جملات زیبای کتاب چهل هفته انتظار | طاقچه
تصویر جلد کتاب چهل هفته انتظار

بریده‌هایی از کتاب چهل هفته انتظار

انتشارات:عهد مانا
امتیاز
۴.۱از ۱۲ رأی
۴٫۱
(۱۲)
"کسی که رشد پدیده‌ها را از بنیاد آن‌ها مورد مطالعه قرار می‌دهد بهترین بینش را در مورد آنان خواهد داشت".
رویای صادقه
اهل دنیا از مردن جسمها می‌سوزند و اهالی دل از مردن دلها
mimoli
نازنین! واقعیت تو اکنون جنینی است که بعدها به نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و… تبدیل خواهد شد و رسالت تو این است که واقعیت موجودت را به حقیقت مطلوبت پیوند بزنی و از آنچه هستی به سوی آنچه باید باشی، آنچه که سزاوار یک انسان متعالی است، پرواز کنی.
کاربر ۲۷۳۸۴۰۱
"من هیچ‌گاه شکست نخوردم، بلکه هر بار تجربه‌ای تازه آموختم"
yasi
مادرت، مادری که بسیار دوستت می‌دارد، امشب به خدا نگفت خدایا! به من فرزند عطا کن و او را صالح و سالم قرار ده. مادرت امشب به خدا گفت: "خدایا! اگر بچه‌ای می‌دهی که همه‌اش را بعداً برای خودت برداری، اگر فرزندی می‌دهی که به بهترین شکل تحویلش بگیری، بده! خدایا من بچه را بی‌تو نمی‌خواهم".
زهرا
"زمین خوردن بهانه‌ای نیست برای نرفتن، بلکه تجربه‌ای است برای درست رفتن"
yasi
من کودکم را، کودکی که نمی‌دانستم دختر است یا پسر، کودکی که نمی‌دانستم سالم است یا معلول، کودکی که نمی‌دانستم خوش‌چهره است یا نه، کودکی که نمی‌دانستم باهوش است یا کم هوش، کودکی که هرگز ندیده بودمش را بسیار دوست داشتم.
کاربر ۲۵۴۱۰۴۰
خدا کند شور رفتن هیچ‌گاه در وجودمان به کسالت ماندن تبدیل نشود.
کاربر ۲۵۴۱۰۴۰
عزیزم! اهل دنیا از مردن جسمها می‌سوزند و اهالی دل از مردن دلها ۷. عزیزم وقتی بیایی خواهی دید که دنیا پر است از اجساد متحرک و دل‌های مرده، پر از بی‌عشقی، پر از بی‌هویّتی.
wallflower
مادرت امشب به خدا گفت: "الهی! خانواده ما را خانواده یاسر قرار ده". عزیزم! یاسر و سمیّه، این زوج عاشق، این عشّاق سبکبال، اوّلین شهیدان اسلام بودند و فرزندشان عمّار، همان کسی است که علی (علیه‌السلام) چنان در سوگش ناله می‌کند که اَیْنَ عمار؟ عماری که همچون پدر و مادرش در مسیر عشق به خدا و رسیدن به وصال حق، به شهادت رسید.
wallflower
زبان ابزار انعکاس درون تو است به دنیای بیرون از تو.
yasi
من باید بارها و بارها با خود بگویم "ان العزة لله جمیعاً" تا وقتی فرزندم متولد شد، اگر دیگران او را زیبا دیدند، وقتی فرزندم بزرگتر شد، اگر دیگران باهوشش خواندند، لحظه‌ای آن را به خود نسبت ندهم و از تمجیدهای دیگران غرق غرور نگردم.
wallflower
نازنینم! دیشب کنار ساحل خلیج فارس عجیب دلم گرفته بود. دیشب تولد مادرت بود؛ بی‌آنکه تولّدی داشته باشد. آری عزیز من! آنچه آن را سالگرد تولّد می‌دانیم و جشن می‌گیریم، تنها سالگرد به دنیا آمدن ما آدم‌ها است. آدم‌های زیادی به افتخار روز به دنیا آمدن خودشان مهمانی می‌گیرند! به نظر تو این عجیب نیست؟ آدم‌های دیگری هم هستند که اگر چه تاریخ به دنیا آمدنشان معلوم نیست اما هر روزشان پر از تولّدهای مکرّر است. پر از نو شدن، پر از حرکت، پر از تلاش. و باور کن اگر این تولّدها در زندگی هر کدام از ما نباشد، تماشای گذر عمر کاری بیهوده و اسف‌بار است. خدا کند به برکت معصومیّت همراه کوچکی که در درون دارم، خداوند مرا نیز لایق تولّدهای بی‌شمار بگرداند.
میم
