ما آنقدر از مرگ میترسیم که همیشه سعی داریم عذری برای مردهها بتراشیم و از گناه آنها بگذریم، انگار میخواهیم پیشاپیش برای مرگ خودمان هم عذری بیاورند و از ما بگذرند
mahya
شوهرش همراه با اولین مرد کور بهآهستگی به طرف در میرفتند، کنار تختهای دو طرف میایستادند و اشیای قیمتی کورها را میگرفتند، بعضیشان اعتراض میکردند که این غارت بیشرمانه است، درست هم میگفتند، سایرین هم با لاقیدی دارایی خود را میدادند و استدلال هم میکردند که هیچچیز دنیا برای آنها نمیماند و آدم مالک مطلق چیزی نیست، این هم حقیقتی شفاف بود
shariaty
اگر نمیتوانیم کاملاً مثل آدم زندگی کنیم، دستکم هرچه در توان داریم بهکار بگیریم تا کاملاً حیوان نشویم
کاربر ۲۶۳۱۸۲۹
شاگرد دوافروش گفت کور شدن من خیلی ساده بود، شنیدم کوری بین مردم شایع شده، میخواستم بدانم اگر کور شوم چطور میشوم، چشمهایم را بستم و وقتی باز کردم کور شدم،
shariaty
زندگی با آدمهای دیگر مشکل نیست، درک کردنشان مشکل است.
alisfr182
اگر نمیتوانیم کاملاً مثل آدم زندگی کنیم، دستکم هرچه در توان داریم بهکار بگیریم تا کاملاً حیوان نشویم،
larrieher
گریه بهنوعی خلاصی به حساب میآید، گاهی وقتها اگر گریه نکنیم میمیریم.
larrieher
ما اصلاً برای مردن به دنیا آمدهایم، به همین دلیل هم بعضی میگویند ما مرگ را زادهایم
larrieher
معمولاً حقیقت را توی دروغ پنهان میکنند تا نتیجهٔ دیگری بگیرند
larrieher
از خود پرسید کشتن کی لازم است، خودش هم جواب داد وقتی آنچه هنوز زنده است، مرده باشد.
larrieher
ذهن اسیر اوهام میشود، مخصوصاً وقتی جلوی دیوهایی که خود خلق کرده، زانو میزند
larrieher
امروز، امروز است، فردا هم که بیاید فرداست، من امروز مسئول هستم، نه فردایی که کور میشوم
larrieher