جملات زیبای کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه سه جلدی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه سه جلدی)

کتاب آتش بدون دود (جلد دوم از مجموعه سه جلدی)

واقیعت‌های پرخون، حرکت از نو

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۵۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
نادر ابراهیمی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فخری
۴۵
تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمی‌آید. کسی که تجربه دارد قبل از هر چیز می‌داند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل می‌کند. بنابراین، تجربه، کلّ زندگی را باطل می‌کند. عشق، چیزی‌ست یگانه و یکباره، امّا تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشق‌شدن، شرط اوّلش، بی‌تجربگی‌ست _آلّا!
فخری
۱۱
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی‌ست. مردان، اِنگار که برای حضور در معرکهٔ سیاست به دنیا می‌آیند؛ امّا زنان، بر این میدان منّت می‌گذارند که پا در آن می‌نهند. هر جا زنی هست که به‌خاطر عدالت می‌جنگد، آنجا عِطری پیچیده‌است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
fati
۷
کم برای خودت نخواه، زیاد برای دیگران؛ زیاد برای خودت نخواه، کم برای دیگران. زیاد برای همگان، و در کنار همگان برای خودت.
fati
۵
جوان، اشتباه می‌کند و جهان را به پیش می‌راند. پیر، خطا نمی‌کند و دنیا را به جانبِ توقّف می‌کشاند.
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۵
و انسان، اگر گهگاه، با تمامی نیروی خود زار نزند، انسان نیست، سنگ است.
fati
۳
خوف‌انگیزترین گناه نابخشودنی من این است که گفته‌ام، با صدای بلند گفته‌ام، و نوشته‌ام که: ترکمن، گندم می‌کارَد؛ امّا برای شام شبش، نان ندارد…
فخری
۲
من می‌توانم برای این مردم باشد؛ امّا هرگز نمی‌توانم با این مردم باشم.
Ziba
۲
من تجربه‌های تو را ندارم آلنی! من خیلی جوانم. _ برای چه‌کار جوانی؟ تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمی‌آید. کسی که تجربه دارد قبل از هر چیز می‌داند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل می‌کند. بنابراین، تجربه، کلّ زندگی را باطل می‌کند. عشق، چیزی‌ست یگانه و یکباره، امّا تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشق‌شدن، شرط اوّلش، بی‌تجربگی‌ست _آلّا! _ دانستنِ این مسأله، خودش، کلّی تجربه می‌خواهد.
Ziba
۲
خاطره مثلِ دردِ زایمان است. به دیگری منتقلش نمی‌شود کرد.
علی میرزایی نژاد
۲
یک مثَل قدیمی ترکمنی می‌گوید: «از چوپان خیلی‌خیلی پیری که از زندگی می‌نالید پرسیدند: چرا نمی‌میری؟ گفت: می‌خواهم؛ امّا وقت ندارم. دوازده تا نَوهٔ گرسنهٔ من منتظرند برایشان غذا ببرم، صدتا میش شیرده من منتظرند شیرشان را بدوشم، آغُل گوسفندانم منتظر است که دیوارش را تمام کنم، آن کُندهٔ هیزم منتظر است که خردش کنم… دوغ منتظر است… پنیر… سرشیر… گفتند: برو پدر جان که تو هیچ‌وقت نمی‌میری…
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۲
از عشق سخن باید گفت؛ همیشه از عشق سخن باید گفت.
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۲
آدم‌های اسیرِ شهوت، عموماً نقصِ عقل دارند
sahar...💙
۱
آلنی گفت: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی‌ست. مردان، اِنگار که برای حضور در معرکهٔ سیاست به دنیا می‌آیند؛ امّا زنان، بر این میدان منّت می‌گذارند که پا در آن می‌نهند. هر جا زنی هست که به‌خاطر عدالت می‌جنگد، آنجا عِطری پیچیده‌است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۱
_ علی جان! او که مرا خُرد می‌کند من نیستم، روزگار من است. _ روزگار، خُردشدنی‌ها را خُرد می‌کند، شکستنی‌ها را می‌شکند، و بطلان‌پذیرها را باطل می‌کند. جِنست را عوض کن یاشا، بعد به جنگ با روزگار برو!
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۱
