اینقدر که پرکار و گرفتاری تو
انگار به عالمی بدهکاری تو
کارت شده سرزدن به مردم هر روز
ای مرگ عجب حوصلهای داری تو
matina
در کودکی عاشق کتاب و کیفیم
چندی که گذشت در پی تعریفیم
کمکم نگران درس و تکلیف زیاد
حالا که بزرگیم، بلا تکلیفیم
علیرضا
شاید بهنظر از تو کمی سر هستند
خوشمشرب و جذاب و سخنور هستند
آنها که سخن پشت سرت میگویند
دایم دو قدم از تو عقبتر هستند
matina
بیهوده به بودن تو کردم عادت
از دست تو لحظهای ندارم راحت
هر ثانیه یک تیک زدی سن مرا
ای قاتل لحظههای عمرم، ساعت
matina