جملات زیبای کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد٫٫٫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...

بریده‌هایی از کتاب کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۱از ۱۰ رأی
۳٫۱
(۱۰)
ما یک نفر بودیم و آن یک نفر تو بودی... از ما یک نفر، یکی عاشق بود، و آن یک نفر تو نبودی...
Leantigone
باران شیوهٔ جدید گریه‌های من است، همهٔ شهر پاییزها، با من همدردی می‌کنند...
sama
پس چرا به هدف نمی‌خورد این گلوله که سال‌هاست در مغزم می‌چرخد...؟ تو که کِشیدی وقتِ رفتن، ماشهٔ تمام تفنگ‌های جهان را رویِ شقیقه‌ام...
دختر پاييزي
اعتراف کنم تمام کِشیش‌ها عاشقت می‌شوند، من جهنم را ترجیح می‌دهم...
Leantigone
ستارهٔ من جایی، قبل‌تر از هزار سال نوریِ پیش مرده است، من قرن‌هاست به «هیچ» زُل زده‌ام...
sama
چه فرق می‌کند چه کسی عاشق‌تر است؟ مسئله اینست که آخر این بازی تو سهم من نیستی...
sama
سر و ته این حرف‌ها را که بزنم، باز هم تویی که در سرم تهِ حرف‌ها را می‌زنی...
Leantigone
تو بودنِ مرا انکار می‌کنی و من نبودنت را، مسئله این است...
abbas5549
چرا هنوز سر از شعرهای دیگران درمی‌آوری؟ نکند ازینکه می‌نویسم زیباتر باشی...؟
sama
به ماهی‌ها بگو دوام بیاورند، شعر دارد به دریا می رسد...
فاطمه.
قِلقِ موهات دستم آمده، بس که شعر می‌بافم، موهای تو دستاوردِ پیچیدهٔ شعرهای من است...
راحله
کوتاه بیا! عمرم به نیامدنت قد نمی‌دهد...
abbas5549
پیش بیا! این روزها بیشتر از همیشه به این پیشامد نیاز دارم...
sama
در من ازدحام کرده‌ای، مثل جنگلی که درختانش نمی‌گذارند ببینمت...
abbas5549
دلم بهار می‌خواهد، عاشقم شو...!
sama
مادر سالخوردگی دخترکی تنهاست که عروسک‌هاش حرف می‌زنند، بزرگ می‌شوند، راه می‌افتند و می‌روند...
sama
روزها که مُدام با منی، شب‌ها هم در خوابم... تو چرا نمی‌خوابی...؟
کاربر ۹۰۲۵۴۱۳
باید شلّیک می‌کردی، حالا داغِ این گلوله تا ابد به سینه‌ام می‌ماند...
فاطمه.
نخواستی، وگرنه نقشهٔ جهان این نبود، و دنیا کشورِ آزادی داشت که پرچمش رنگِ چشم‌های تو بود...
راحله
این چه زندگی‌ست که برای من درست کرده‌ای!؟ به خودت نگاه کن! تو چرا این‌قدر زیبایی...!؟
راحله
این چه فُرمِ نبودن است!؟ به من نگاه کن! نیستی، اما هستی...
abbas5549
از این تلخ‌تر که من شراب کهنه‌ای باشم پشت تنهاییِ رَف...؟ ازین تلخ‌تر که سرنَکشی حتی جرعه‌ای از مرا...؟ من این کهنگیِ تلخِ بی تو را چه کُنم...؟
abbas5549
بیدار شدم اما برعکس... حالا، در گذشته زندگی می‌کنم ملالی نیست بر عکس همیشه خوبم، تو هستی خاطرات‌مان هستند و من بر عکس تو عاشقم...
abbas5549
اعتراف کنم تمام کِشیش‌ها عاشقت می‌شوند، من جهنم را ترجیح می‌دهم...
پاییز بانو
موهات، از لبهٔ شعر بیرون زده، می‌دانستم این شراب کار خودش را می‌کند...
پاییز بانو
روزها که مُدام با منی، شب‌ها هم در خوابم... تو چرا نمی‌خوابی...؟
پاییز بانو
جهان در ایستگاه بعدی پیاده می‌شود بس که راننده عاشق است، پیاده شو! داری همه را عاشق می‌کنی...
پاییز بانو
تنم به تنت خورده که بعد از تو از هیچ نَبَرد تن به تنی جان سالم به در نمی‌بَرم...
پاییز بانو
شعر پرنده‌ای‌ست که وقت رد شدنت از ذهنم می‌پرد...
پاییز بانو
تو مثل حساسیت فصلی، بین گرده‌افشانی شعرهام، شبیه واژهٔ ناگهان، در ذهنم پخش می‌شوی... تو حساس‌ترین فصل عمر منی...
پاییز بانو

حجم

۶۴٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۰۵ صفحه

حجم

۶۴٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها

۱۰۵ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان