
بریدههایی از کتاب مسلخ عشق
۴٫۵
(۳۴)
کسی که با خداست هرگز تنها نیست
آیه
اسلام آخرین راه رستگاری است.
آیه
از حضرت آدم تاکنون هر دینی که آمده به داشتن حجاب تأکید کرده. یهودیت، مسیحیت، اسلام، همه و همه حجاب را نوعی حیا و عفت شمردهاند و برای اینکه فرقی بین انسان و حیوان باشد و از فساد و فحشا جلوگیری شود، داشتن حجاب را واجب دانستهاند.
آیه
یک امام حسین است و میلیونها نوکر. حماسهٔ او هرگز کهنه نمیشود. هرگز منسوخ نمیشود. حماسهٔ او جاوید است. همین یک دلیل ما را بس که دین شما ساختگی است. جان ما به عاشورا بسته است. بدون عاشورا و ذکر مصیبت عاشورا زندگی معنی ندارد. همان ظهر عاشورا برای ما انسانها هزاران پیام اخلاقی دارد. ما از عاشورا درس میگیریم. درس ایمان، ایثار، محبت، شجاعت.
آیه
بدبختی جامعهٔ ما این است که همه میخواهند خودشان به جایی برسند.
reyhan
از کدام خدا حرف میزنی؟»
ژانت گفت: «من هنوز از منجلاب خدا و پیغمبر دروغین شما بیرون نیامدهام. تن و روحم هنوز پاک نشده که از یکتایی خدای حقیقی چیزی بگویم. اما با اینکه هنوز یک پایم در کفش شماست، به جرئت میگویم که آن خدا و پیغمبری که شما میپرستید دروغ است و زمانی میرسد که خدای واقعی این حزب سیاسی و این دین دستساز را رسوا میکند.»
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
علی آهسته، همراه با تنفسهایی ممتد گفت: «همانطور که خوابیده بودم شربتی گوارا توی دهانم ریخت و گفت برخیز و افطار کن. گفتم هنوز به رعنا نرسیدهام. فرمود میرسی. بعد فرمود برخیز جوان وقت خواب نیست. وقتی چشمانم را باز کردم که توی بخش بودم.»
رعنا به گریه افتاد و دیگر حرفی نزد. وقتی کمی آرام شد، گفت: «هنوز روزه بودی؟»
علی گفت: «دیگر روزه نیستم. آنکه باید ما را به هم میرساند، رساند.»
صدای گریه مادر و ریحانه و رعنا بلند شد. رعنا در حالیکه سعی میکرد اشکهایش را پاک کند تا اشکها مانع از دیدن علی نشود، گفت: «علی، یادت هست آن روز بارانی چه دعایی کردی؟ یادت هست گفتی از خدا میخواهم هر کدام که در گمراهی هستیم هدایت شویم؟»
علی با به هم زدن پلکها تصدیق کرد.
رعنا گفت: «به آرزویت رسیدی. من هدایت شدم. دیگر لازم نیست برویم پیش عاقد بهایی. من مسلمان شدم.»
ey139
- نمیخواهم به جایی برسم. همهٔ این دنیا با تمام بزرگی و پیچیدگی تنها برای من به وجود نیامده که من فقط به فکر خودم باشم. بدبختی جامعهٔ ما این است که همه میخواهند خودشان به جایی برسند. اگر تمام این تلاشها این بود که مسیر واقعی دنیا شناخته شود و تمام دنیا، نسلهای آینده، همه و همه به جایی برسند که باید برسند، به نقطهای برسند که مقصود نهایی است، دنیا گلستان میشد. من در این دنیای به این بزرگی آنقدر کوچک و ناچیزم که سرنوشتم به حساب نمیآید. اما وقتی بزرگ و باارزش میشوم که زندگی مفیدی داشته باشم. برای این مردم دل بسوزانم، عملاً سالم باشم و با فکر سالم اقدام کنم، تلاش و خدمت کنم. اگر به حقیقتی رسیدم، آن را به خاطر منافع شخصی یا به خطر افتادن موقعیت اجتماعی در پرده مخفی نکنم و اگر آفتی بر پیکرهٔ جامعهام دیدم، برای از بین بردنش خود را فدا کنم.
