
٪۸۰
کتاب شجاعت منفور بودن
چگونه خود را رها کنید و به سعادت واقعی دست یابید
انتشارات:
نشر گویا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Aryan
۵۶
جوان: پس زندگی یک مسابقه نیست؟
فیلسوف: درست است. زندگی حرکتکردن در یک مسیر به سمت جلو است بدون اینکه از دیگران سبقت بگیریم؛ و البته، نیازی نیست خود را با دیگران مقایسه کنیم.
Noor
۵۱
وقتی انسان به دنبال گرفتن تأیید از دیگران است و خودش را درگیر این فکر میکند که دیگران چگونه او را قضاوت میکنند، انسان بهجای دیگران زندگی میکند.
Maryam
۴۱
فیلسوف: بهطور خلاصه، اینکه «آزادی یعنی منفور بودن از سوی دیگران.»
جوان: چی؟ یعنی چی؟
فیلسوف: یعنی اینکه کسی از شما بیزار باشد. نشان میدهد که شما آزاد هستید و در نوعی از آزادی به سر میبرید و نشانهای این است که شما بر اساس اصول خود زندگی میکنید.
.
۳۹
وقتی انسان به دنبال گرفتن تأیید از دیگران است و خودش را درگیر این فکر میکند که دیگران چگونه او را قضاوت میکنند، انسان بهجای دیگران زندگی میکند.
Sparkle KL
۳۱
هیچیک از ما در دنیایی عینی زندگی نمیکنیم بلکه در عوض، در دنیایی ذهنی زندگی میکنیم که ما به آن معنا میبخشیم. دنیایی که میبینید با دنیایی که من میبینم متفاوت است و محال است بتوانید دنیای خود را با دیگران سهیم شوید.
Aryan
۲۲
آنچه در رابطه با زندگیتان میتوانید بکنید این است که بهترین مسیر را انتخاب کنید که به آن باور دارید. از طرف دیگر، مردم نسبت به تصمیم شما چه قضاوتی خواهند کرد؟ این وظیفهٔ مردم است و مسئلهای نیست که شما به آن بیندیشید.
AliGharian
۱۹
ما نمیتوانیم واقعیتهای عینی را تغییر دهیم؛ اما تعبیرهای ذهنی را بهدلخواه میتوانیم تغییر دهیم. ما ساکنین یک دنیای ذهنی هستیم.
Sparkle KL
۱۶
فیلسوف: وقتی سعی میکنیم سبک زندگیمان را تغییر دهیم تمام شجاعت خود را محک میزنیم. نگرانی با تغییرکردن همراه است و نومیدی و سرخوردگی با تغییر نکردن. من مطمئنم که شما گزینهٔ دوم را برگزیدهاید.
جوان: صبر کنید... همین حالا، شما از کلمهٔ «شجاعت» استفاده کردید.
فیلسوف: آری. روانشناسی آدلر، روانشناسی شجاعت است. بدبختی شما را نمیتوان به گردن گذشته یا محیط انداخت؛ و به این معنی نیست که شما فاقد کارایی و توانایی لازم هستید. شما فاقد شجاعت هستید. شاید بتوان گفت شما شجاعت خوشبخت بودن را ندارید.
.
۱۳
آدلر نمیگوید که تجربهٔ یک بدبختی عظیم یا بدرفتاری در دوران کودکی یا حوادث دیگر تأثیری بر شکلگیری شخصیت ما ندارند؛ تأثیرات آنها بسیار قدرتمند هستند. اما مسئلهٔ مهم این است که هیچچیز واقعاً بهواسطهٔ این تأثیرات تعریف نمیشود. ما زندگیمان را طبق معنایی که به تجربیات گذشته میبخشیم تعریف میکنیم. زندگی شما چیزی نیست که کسی به شما بدهد بلکه چیزی است که خودتان انتخاب میکنید و این شما هستید که نحوهٔ زندگیتان را تعیین میکنید.
Sparkle KL
۱۲
اگر بخواهم از آدلر نقلقول کنم باید بگویم: «مسئله مهم این نیست که انسان با چه خصلتی به دنیا میآید بلکه این است که از این قابلیت چگونه بهره میگیرد.» شما میخواهید آقای وای یا هر کس دیگری باشید چون کاملاً بر آنچه تمرکز دارید که با آن زاده شدهاید. در عوض، باید روی این تمرکز کنید که چگونه میتوانید از قابلیتهای خود استفاده کنید.
AliGharian
۹
اما مادامیکه انسان از بدبختیاش به نفع خودش استفاده کند تا «خاص» باشد، همیشه به آن بدبختی نیاز دارد.
mehdiesmaeilinasab
۹
مسئله این نیست که دنیا چگونه است بلکه این است که شما چگونه هستید.
Sparkle KL
۸
«مردم تحت کنترل تجربیات گذشته نیستند بلکه به سمت اهدافی حرکت میکنند که خودشان وضع مینمایند»
Alireza
۷
شما احتمالاً به این دلیل عادیبودن را رد میکنید که عادیبودن را با ناتوان بودن یکسان میپندارید. عادیبودن ناتوان بودن نیست. شخص نیازی ندارد برتری خودش را به رخ بکشد.