قرآن بیش از آنکه به مرده‌ها و مجالس عزا تعلق داشته باشد، متعلق به زنده‌هاست.
میم
نازنین! واقعیت تو اکنون جنینی است که بعدها به نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی و… تبدیل خواهد شد و رسالت تو این است که واقعیت موجودت را به حقیقت مطلوبت پیوند بزنی و از آنچه هستی به سوی آنچه باید باشی، آنچه که سزاوار یک انسان متعالی است، پرواز کنی.
آبیِ آسمونی
نازنینم! بدبینها و خوش‌بینها همیشه مغبونند و بازنده. تو از آن‌ها باش که در چهار فصل زندگی، نه دلبستهٔ بهار می‌شوند و نه ناامید از خزان. آن‌ها که تکیه‌گاهی ورای این دنیای هزاررنگ دارند. تکیه‌گاهی که در سایه‌اش به "امن" رسیده و "ایمان" آورده‌اند و این ایمان، برایشان نه خوفی از آینده خواهد گذاشت و نه حُزنی از گذشته...
آبیِ آسمونی
انسان کامل هرگز در حصار "تن" و در زندان "من" باقی نمی‌ماند. مرزهای فیزیکی جسم، افق اندیشه‌اش را محدود نمی‌کند و تابش محبّت را در قفس من به اسارت نمی‌کشد.
کاربر ۲۵۴۱۰۴۰
نازنینم! بدبینها و خوش‌بینها همیشه مغبونند و بازنده. تو از آن‌ها باش که در چهار فصل زندگی، نه دلبستهٔ بهار می‌شوند و نه ناامید از خزان. آن‌ها که تکیه‌گاهی ورای این دنیای هزاررنگ دارند. تکیه‌گاهی که در سایه‌اش به "امن" رسیده و "ایمان" آورده‌اند و این ایمان، برایشان نه خوفی از آینده خواهد گذاشت و نه حُزنی از گذشته...
wallflower
عزیزم! پدر تو زیباترین رحمت خدا برای من بود و امروز که این حرفها را برای تو می‌نویسم هر لحظه احساس حضور او در کنارم را بزرگترین هدیه‌ای می‌دانم‌که او می‌توانست به من بدهد. امیدوارم هردوی ما قدر او را بدانیم...
mohammadzadeh
"گاهی انسان‌ها فقط با تکیه بر احساس رو به خدا می‌آورند. به قول معروف حال خوشی دارند، دعایی می‌خوانند و های‌های گریه می‌کنند و بعد هم احساس می‌کنند راحت شده‌اند و باز به دنبال کارهایشان می‌روند بی‌آنکه آن حال خوش در رفتار و نیت‌هایشان تغییری داده باشد. این مانند کشاورزی است که بی‌آنکه بذری کاشته باشد از خدا طلب باران می‌کند. که اگر در کویر سیل هم بیاید ترک‌های زمین بیشتر می‌شود و گیاهی نخواهد رویید. آری بذر فکر نیاز به آبیاری ذکر دارد".
mohammadzadeh
آنچه همیشه مرا در مورد داشتن فرزند مضطرب می‌کرد، تنش‌هایی بود که میان والدین و نوجوانانشان روی می‌داد و من، هم وقتی به عنوان دوست، کنار همسالانم بودم و هم، زمانی که به عنوان معلم پا به کلاس می‌گذاشتم، می‌دیدم که گویا نوجوانان هیچ اطلاعی از عمق محبّت والدینشان نسبت به خود ندارند. آن‌ها با جمله "اصلاً مرا درک نمی‌کنند." دیواری می‌کشیدند میان خود و والدینشان و متأسفانه اکثر اوقات پدر و مادرها هم با جملهٔ "تو خامی و اصلاً صلاح خودت را نمی‌دانی." برضخامت این حجاب نامبارک می‌افزودند...
میم
آنچه من در مدت تحصیلم در رشته پزشکی، شاهد آن بودم؛ علاقه وافر مادران به دانستن پیشرفتهای جنینی بود که در درون داشتند و از این رو سعی کردم یادداشتهایم را طوری تنظیم کنم که در ضمن آن‌ها خلاصه‌ای از فرایند رشد جنین، از لحظه تشکیل تا انتهای بارداری براساس منبعی مطمئن در علم جنین‌شناسی ارائه شود. گفتنی است مطالب علمی ذکر شده، از کتاب "تکامل جنینی انسان"، نوشتهٔ کیت. ال.مور و ترجمهٔ استاد عزیز دکتر علیرضا فاضل است. یادم نمی‌رود اولین جلسه کلاس جنین‌شناسی را که ایشان گفتند: "بچه‌ها! اگر شما این درس را گذراندید و با همه وجود به خدا ایمان نیاوردید، بدانید که از این درس هیچ نفهمیده‌اید."
