جملات زیبا از متن کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد... | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...

کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...

مجموعه‌ی شعر

۳.۲(از ۱۰ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
کامران رسول‌زاده
categoryدسته‌بندی:
شعر معاصر

قیمت:

۴۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
ما یک نفر بودیم و آن یک نفر تو بودی... از ما یک نفر، یکی عاشق بود، و آن یک نفر تو نبودی...
Leantigone
۱۳
چه فرق می‌کند چه کسی عاشق‌تر است؟ مسئله اینست که آخر این بازی تو سهم من نیستی...
sama
۷
تو بودنِ مرا انکار می‌کنی و من نبودنت را، مسئله این است...
abbas5549
۶
باران شیوهٔ جدید گریه‌های من است، همهٔ شهر پاییزها، با من همدردی می‌کنند...
sama
۶
پس چرا به هدف نمی‌خورد این گلوله که سال‌هاست در مغزم می‌چرخد...؟ تو که کِشیدی وقتِ رفتن، ماشهٔ تمام تفنگ‌های جهان را رویِ شقیقه‌ام...
دختر پاييزي
۶
سر و ته این حرف‌ها را که بزنم، باز هم تویی که در سرم تهِ حرف‌ها را می‌زنی...
Leantigone
۵
اعتراف کنم تمام کِشیش‌ها عاشقت می‌شوند، من جهنم را ترجیح می‌دهم...
Leantigone
۵
ستارهٔ من جایی، قبل‌تر از هزار سال نوریِ پیش مرده است، من قرن‌هاست به «هیچ» زُل زده‌ام...
sama
۵
چرا هنوز سر از شعرهای دیگران درمی‌آوری؟ نکند ازینکه می‌نویسم زیباتر باشی...؟
sama
۴
به ماهی‌ها بگو دوام بیاورند، شعر دارد به دریا می رسد...
فاطمه.💘
۴
قِلقِ موهات دستم آمده، بس که شعر می‌بافم، موهای تو دستاوردِ پیچیدهٔ شعرهای من است...
راحله
۳
کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...
abbas5549
۳
پیش بیا! این روزها بیشتر از همیشه به این پیشامد نیاز دارم...
sama
۳
در من ازدحام کرده‌ای، مثل جنگلی که درختانش نمی‌گذارند ببینمت...
abbas5549
۲
دلم بهار می‌خواهد، عاشقم شو...!
sama
۲
مادر سالخوردگی دخترکی تنهاست که عروسک‌هاش حرف می‌زنند، بزرگ می‌شوند، راه می‌افتند و می‌روند...
sama
۲
روزها که مُدام با منی، شب‌ها هم در خوابم... تو چرا نمی‌خوابی...؟
کاربر ۹۰۲۵۴۱۳
۲
باید شلّیک می‌کردی، حالا داغِ این گلوله تا ابد به سینه‌ام می‌ماند...
فاطمه.💘
۲
تو مثل حساسیت فصلی، بین گرده‌افشانی شعرهام، شبیه واژهٔ ناگهان، در ذهنم پخش می‌شوی... تو حساس‌ترین فصل عمر منی...
پاییز بانو
۲
نخواستی، وگرنه نقشهٔ جهان این نبود، و دنیا کشورِ آزادی داشت که پرچمش رنگِ چشم‌های تو بود...
راحله
۱
این چه زندگی‌ست که برای من درست کرده‌ای!؟ به خودت نگاه کن! تو چرا این‌قدر زیبایی...!؟
راحله
۱
این چه فُرمِ نبودن است!؟ به من نگاه کن! نیستی، اما هستی...
abbas5549
۱
از این تلخ‌تر که من شراب کهنه‌ای باشم پشت تنهاییِ رَف...؟ ازین تلخ‌تر که سرنَکشی حتی جرعه‌ای از مرا...؟ من این کهنگیِ تلخِ بی تو را چه کُنم...؟
abbas5549
۱
بیدار شدم اما برعکس... حالا، در گذشته زندگی می‌کنم ملالی نیست بر عکس همیشه خوبم، تو هستی خاطرات‌مان هستند و من بر عکس تو عاشقم...
abbas5549
۱
اعتراف کنم تمام کِشیش‌ها عاشقت می‌شوند، من جهنم را ترجیح می‌دهم...
پاییز بانو
۱
موهات، از لبهٔ شعر بیرون زده، می‌دانستم این شراب کار خودش را می‌کند...
پاییز بانو
۱
روزها که مُدام با منی، شب‌ها هم در خوابم... تو چرا نمی‌خوابی...؟
پاییز بانو
۱
جهان در ایستگاه بعدی پیاده می‌شود بس که راننده عاشق است، پیاده شو! داری همه را عاشق می‌کنی...
پاییز بانو
۱
تنم به تنت خورده که بعد از تو از هیچ نَبَرد تن به تنی جان سالم به در نمی‌بَرم...
پاییز بانو
۱
شعر پرنده‌ای‌ست که وقت رد شدنت از ذهنم می‌پرد...
پاییز بانو
۱