
بریدههایی از کتاب امپراتوری پنبه
۴٫۴
(۲۲)
استانداردها باعث بهوجودآمدن این ابداع شدند: تجارت پنبهای که هنوز به مقصد نرسیده بود (تجارت فردایی). برای تجارت فردایی لازم بود که اطلاعات و نمونهها زودتر از خود محموله پنبه به مقصد برسند و این چیزی بود که به نظر میرسد در دهه ۱۸۱۰ در لیورپول ظهور کرد. تا ۱۸۱۲، کارگزاران پنبه درحالیکه محموله پنبه هنوز روی آبها بود شروع به فروش پنبه کردند و بین خودشان و مشتری چیزی را ردوبدل میکردند که به آن اصطلاحاً «بارنامه» میگفتند؛ مدارکی که تأییدکننده مالکیت عدلهای مخصوص پنبه بود.
مهدی
کلمه پنبه در زبان سانسکریت (کرباس) به زبانهای عبری، یونانی، لاتین، فارسی، عربی، ارمنی، مالایی، ایوگور، مغولی و چینی وارد شد. حتی نام بعضی پارچههای خاص هم بهصورت یک برند جهانی درآمد؛ برای مثال چیت و ژاکونت واژههایی منحرف شده از زبانهای هندی هستند که در نهایت برای توضیح یک سبک خاص در سراسر جهان استفاده شدند. با آغاز قرن هفده پنبه هندی آنطور که بورلی لومیره (تاریخدان) از آن یاد کرده «نخستین کالای مصرفی جهان» بود.
Maryam
تابستان یا زمستان، زیر باران یا تابش خورشید، کارگران جسورانه در ساختمانهایی چند طبقه که معمولاً از آجر ساخته شده بوند و اتاقهای بزرگ و عظیمی داشتند و غالباً گرم و مرطوب و خاکی و بهشدت کرکننده و پر سروصدا بودند کار میکردند. آنها سخت کار میکردند، در فقر زندگی خود را میگذراندند و در جوانی میمردند.
Maryam
تا ۱۸۴۰، در واشنگتن کانتی، در قلب دلتا، بهازای هر سفیدپوست بیش از ده برده سیاه وجود داشت. تا ۱۸۵۰، هر خانواده سفیدپوست بیش از هشت برده داشت. بزرگترین کشتکار منطقه دلتا، شخصی به نام استفان دانکان، ۱۰۳۶ برده در اختیار داشت
امیرحسین شکوهی
بهقول سیناپاه آراساراتنام تاریخنگار «آنها نمیتوانستند مشتریانشان را خودشان انتخاب کنند؛ آنها مجبور بودند بهجای دریافت بهای محصولاتشان، نخ پنبهای قبول کنند؛ و آنها تحت نظارت شدید فرآیند تولید توسط مأموران شرکت که در همان روستا بودند قرار میگرفتند.» بافندگان حالا غالباً مجبور بودند از بازرگانان خاصی سرمایه قرض بگیرند. هدف نهایی هم راستا با کاری که بازرگانان معاصران انگلیسی در حاشیه شهرهای انگلیس موفق به انجام آن شدند، تبدیل بافندگان به کارگران روزمزد بود.
مهدی
درحالیکه تا پیش از سال ۱۷۸۰ قیمت منسوجات هندی پایینتر بودند و کیفیت بالاتری هم داشتند اما تولیدگران انگلیسی بعد از آن توانستند با آنها در بازارهای اروپایی و آتلانتیک رقابت کنند و حتی بعد از ۱۸۳۰ با تولیدکنندگان هندی در خود بازارهای هند شروع به رقابت کردند. وقتی خود هندیها شروع به استفاده از محصولات انگلیسی کردند جهان متوجه شد که ورق برگشته و این صعنت بهکلی متحول شده است.
مهدی
نزدیک به نیمی از کارکنان کارخانهها کودکانی بودند که والدینشان آنها را به کارکردن مجبور کرده بودند، والدینی که خود بهخاطر حقایق اقتصادی خانوار مجبور به تندادن به این وضع بودند. کودکان ارزان بودند، حقوق آنها یکسوم یا یکچهارم حقوق یک بزرگسال بود، نسبتاً گوشبهفرمان بودند و بعید به نظر میرسید که به وظایف تکراری و کسلکننده اعتراضی کنند، و اگر میکردند تنبیهکردن آنها بهنسبت آسانتر از بزرگسالان بود. برای والدینی که منابع درآمدی اندکی داشتند، فرزندان تنها منبع اضافه درآمد آنها بود.
مهدی
هیچ کشور مهمی که تنها پنبهکاری کند تا قبل از قرن هجده ظهور نکرد و وقتی این اتفاق افتاد، همراه آن برای کارگران و کشاورزان گرسنگی و قحطی به ارمغان آورد.
Maryam
در ایران در قرن نهم و دهم صنعت پنبه به شهرنشینی زیادی منجر شد که پنبه خام را از حومه و اطراف شهر به خود جذب میکرد و پس از ریسیدن و بافتن و خیاطی کردن، آن را برای فروش در بازارهای دوردست، بالاخص برای جایی که امروز به نام عراق شناخته میشود، آماده میکرد.