میم
شاید در آینده این جمله ارسطو تو را نیز همچون مادرت عمیقاً به فکر فرو برد که: "کسی که رشد پدیده‌ها را از بنیاد آن‌ها مورد مطالعه قرار می‌دهد بهترین بینش را در مورد آنان خواهد داشت". عزیزم بیا بیندیشیم که تبدیل یک سلول به یک جسم کامل چگونه محتاج تقسیم و مهاجرت و رشد است و بی‌آن، هرگز کامل نمی‌شود. نکند روح انسانی نیز برای کامل شدن نیاز به فرآیندهایی شبیه به جسم داشته باشد.
میم
و اما یک سؤال: اگر یکی از بانک‌های دنیا با تو قرار دادی ببندد که هر روز صبح ۸۶۴۰۰ دلار به حساب تو واریز کند و تو حق خرج کردن آن را در هر راهی داشته باشی، اما آخر شب هر چقدر از پول را که مانده باشد و خرج نکرده باشی، از حسابت بردارد، تو چه می‌کنی؟ می‌گذاری آن پولها بی‌استفاده بمانند؟ و از حسابت خارج شوند؟ یا به تکاپو می‌افتی، احتیاجاتت را برطرف می‌کنی و اگر بیش از نیازت بود برای دیگرانی که به آن محتاجند خرج می‌کنی و... حکایت این دلارها، داستان ثانیه‌های عمر ماست. چقدر از آن را درست مصرف می‌کنیم؟ چقدر از لحظه‌هایمان را برای دیگران خرج می‌کنیم؟ و چقدر از آن را بیهوده تلف می‌کنیم؟ خدا کند شور رفتن هیچ‌گاه در وجودمان به کسالت ماندن تبدیل نشود.
میم
وقتی بزرگ شدی اگر زمانی خواستی از روی مفاتیح دعایی بخوانی، و دیدی‌که دلت می‌خواهد ببینی چند صفحه مانده تا تمام شود و راحت شوی! همان‌جا کتاب دعا را ببند که دیگر آن جملات عظیم تو را بزرگ نمی‌کنند. به قول همان انسان بزرگ، شاید تمام نیاز تو در نیم‌خط دعا جا گرفته باشد؛ درحالی‌که تو با خواندن سی‌چهل صفحه از مفاتیح خودت را به نفرت می‌کشانی و من این را سال‌ها بعد از آن تجربه کردم. وقتی‌که تمام رازونیازم با خدا در یک سحر ماه رمضان همین بود که: "والْحَمْدُلله الَّذی یَحْلُمُ عَنّی حَتّی کَأَنّی لاذَنْبَ لی." و چقدر با همین جمله بی‌قرار می‌شدم و چقدر با همین جمله آرام می‌گرفتم. چقدر با همین جمله شرمنده می‌شدم و چقدر با همین جمله به تکاپو می‌افتادم...
میم
عزیز دلم؛ خوب من! تو دوران جالبی را می‌گذرانی. از این هفته قابلیّت حیات در دنیا را داری. اگرچه که بهتر است چند هفته‌ای تحمل کنی تا کمی بزرگتر و قوی‌تر شوی، می‌دانم که جایت خیلی تنگ است، و اگر می‌توانستی شاید شکایت می‌کردی که چرا این‌قدر مرا محدود کرده‌اید. ولی نازنینم! مطمئنم وقتی کمی بزرگتر شدی، هیچ‌گاه فکر نخواهی کرد که این محدودیّت، آزادی تو را گرفته و به ضررت بوده است. چرا که تو با آن به آزادی بزرگتری رسیدی و آن آزادی حیات داشتن است.
میم
عزیزم! برای کامل شدن تو، برای شکل گرفتنت، این محدودیت لازم بود و جای بزرگتر نه تنها لطف به تو نبود که حق حیات تو را ضایع می‌کرد. عزیزم! دنیا هم همینطور است. اگر ببینی خالق من و تو حقیقت مطلق او که از مادرت هم بیشتر دوستت دارد، برایت محدودیتی گذاشته، بدان که این سلب آزادی تو نیست بلکه آزادی برتری است که تو را از اسارت هوس‌های دنیایی رهایی می‌دهد. تو را بزرگ می‌کند، می‌سازد، تا به آنچه بهتر و باقی‌تر است برسی.
میم

حجم

۱۲۱٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۰۴ صفحه

حجم

۱۲۱٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۰۴ صفحه

قیمت:
۲۳,۴۰۰
تومان