخری
مردم، به دلیل دردهایشان به حزب میپیوندند، نه به دلیل سلامتشان؛ به دلیل نیازهایشان، نه بینیازیهایشان؛ به دلیل گرسنگی، نه سیریِ بیشازحد؛ و هدف ما، هدف بزرگ ما، گردآوردنِ همهٔ مردم در حزب رهاییبخش تودههاست نه معالجهٔ دلپیچه و اسهال و کچلی و تَراخُم.
فخری
رؤیا، جوانان را فداییِ حزب میکند نه واقعیت،
فخری
پیشکش به بزرگی
که به درستی، خلوص، و بزرگی باورش کردهام؛
به مردی که مرا به نوشتن الباقی «آتش بدون دود» واداشت.
نامش برای این خاک، مبارک باد
و برای همهٔ عاشقان وطن!
و ای کاش
زمانی برسد
که او، همچنان، باشد
و دیگر، درد نباشد، و ایرانیِ دردمند هم.
ن.ا.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
رؤیا، جوانان را فداییِ حزب میکند نه واقعیت، و نه واقعیتی که چندان دردناک هم نباشد. تضاد، آقای دکتر، تضادّ میان آنچه هست و آنچه که باید باشد، ایجاد آشوب و بَلوا و جنگ و مبارزه و انقلاب میکند.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
زیبایی، همیشه رؤیا میسازد. گناه از رؤیاساز نیست، از زیباییست.
گناه از زیبا هم نیست. کفران نعمت که نباید کرد.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
من تجربههای تو را ندارم آلنی! من خیلی جوانم.
_ برای چهکار جوانی؟ تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمیآید. کسی که تجربه دارد قبل از هر چیز میداند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل میکند. بنابراین، تجربه، کلّ زندگی را باطل میکند. عشق، چیزیست یگانه و یکباره، امّا تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشقشدن، شرط اوّلش، بیتجربگیست _آلّا!
_ دانستنِ این مسأله، خودش، کلّی تجربه میخواهد.
Ziba
کعبه! شوهرت را بخواه، به قدر یک عالَم؛ امّا نگذار که در هیچکجای این عالم دانهٔ ترس بپاشد و انبوهانبوه غم و درد درو کند…
کاربر ۹۷۰۱۰۰
مردم ما هیجانهای لحظهیی و اقداماتِ محصولِ این لحظهها را دوست ندارند و به آن بها نمیدهند. مردم ما آرمانخواهانی طبیعی_تاریخی هستند.
Ziba
کسی میتواند وطن روح مرا عاشق باشد که روی خاکش راه رفتهباشد _پای پیاده، سالها؛ و چنین موجودی، در سراسر جهان، تویی، برای اَبد _تو.
Ziba
آنها، آلنیاوجای سادهدل خوشنیّت پاکتَن! حتّی میتوانند از رفقای خودِ ما باشند و در تشیکلات سیاسی خود ما. اینها، بهخصوص، اعتقادشان به نجابت بسیار کم است. اینها چیزهایی در باب آزادیهای جنسی شنیدهاند و خواندهاند و گمان کردهاند که منحرفکردن زنان، آزادیبخشیدن به زنان است، و عیّاشی و هرزگی با زنان مختلف، حتّی زنان شوهردار، بهرهگیری منطقی از آزادیهای بشریست.
fati
من، میدانید که ابداً سیاسی نیستم؛ امّا وقتی میبینم که مردم یک مملکتِ ششهزارساله، با آن تمدّن و فرهنگ و پیشینهٔ علمی، همهشان علیل و مریضاند، باور میکنم که این مسأله، بهتنهایی، میتواند حدّ خیانتپیشگی و عدملیاقت حکومت را اثبات کند. من، این روزها، همهجا، حتّی سر کلاسهایم صراحتاً میگویم که تعداد بیماران یک مملکت، دقیقاً نشاندهندهٔ حدّ سلامت و فساد نظام حاکم است. نظام حاکم مریض، یک مملکت مریض را میگرداند، نظام حاکم سلامت، یک مملکت سلامت را. دکتر آلنی آقاویلر! اجازه بدهید اقرار کنم: شما چشمهای منِ پیرمرد را به روی واقعیت بزرگی باز کردید: این شاه و پدرش، جز خیانت به این مملکت، کاری نکردهاند.
fati
حجم
۴۶۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۴۶۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
قیمت:
۲۳۰,۰۰۰
۱۶۱,۰۰۰۳۰%
تومان