_ باید روشن کنی که مقصودت از «سنّت» چیست. سنّت، عادت نیست. این را به خاطر داشته‌باشید! هرچیز که بدون هیچ تغییری، در طول زمان، تکرار می‌شود و تکرار می‌شود، عادت است نه سنّت. آنچه از گذشته می‌آید و متناسب با زمان، دگرگونی‌هایی مثبت می‌پذیرد و ریشه‌ها و اتّصالاتِ ابتدایی یا قدیمی یا کُهنِ خود را حفظ می‌کند، سنّت است. تمام تعاریف دیگر از سنّت را دور بریزید و خود را خلاص کنید!
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۱
از این گذشته، بی‌اعتقاد به هر نوع مبارزهٔ سیاسی‌ست. شعارش «یک گوشهٔ دنیا را آبادکردن» است و کاری به کار الباقی دنیا نداشتن. _ اشتباه اساسی و جبران‌ناپذیر او این است که خیال می‌کند اگر او کاری به کار دنیا نداشته‌باشد، دنیا هم کاری به کار او نخواهدداشت. حرفش از قدیم این بوده که: «افعی نمی‌زند مگر آن‌که پا روی دُمش بگذاری» و نمی‌فهمد که «گرگ‌های گرسنه، پاره می‌کنند، انتخاب نمی‌کنند».
fati
۱
آنها، آلنی‌اوجای ساده‌دل خوش‌نیّت پاک‌تَن! حتّی می‌توانند از رفقای خودِ ما باشند و در تشیکلات سیاسی خود ما. اینها، به‌خصوص، اعتقادشان به نجابت بسیار کم است. اینها چیزهایی در باب آزادی‌های جنسی شنیده‌اند و خوانده‌اند و گمان کرده‌اند که منحرف‌کردن زنان، آزادی‌بخشیدن به زنان است، و عیّاشی و هرزگی با زنان مختلف، حتّی زنان شوهردار، بهره‌گیری منطقی از آزادی‌های بشری‌ست.
کاربر ۵۶۲۵۶۵۹
۱
می‌خواهمش _آن‌طور که هست، نه آن‌طور که ای کاش می‌بود.
hodabedi
۱
کلمات، تا چه حد ممکن است به انسان خیانت کنند، و تا چه حد ممکن است عاجز باشند از این‌که نیّت ما را منتقل کنند. من، از این پس، هرگز چنین اشتباهی را نخواهم‌کرد و کلمات را تحت‌تأثیر عاطفه و احساسم به کار نخواهم‌گرفت
fati
۰
_ شما و دوستانتان یک حزب را اداره می‌کنید. چطور ممکن است مسئولان یک حزب نتوانند به ساده‌ترین پرسش‌های طرفداران یا مخالفان خود جواب بدهند؟ _ همهٔ اعضاء برای این کار نیستند. بعضی‌ها شُخم می‌زنند، بعضی‌ها می‌کارند، بعضی‌ها درو می‌کنند. اغتشاش در مسئولیت‌ها، اغتشاش در عملکردها را باعث می‌شود.
fati
۰
کم برای خودت نخواه، زیاد برای دیگران؛ زیاد برای خودت نخواه، کم برای دیگران. زیاد برای همگان، و در کنار همگان برای خودت.
فخری
۰
؟ سیاست، یک حرکت ضدّعاطفی‌ست نه یک اقدام عاطفی
فخری
۰
مردم، به دلیل دردهایشان به حزب می‌پیوندند، نه به دلیل سلامتشان؛ به دلیل نیازهایشان، نه بی‌نیازی‌هایشان؛ به دلیل گرسنگی، نه سیریِ بیش‌ازحد؛ و هدف ما، هدف بزرگ ما، گردآوردنِ همهٔ مردم در حزب رهایی‌بخش توده‌هاست نه معالجهٔ دلپیچه و اسهال و کچلی و تَراخُم.
فخری
۰
رؤیا، جوانان را فداییِ حزب می‌کند نه واقعیت،
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۰
پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص، و بزرگی باورش کرده‌ام؛ به مردی که مرا به نوشتن الباقی «آتش بدون دود» واداشت. نامش برای این خاک، مبارک باد و برای همهٔ عاشقان وطن! و ای کاش زمانی برسد که او، همچنان، باشد و دیگر، درد نباشد، و ایرانیِ دردمند هم. ن.ا.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۰
رؤیا، جوانان را فداییِ حزب می‌کند نه واقعیت، و نه واقعیتی که چندان دردناک هم نباشد. تضاد، آقای دکتر، تضادّ میان آنچه هست و آنچه که باید باشد، ایجاد آشوب و بَلوا و جنگ و مبارزه و انقلاب می‌کند.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۰
زیبایی، همیشه رؤیا می‌سازد. گناه از رؤیاساز نیست، از زیبایی‌ست. گناه از زیبا هم نیست. کفران نعمت که نباید کرد.
کاربر ۹۷۰۱۰۰
۰
کعبه! شوهرت را بخواه، به قدر یک عالَم؛ امّا نگذار که در هیچ‌کجای این عالم دانهٔ ترس بپاشد و انبوه‌انبوه غم و درد درو کند…
Ziba
۰
مردم ما هیجان‌های لحظه‌یی و اقداماتِ محصولِ این لحظه‌ها را دوست ندارند و به آن بها نمی‌دهند. مردم ما آرمان‌خواهانی طبیعی_تاریخی هستند.
Ziba
۰
کسی می‌تواند وطن روح مرا عاشق باشد که روی خاکش راه رفته‌باشد _پای پیاده، سال‌ها؛ و چنین موجودی، در سراسر جهان، تویی، برای اَبد _تو.