
کتاب مدرک، سهگانهی دوقلوها؛ کتاب دوم
انتشارات:
انتشارات مروارید٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Mohammad
۳۲
بهترین جا واسه خوابیدن، قبر کسی است که زمانی دوستش داشتیم.
Mohammad
۷
تنها فرق بین مردهها و آنهایی که رفتهاند همین است، نه؟ آنهایی که نمردهاند برمیگردند.
pejman
۵
از چه چیز میتوانستم بنویسم؟ در زندگیام هیچ اتفاقی نمیافتاد، هیچوقت در زندگی من اتفاقی نیفتاده بود، و همینطور در اطرافم. منظورم اتفاقی است که ارزش نوشتن داشته باشد.
fr
۵
برام زیاد مهم نیست که بدنم زخمی بشود. ولی اگر مجبور بشوم کس دیگری را زخمی کنم، این خودش زخم دیگری برام میشود که نمیتوانم تحملش کنم.
pejman
۴
مردهها هیچکجا نیستند و همهجا هستند.
pejman
۴
به چیزی که میگویید باور دارید؟
ـ مجبورم باورشان کنم.
ـ ولی ته دلتان، به چی فکر میکنید؟
ـ من فکر نمیکنم. نمیتوانم به همچین جسارتی دست بزنم. ترس، از بچگی تو وجودم است.
Mary gholami
۴
زندگی همین است. همهچی با گذشت زمان محو میشود. خاطرات کمرنگ میشوند، درد کم میشود.
pejman
۳
ـ هنوز یک بچه بودم. ولی هیچی را فراموش نکردهام.
ـ فراموش خواهید کرد. زندگی همین است. همهچی با گذشت زمان محو میشود. خاطرات کمرنگ میشوند، درد کم میشود
Ani
۳
به این نتیجه رسیدم، لوکاس، که هر آدمی فقط واسه نوشتن یک کتاب دنیا آمده، نه هیچ کار دیگری.
کاربر ۳۷۷۹۸۰۷
۲
ـ روابط شما با کلارا، چیزی است که هنوز ازش سر درنمیآورم. او از شما بزرگتر است.
ـ سن مهم نیست. من عاشق او هستم. همهٔ چیزی که میخواستید بدانید این بود؟
ـ نه، همهاش این نیست. این را از قبل میدانستم. واقعاً دوستش دارید؟
لوکاس در را باز میکند:
ـ من معنی این کلمه را نمیدانم. هیچکس معنیاش را نمیداند.
Parinaz
۲
فراموش خواهید کرد. زندگی همین است. همهچی با گذشت زمان محو میشود.
pejman
۱
آنها میکشند و اعادهٔ حیثیت میکنند. آنها معذرت میخواهند، ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همهٔ موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
pejman
۱
همهٔ ما تو زندگیمان اشتباههای مرگباری مرتکب میشویم، و وقتی متوجه میشویم که دیگه کار از کار گذشته.
Parinaz
۱
کسی که هیچی ننویسد، یک آدم بازنده است، فقط از زمین میگذرد و هیچ ردی از خودش باقی نمیگذارد.
Parinaz
۱
برام زیاد مهم نیست که بدنم زخمی بشود. ولی اگر مجبور بشوم کس دیگری را زخمی کنم، این خودش زخم دیگری برام میشود که نمیتوانم تحملش کنم.
zeynab
۱
آنها برام نوشتهاند: «شوهرتان بیگناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدمهای زیادی را اشتباهی کشتهایم، اما حالا، همهچیز سروسامان گرفته است، ما پوزش میخواهیم و قول میدهیم که دیگر چنین اشتباههایی تکرار نشود.» آنها میکشند و اعادهٔ حیثیت میکنند. آنها معذرت میخواهند، ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همهٔ موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
Ani
۱
تنها فرق بین مردهها و آنهایی که رفتهاند همین است، نه؟ آنهایی که نمردهاند برمیگردند.
Raynamaria
۱
ـ نمیتوانم. هیچوقت نمیتوانم کسی را بزنم، زخمی کنم.
ـ چرا؟ دیگران تو را میزنند، زخمیات میکنند.
بچه به چشمهای لوکاس خیره میشود:
ـ برام زیاد مهم نیست که بدنم زخمی بشود. ولی اگر مجبور بشوم کس دیگری را زخمی کنم، این خودش زخم دیگری برام میشود که نمیتوانم تحملش کنم.
یونا
۰
هر آدمی فقط واسه نوشتن یک کتاب دنیا آمده، نه هیچ کار دیگری. یک کتاب نبوغآمیز یا یک کتاب معمولی، مهم نیست، ولی کسی که هیچی ننویسد، یک آدم بازنده است، فقط از زمین میگذرد و هیچ ردی از خودش باقی نمیگذارد.
ne
۰
«درد کم میشود، خاطرات کمرنگ میشوند.»
Parinaz
۰
آنها میکشند و اعادهٔ حیثیت میکنند. آنها معذرت میخواهند، ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همهٔ موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
Ani
۰
مردهها هیچکجا نیستند و همهجا هستند.
Ani
۰
همهٔ ما تو زندگیمان اشتباههای مرگباری مرتکب میشویم، و وقتی متوجه میشویم که دیگه کار از کار گذشته.
Ani
۰
بهترین جا واسه خوابیدن، قبر کسی است که زمانی دوستش داشتیم.
Raynamaria
۰
ـ نمیتوانم. هیچوقت نمیتوانم کسی را بزنم، زخمی کنم.
ـ چرا؟ دیگران تو را میزنند، زخمیات میکنند.
بچه به چشمهای لوکاس خیره میشود:
ـ برام زیاد مهم نیست که بدنم زخمی بشود. ولی اگر مجبور بشوم کس دیگری را زخمی کنم، این خودش زخم دیگری برام میشود که نمیتوانم تحملش کنم.