zar.afrooz
چرا دولت از بهاییان پشتیبانی میکند؟ چرا مردان یک ده را به بهانهٔ آتش گرفتن یک خانه اینهمه شکنجه میکند؟ اگر بهاییت را قبول دارد، یکباره بگوید ما هم بهایی هستیم. اما دولت وجود بهاییت را برای تفرقه انداختن در بین مسلمین خیلی لازم و واجب میداند. به خاطر همین است که مردم را سرکوب میکند. میخواهد که هیچکس با بهاییان مخالفت نکند. تا آنها بتوانند در بین شیعیان تفرقه و نفاق بیندازند. عدهای را به طرف خود بکشند و اعتقاد عدهای را سست کنند. چرا در بین سنیمذهبها تبلیغ نمیکنند؟ وهابیت را برای سنیها و بهاییت را برای شیعهها ساختند. با این دخترهای بزککرده و بیحجاب جوانان ما را به خود سرگرم میکنند. میخواهند مردم سرگرم این مسائل شوند تا در مقابل دولت قد علم نکنند و از اینهمه بیعدالتی و ظلم شکایت نکنند.
گل نرگس
تا بدی نباشد، خوبی معنا پیدا نمیکند.
آیه
دولت اسراییل که در سال ۱۹۷۲ بهاییت را به عنوان یک دین به رسمیت شناخته بود، به نظر میرسید با اجرای برنامهٔ تبعیت از این فرقه میکوشد از اقلیت بهاییان در سایر کشورهای جهان، به ویژه ایران، بهرهبرداری سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی کند.
گل نرگس
بهاییت فقط بسیاری از آیات قرآن را وارونه تفسیر کرده و تیشهای است که بر ریشهٔ اسلام وارد آمده و میخواهد آن را نابود کند.
گل نرگس
از آنهمه سنگدلی و بیرحمی پدر و مادرش در تعجب بود. آنها کسانی نبودند که موانع شرعی بتواند آنان را از امری فطری و غریزی باز دارد. اما واقعاً عواطف انسانی در این قشر مرده بود. نهتنها پدر و مادر ژانت، بلکه همهٔ کسانی که حلقهبهگوش اوامر تشکیلات بودند، با شعار انقطاع از ماسوی الله دلبستگیهای خانوادگی را در خود کشته بودند. این هم یکی از اهداف تشکیلاتی بود که میخواست در جامعهٔ خود سگ و گربههایی پرورش دهد که با هر سوت صاحب خود کانون گرم خانواده را رها کرده، در جهت پاسداری و امنیت آنان حرکت کنند.
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
پدر و مادرم از سازندگان این شعارها هستند. شما اگر جوابی برای نوشتههای من داشتید، ارائه میدادید، نه اینکه به فریب من بپردازید و از بیراهه وارد شوید. شاید اگر فرزند دو تن از مهرههای اصلی این تشکیلات نبودم، این حرفها را باور میکردم و تحت تأثیر واقع میشدم. اما چشم و گوش من بسته نیست. من در بطن همین تشکیلات بزرگ شدهام و همیشه شاهد جنایات شما بودهام.
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
رعنا آهی کشید و گفت: «چرا فکر میکنید به ما خانه و زندگی خوبی دادهاند؟»
- چون آنها باعث شدند خانه و زندگیتان آتش بگیرد. این را بچهها هم میدانند.
- ولی به ما هیچی ندادند. یک اتاق از این اتاق شما هم کوچکتر، که انباری یک خانه بوده، موقتاً به ما دادند تا وقتی که پدر و برادرم کار پیدا کنند و خانهای اجاره کنند.
- ولی ما شنیده بودیم که آنها تشکیلات پولداری هستند و دست پیروان خود را میگیرند.
- دست کسانی را میگیرند که تازه بهایی شدهاند، نه کسانی مثل ما که خرمان از پل گذشته.