Maryam
سرمایهداری صنعتی و سازمانهای بروکراتیک و قانونگرای آن در نهایت جهان را به سلطه خود درآوردند، اما در بدو تولد، به گسترش و تشدید سرمایهداری جنگ در جاهای دیگر منجر شد. توانایی بازرگانان این کشور در تأمین هرچه بیشتر پنبه ارزان و و در دسترس برای کارخانهها سبب شد که انگلیسیها بیش از پیش از سرمایهداری جنگ بهرهبرداری کنند و حتی از دیگران سبقت بگیرند. و درحالیکه تولیدکنندگان پنبه بریتانیایی خیلی فوری و ناگهانی به منابع جدید و بسیار بیشتر پنبه نیاز پیدا کردند، ساختار سازمان سرمایهداری صنعتی هنوز برای تولید نیروی کار و زمینهایی که این پنبهها را تأمین کنند بسیار ناپخته و خام بود.
Maryam
بردهداری برای امپراتوری جدید پنبه به همان اندازه آبوهوا و خاک مناسب ضروری بود. این بردهداری بود که اجازه داد صاحبان مزارع بتوانند به این بازارهای در حال توسعه و قیمتهای در حال رشد بهسرعت پاسخ دهند. بردهداری نهتنها اجازه تجهیز و بسیج تعداد زیادی کارگر در یک بازه زمانی کوتاه را فراهم کرد بلکه همچنین یک رژیم نظارت خشن و بهرهکشی بیسابقه کار برای یک محصول کشاورزی را پدید آورد؛ یک محصول کشاورزی که در زبان سرد اقتصاددانان، «پرزحمت» بود. بسیاری از بردگانی که کار کمرشکن کشت پنبه را انجام میدادند با پارچههای پنبهای که کمپانی هند شرقی آنها را از جاهای مختلف هند به غرب آفریقا میآورد مبادله میشدند.
Maryam
آورد. وقتی یک عامل شرکت گزارش کرد که یک بافنده بهصورت غیرقانونی برای یک بازرگان خصوصی کار کرده «گماشته» شرکت او و پسرش را دستگیر کرد و خودش را بهشدت شلاق زد، طوری که چهرهاش سیاه و سفید شد، و بعد سرباز هندی در خدمت انگلیس دستهایش را پشت سرش بست و او را در شهر گرداند، درحالیکه فریاد میزد: «هر بافندهای که برای بازرگان خصوصی کار کند همین بلا سرش میآید.» این شیوهها نتایج مطلوبی برای انگلیسیها به همراه داشت: درآمد بافندگان هندی سقوط کرد. در انتهای قرن هفده میلادی، ممکن بود تا یکسوم از بهای پارچهها به بافندگان برسد اما در انتهای قرن هجدم آنطور که مورخی به نام اوم پراکاش گفته است، سهم تولیدکنندگان به شش درصد سقوط کرده بود.
امیرحسین شکوهی
حقیقتش این است که وقتی ریسندگی ماشینی در قاره اروپا گسترش یافت، آفریقاییهای بیشتری در غل و زنجیر افتادند و با خشونت و زور به زندانهای کشتیها انداخته شدند، در حراجی پورت او پرینس فروخته شدند و آنگاه به کشتزارهای دوردست منتقل شدند، جایی که زمینها را بهاجبار شخم میزدند، بذر میپاشیدند، گیاه را هرس میکردند و آن طلای سفید را در نهایت میچیدند.
امیرحسین شکوهی
انعطافپذیری در تهیه مواد اولیه که برای انقلاب صنعتی بسیار بااهمیت بود به دسترسی امن به زمینهای دور و کار خارجی وابسته ماند. توانایی دولتها و سرمایهداران اروپایی برای بازآرایی ارتباطات جهانی و سلب مالکیت خشونتآمیز زمین و نیروی کار، اگر نگوییم مهمتر، به همان اندازه برای استیلای غرب بر جهان مهم بود که اختراعات فنی،
امیرحسین شکوهی
این کتاب میخواهد با نگاه به گذشته سرمایهداری، تاریخچه سرمایهداریای را که امروز بر جهان حاکم است توضیح دهد.
Hoo
این کتاب از یک منظر جهانی به موضوع میپردازد تا نشان دهد که چگونه اروپاییها قدرت سرمایه و قدرت دولتها را در بسیاری از مواقع با خشونت با هم متحد کردند تا آن مجتمع تولیدی جهانی را برپا کنند
Hoo
ما خیلی وقتها، بهخاطر میل و اشتیاقمان برای ساختن یک سرمایهداری شریف و پاکیزه، ترجیح میدهیم که واقعیت بردهداری، سوءاستفاده و استعمار را از حافظه تاریخ پاک کنیم. ما تمایل داریم تا سرمایهداری صنعتی را یک امر مردانه عنوان کنیم درحالیکه اتفاقاً این نیروی کار زنان بود که تا حد زیادی امپراتوری پنبه را ایجاد کرد
Hoo
بریتانیا از تجارت با کشورهای قویتر که میتوانستند از بازار داخلی خود محافظت کنند اجتناب کرد و بهجای آن بهسوی بازارهایی روی آورد که از لحاظ سیاسی توانایی استقامت در برابر هجوم بریتانیا را نداشتند.