AliGharian
۷
وقتی با دیگران رابطه برقرار میکنید ناگزیر تا حد کم یا زیاد آسیب خواهید دید و شما نیز به دیگران آسیب میزنید. آدلر میگوید: «برای خلاص شدن از مشکلات، انسان فقط میتواند تکوتنها در دنیا زندگی کند.» اما انسان قادر نیست چنین کاری کند.
sanasaeid
۷
«آزادی یعنی منفور بودن از سوی دیگران.»
.
۷
من از مکانهایی که مربوط به باخت و برد است خودم را بیرون کشیدهام. وقتی انسان سعی میکند خودش باشد، مسابقه ناگزیر سد راه میشود.
Alireza
۶
چرا ویژهبودن ضروری است؟ احتمالاً چون شخص نمیتواند خودِ عادیاش را قبول کند و دقیقاً به همین دلیل است که وقتی شخص بهطور ویژهای خوب است به یک آرمان گمشده بدل میشود و جهشی بزرگ به سمت شرارت خاص برمیدارد، جهت عکس آن. اما آیا عادیبودن واقعاً چیز بدی است؟ آیا چیزی حقارتبار است؟ یا در حقیقت، آیا همه عادی نیستند؟ لازم است دربارهٔ این مسئله بیندیشیم و نتیجهگیری منطقی داشته باشیم.
sanasaeid
۶
وقتی کتابی میخوانید، اگر آن را خیلی نزدیک ببرید، چیزی نمیتوانید ببینید. به همین طریق، ایجاد روابط متقابل خوب نیازمندِ همان میزان فاصله است.
sanasaeid
۶
وقتی انسان اشتیاقی برای تأیید گرفتن از دیگران دارد، تمام روابط متقابل همیشه در کنترل دیگران باقی میماند.
.
۶
کسانی که عقیده دارند که در مرکز جهان هستند خیلی زود دوستانشان را از دست میدهند.
کاربر5096
۶
والدینی که خیلی فرزندان خود را ملامت میکنند ازنظر فکری از آنها دور میشوند. وقتی این اتفاق بیفتد، کودک دیگر نمیتواند با والدینش مشورت کند و والدین دیگر نمیتوانند کمک کافی به او کنند. انسان باید آماده باشد در زمان نیاز کمک کند نه اینکه به حریم شخصی کسی تجاوز کند. حفظ این نوع فاصلهٔ متعادل مهم است.
کاربر ۸۶۴۲۷۸۸
۵
سالمترین روش این است که سعی کنیم از طریق رشد و تعالی این کمبود را جبران کنیم. مثلاً، میتوان خود را با مطالعه مشغول کرد یا دائماً تمرین کرد، یا در کار خود کوشا بود؛ اما، کسانی که چنین شجاعتی ندارند درنهایت عقدهٔ حقارت پیدا میکنند.
.
۴
ما از تکانهٔ تجربیاتمان ــ بهاصطلاح ضربهٔ روحی ــ رنج نمیبریم بلکه آنها را طوری درک میکنیم که مناسب اهداف ما است. تجربیات ما را تعریف نمیکنند بلکه معنایی که به آنها میبخشیم خود را تعریف میکنند.
maha
۴
چرا همه احساس میکنند میخواهند تغییر کنند؟ این فقط یکی از این پاسخهاست: چون نمیتوانند تغییر کنند. اگر تغییر برای مردم راحت بود، اینقدر وقت صرف چنین آرزویی نمیکردند.
AliGharian
۴
انسان نباید تعریف و تمجید کند و نباید نکوهش هم بکند. تمام کلماتی که برای قضاوت دیگران مورداستفاده قرار میگیرد کلماتی هستند که از روابط عمودی سرچشمه میگیرند و ما نیاز داریم روابط افقی ایجاد کنیم. انسان تنها زمانی میتواند درک درستی از ارزش واقعی خود پیدا کند که بتواند احساس کند برای دیگران مفید است.
Aryan
۴
اول، انسان باید بپرسد: «این وظیفهٔ کیست؟» بعد تفکیک وظایف را انجام دهد. بهآرامی نشان دهید وظایف شما تا چه حد است و از آن نقطه به بعد، آنها وظیفهٔ دیگران میشوند؛ و در امور دیگران دخالت نکنید یا اجازه ندهید حتی یک نفر هم در کارهایتان دخالت کند.
ketabjan
۴
تمام مشکلات، ناشی از روابط متقابل است. این مفهومی است که ریشه در روانشناسی آدلر دارد. اگر تمام روابط بین انسانها از این دنیا رخت برمیبست، یعنی اگر انسان در این دنیا تکوتنها بود و تمام انسانهای دیگر از بین میرفتند، تمام مشکلات ناپدید میشد.
امیرحسین رحمانی (AROMAT TV)
۴
مردم نسبت به تصمیم شما چه قضاوتی خواهند کرد؟ این وظیفهٔ مردم است و مسئلهای نیست که شما به آن بیندیشید
sanasaeid
۴
درک کامل احساسات یک آدم رنجدیده در توان هیچکس نیست؛ اما مادامیکه انسان از بدبختیاش به نفع خودش استفاده کند تا «خاص» باشد، همیشه به آن بدبختی نیاز دارد.