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
چرا در بین بهاییان افراد با تقوا و سالم بسیار اندک هستند. ما چون در اقلیت هستیم و همه کلاس اخلاق رفته هستند، اعمال همه تحتنظر است. دستکم بهخاطر موقعیت اجتماعی خودمان در این جمعیت محدود و اندک میبایست سعی کنیم عامل به اعمال حسنه باشیم، اما متأسفانه میبینیم که این محدود افراد هم اکثراً خلافکار و بدکار هستند. در حالیکه هنوز در بدو ظهور این دین هستیم و باید که مریدان به این دیانت عاشق واقعی و از هر گناهی مبری باشند. اما باور بفرمایید که صدی نود متخلف و گناهکارند. حالا این چیزی است که در ایران وجود دارد. شنیدهام که در خارج از کشور فضایل اخلاقی و ارزشهای انسانی در بین بهاییان اصلاً سفارش نمیشود، چون هیچکس مراعات نمیکند.
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
هر فتنهای هست، زیر سر این مسلمانهاست. نباید به آنها رحم کرد. نباید گذاشت قوانین منسوخ را به اجرا درآورند. باید از ریشه آنها را زد. باید فرهنگشان را نشانه رفت و از تعالیم و دستورهایشان تا آنجا که ممکن است خرده گرفت
کاربر ۲۰۵۸۳۵۷
رعنا یکباره به خودش آمد. علی کجا بود؟ کجا بود الآن؟ آرام خوابیده بود، یا درد میکشید؟ در آن اتاق چه خبر بود؟ علی چرا بیصدا شده بود؟ چرا جواب مادرش را نمیداد؟ مگر او قول نداده بود رعنا را خوشبخت کند؟ چطور توانسته بود او را برای همیشه تنها بگذارد؟ دکتر چه میگفت؟ یعنی علی دیگر نبود؟ باید چه میکرد؟ دست به دامن که میشد؟ به چه کسی پناه میبرد؟ که را صدا میکرد؟ باید چه میکرد؟ به کجا میرفت؟ او فقط علی را میخواست و اگر او مرده بود...
رعنا بهسرعت شروع به دویدن کرد. جوان دنبالش دوید تا از خودکشیاش جلوگیری کند. رعنا همچنان میدوید. جوان همین که خواست به او نزدیک شود، دید که با احتیاط از خیابان گذشت. اگر قصد خودکشی داشت، خودش را جلوی یکی از ماشینها پرت میکرد. اما او فقط میدوید و مقصدش معلوم نبود. جوان از تعقیبش بازماند و برگشت.
رعنا بیتأمل میدوید. صدای نفسهایش آنقدر بلند بود که نظر همه را ناخودآگاه به خود جلب میکرد. از میان مردم میدوید. از میدان اصلی شهر گذشت و باز دوید. خیابانی را که به خانهٔ خودشان منتهی میشد در پیش گرفت. همچنان میدوید. گاهی به جایی تکیه میداد و نفس میگرفت و باز شروع به دویدن میکرد. از دور گنبد زیبای امامزاده را دید.
ey139
مقالهٔ ژانت پر از توهین مستقیم به بنیانگذاران بهاییت بود. از زمان پیدایش این ظهور پرده از مسائلی برداشته بود که تا آن روز کمتر کسی به کشف آن پرداخته بود. پس از رسواسازی سردمداران این فرقه به افشاگری مسائل غیراخلاقی اعضای محافل و لجنات پرداخته بود و شخصیت یکبهیک کسانی را که مسئولیتهای تشکیلاتی خیلی مهمی بر عهده داشتند محکوم کرده و به استیضاح کشیده بود. ژانت در مقالهاش ثابت کرده بود که در بین افراد بهایی عفت و عصمت معنی ندارد و پوچی عقاید آنها موجب شده اکثراً با پاکدامنی وداع گفته، آلوده به فساد و فحشا شوند. او حقایق درون تشکیلات را آنچنان زیبا به تصویر اذهان کشیده بود که همه را غرق تفکر کرد.
ژانت پس از اجرای برنامهاش، پس از آن شب تاریخی، همراه بقیهٔ اعضای خانواده به خانه برگشت. مادرش یک دم گریه میکرد و پدرش از عصبانیت سیاه شده بود. فرهمند سکوت کرده بود و خانم جلالی به او اخم میکرد.
ey139
چرا بابیها آنهمه با بهاء دشمن شدند؟ چون باب در کتاب خود گفته بود من یظهرالله هزار یا دوهزار سال دیگر میآید، اما بهاء آمده بود و میگفت من همانم و خواست خدا بوده که به جای پسر امام حسن عسکری باب را بفرستد. بهاء بعد از کشته شدن باب تحت نظر سفارت روس گمارده شد، اما بعدها از طریق حکومت انگلیس حمایت میشد و بعد که مقرش به اسراییل منتقل شد، اسراییل به علت منافع اقتصادی کشورش از او حمایت کرد و هنوز هم بزرگترین پشتیبان بهاییت است. آمریکا هم که از دیرزمان کمر به نابودی مسلمین بسته و برای ریشهکن کردن اسلام به هر ترفندی متوسل میشود، در انسجام و تقویت بنیان تشکیلات میکوشد و حامی واقعی آنهاست.
