
٪۴۰
mahya
۸
ما آنقدر از مرگ میترسیم که همیشه سعی داریم عذری برای مردهها بتراشیم و از گناه آنها بگذریم، انگار میخواهیم پیشاپیش برای مرگ خودمان هم عذری بیاورند و از ما بگذرند
shariaty
۸
شوهرش همراه با اولین مرد کور بهآهستگی به طرف در میرفتند، کنار تختهای دو طرف میایستادند و اشیای قیمتی کورها را میگرفتند، بعضیشان اعتراض میکردند که این غارت بیشرمانه است، درست هم میگفتند، سایرین هم با لاقیدی دارایی خود را میدادند و استدلال هم میکردند که هیچچیز دنیا برای آنها نمیماند و آدم مالک مطلق چیزی نیست، این هم حقیقتی شفاف بود
shariaty
۴
شاگرد دوافروش گفت کور شدن من خیلی ساده بود، شنیدم کوری بین مردم شایع شده، میخواستم بدانم اگر کور شوم چطور میشوم، چشمهایم را بستم و وقتی باز کردم کور شدم،
کاربر ۲۶۳۱۸۲۹
۴
اگر نمیتوانیم کاملاً مثل آدم زندگی کنیم، دستکم هرچه در توان داریم بهکار بگیریم تا کاملاً حیوان نشویم
alisfr182
۲
زندگی با آدمهای دیگر مشکل نیست، درک کردنشان مشکل است.
larrieher
۱
اگر نمیتوانیم کاملاً مثل آدم زندگی کنیم، دستکم هرچه در توان داریم بهکار بگیریم تا کاملاً حیوان نشویم،
larrieher
۱
گریه بهنوعی خلاصی به حساب میآید، گاهی وقتها اگر گریه نکنیم میمیریم.
larrieher
۱
ما اصلاً برای مردن به دنیا آمدهایم، به همین دلیل هم بعضی میگویند ما مرگ را زادهایم
larrieher
۰
معمولاً حقیقت را توی دروغ پنهان میکنند تا نتیجهٔ دیگری بگیرند
larrieher
۰
از خود پرسید کشتن کی لازم است، خودش هم جواب داد وقتی آنچه هنوز زنده است، مرده باشد.
larrieher
۰
ذهن اسیر اوهام میشود، مخصوصاً وقتی جلوی دیوهایی که خود خلق کرده، زانو میزند
larrieher
۰
امروز، امروز است، فردا هم که بیاید فرداست، من امروز مسئول هستم، نه فردایی که کور میشوم