یغماگری عظیم و پیامدهای نامتوازن حاصل از سرمایهداری جنگ بهدنبال خودواگرایی بزرگی را پدید آورد: بعضی دولتها و کشورها قدرتمند شدند، درحالیکه برخی ضعیف شدند و از سرمایهگذاری برای زیرساختها، ظرفیت اداری و حفاظت از صنعت درماندند. بعضی از کشورها ظرفیت فوقالعادهای در تولید کالاها در مقیاس وسیع داشتند؛ برخی دیگر اما در دوران پیشصنعتی و تولید خانگی باقی ماندند.
Maryam
استعمار، بهکارگیری بردهداری، سلب مالکیت زمینها، به بیان کوتاهتر سرمایهداری جنگ، در حالی باعث ظهور سرمایهداری صنعتی در برخی نقاط جهان شده بود اما در دیگر نقاط جهان احتمال رخدادن آن را ضعیف کرده بود.
Maryam
از دهه ۱۸۶۰ به بعد، کشورها و انسانها، بهجای اربابان متکی به سلب مالکیت و خشونت و اجبار فیزیکی، توسط سرمایههای دولتهای قدرتمند به استعمار کشیده میشدند.
Maryam
(قانون سهپنجم مادهای در قانون اساسی آمریکا بود که در سال ۱۷۸۷ تصویب شد و به موجب آن هر سه برده از پنچ برده بهعنوان یک انسان کامل شمرده میشد. این شمارش افراد مبنایی برای سیستمهای رأیگیری الکتورال آمریکا و تعداد نمایندگان هر ایالت در مجلس بود.
امیرحسین شکوهی
استقلال آمریکا برای صنعت پنبه یک موهبت بزرگ بود چرا که تحت امپراتوری بریتانیا و پس از لغو بردهداری در این کشور، این وضع بردهداری و این اعمال نفوذ و قدرت سیاسی دیگر هرگز در ایالات متحده عملی نبود.
امیرحسین شکوهی
در لووییسیانا ۸۸ درصد وامها توسط بردهها تضمین میشد. به این معنا که از بردهها بهعنوان ضمانت کل بدهی (یا حداقل بخشی از بدهی) استفاده میشد؛
امیرحسین شکوهی
جهان پنبه که تا پیش از ۱۷۸۰ تنها شامل شبکههای محلی و منطقهای بود، حالا به شبکهای جهانی با رشته ارتباطات واحد تبدیل شده بود. و بردهداری در ایالات متحده شالوده و بُن و اساس آن بود.
امیرحسین شکوهی
اعتبار یک عصای جادویی بود که به بازرگانان اجازه میداد که طبیعت را از نو طرحریزی کنند، زمینها را پاکسازی کنند، ساکنان بومی را حذف کنند، نیروی کار را خریداری کنند، محصولات کشاورزی را در مقادیر مشخص و کیفیت دلخواه تولید کنند، و اشتهای سیریناپذیر تولیدکنندگان و ماشینهای مدرنشان را پاسخ بدهند.
Maryam
صنعت جهانی پنبه بر نیروی کار پرولتاریزهشده (سیستم ایجاد طبقه کارگر) استوار بود؛ در همین زمان خود این صنعت یکی از مهمترین عوامل ایجاد طبقه کارگری و پرولتاریزهکردن نیروی کار بود.
امیرحسین شکوهی
ریتم کار کشاورزی در کارخانهها باقی ماند و از طرفی کار در کارخانه توانست به خانوادهها برای باقیماندن روی زمینهایشان کمک کند. در نیوهمپشیر معمول بود که یک عضو خانواده بهصورت تماموقت در کارخانه کار کند
امیرحسین شکوهی
کارخانههای ریسندگی «این کودکان را از راههای پرخطر مصون داشتهاند».
کودکان انقلاب صنعتی را میسازند
امیرحسین شکوهی
آلمان در سال ۱۸۰۰، از مجموع سیصد کارگر این کارخانه، نیمی از کارگران کودکان هشت تا چهارده ساله بودند.
امیرحسین شکوهی
خانوادههای چینی اجازه نمیداد زنان مجرد به شهرها یا حاشیهها مهاجرت کنند و فقط در قرن بیستم بود که این اتفاق در محدوده برخی کارخانهها با خوابگاههایی عملی شد که نهایت احترام برای زنان لحاظ میشد.» جامعهشناس جک گلدستون حتی معتقد است که نقش متفاوت زنان در جوامع مختلف بهخوبی توضیح میدهد که چرا اروپا صنعتی شد و چین نشد.
امیرحسین شکوهی
