جملات زیبا از متن کتاب حرف‌های آبدار | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حرف‌های آبدارsubscriptionAvailable

کتاب حرف‌های آبدار

مجموعه‌ی قصه‌های طنز برگرفته از کتاب لطائف‌الطوائف

۳.۹(از ۲۰ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
سیدسعید هاشمی
publisherانتشارات:
عهد مانا
categoryدسته‌بندی:
داستان کوتاه،طنز

قیمت:

۱۴۲,۲۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مرد اول گفت: جناب قاضی! ما دونفر سال‌هاست که باهم دوست هستیم و همیشه باهم می‌گوییم و می‌خندیم. امروز هم داشتیم باهم شوخی می‌کردیم که این مرد عصبانی شد و به من گفت: غلط نکن. قاضی نزدیک بود شاخ درآورد. به مرد گفت: خب؟ - خب ندارد آقای قاضی. حالا من از او شکایت دارم. - فقط به خاطر این‌که به تو گفته غلط نکن تو شکایت داری؟ - بله آقای قاضی. به حیثیت من لطمه وارد شده است. قاضی که دید بدجوری سرکار رفته، به مرد گفت: ببین. این دوستت اشتباه کرده. تو برو هرچه دوست داری غلط کن. قاضی این را گفت، بعد بلند شد دفترش را زد زیر بغلش و رفت.
شکوفه ▪︎
۲
این غذا بهترین غذاست. غذایی سالم و سبک. از گوشت و روغن بهتر است. هیچ می‌دانید اگر شکم‌مان را قبرستان حیوانات نکنیم، همیشه سالم می‌مانیم؟ مهمان دوم لقمه‌ای نان کند و به نمک زد.
شکوفه ▪︎
۲
مرد اول لبخندی زد و گفت: درست است قربان. خداوند متعال، عادل‌تر از آن است که دو بلا را یک جا نازل کند. وقتی یک بلا بیاید، بلای قبلی می‌رود.
Yeganeh.Rahmatii
۲
موقع رفتن از پیرمرد پرسید: پدرجان الآن حالتان چطور است؟ پیرمرد چندتا سرفه کرد و گفت: احساس می‌کنم کمی بهترم. احساس می‌کنم تبم شکسته، اما گردنم هنوز درد می‌کند. شاگرد گفت: ان‌شاءالله گردنتان هم تا شب می‌شکند. این را گفت و خداحافظی کرد و در میان تعجب اهل خانه به طرف مطب به راه افتاد.
شکوفه ▪︎
۱