گل نرگس
هیچ دینی چوب و ترکه بر سر پیروان نیست و همه از فرمانهای الهی دستور میگیرند، اما در این مذهب که دشمن انسانیت است، همه باید از تشکیلات دستور بگیرند و در صورت نافرمانی طرد میشوند و آنقدر طرد شدن را وحشتناک جلوه دادهاند که هیچکس حاضر به نافرمانی نیست. در کدام دین خدمت کردن اجباری است؟ اما در این دین اگر محفل مسئولیتی را به کسی واگذار کرده باشد، آن شخص حق انصراف ندارد و هیچ دلیلی هم از او پذیرفته نیست، حتی موجه. پس باید تا زمانی که جان در بدن دارد، نوکر تشکیلات باشد. بهاییت فقط یک سیاست است و تمام برنامهریزیهای اصلی آن تحت تعلیم و نظارت دستگاههای اطلاعاتی اسراییل قرار دارد.
گل نرگس
حد عفت و عصمتی که عبدالبهاء توصیه کرده چیست؟ او اگر معنی عفت و عصمت را میدانست، خواهر خودش را بزک نمیکرد که برای ساکت کردن برادر ناتنی خودش برای او بفرستد. معنی عفت و عصمت در بهاییت چیست وقتی شوقی رحیه، ماکسول را به همسری برمیگزیند که در هر شهر و دیاری دقیقاً مثل افراد همان اجتماع لباس میپوشد و هیچ نشانی از عفت و عصمت در او یافت نمیشود. زنی که دست آخر هم سر شوقی را زیر آب کرد تا خودش زمام امور را به دست گیرد. برای اینکه حقیقت ساختگی بودن و پوچ بودن این دین برایت بیشتر روشن شود، در نوشتههای باب و بهاء بیشتر دقت کن و کتابهای کاتب وحی آنها، آقای صبحی را بخوان که از درون غائلهٔ بهاء کاملاً مطلع بود و به مسائلی دست یافت که انسان را متحیر میکند.
گل نرگس
معمولاً در بین اعضای تشکیلاتی هر کس که از چنین استعدادهایی برخوردار بود و میتوانست در یک لحظه به هزار رنگ درآید و تمام ارتباطات و مسائل اجتماعی را برای رسیدن به هدف به کار گیرد و تمام فوتوفن نفوذ در دلها را فرا گیرد و به اجرا درآورد، از مقام و منصب مناسبی برخوردار میشد و اسم و رسم بهتری نسبت به سایران پیدا میکرد و به همان اندازه حکومت میکرد و مورد توجه و احترام قرار میگرفت.
گل نرگس
یک امام حسین است و میلیونها نوکر. حماسهٔ او هرگز کهنه نمیشود. هرگز منسوخ نمیشود. حماسهٔ او جاوید است. همین یک دلیل ما را بس که دین شما ساختگی است. جان ما به عاشورا بسته است. بدون عاشورا و ذکر مصیبت عاشورا زندگی معنی ندارد. همان ظهر عاشورا برای ما انسانها هزاران پیام اخلاقی دارد. ما از عاشورا درس میگیریم. درس ایمان، ایثار، محبت، شجاعت. مسلمین در محرم خون گریه میکنند، آنوقت شما جشن میگیرید؟ ما مسلمانها سالهای مدیدی است منتظریم امام زمان (عج) بیاید و انتقام خون هفتادودو شهید کربلا را بگیرد. آنوقت شما میگویید امام زمان (عج) آمده و میگوید عاشورا منسوخ شده و دیگر وقتش تمام شده؟ خلاصه جان سالم بهدر بردم، ولی حسابی ترسیده بودم.»
گل نرگس
مگر یکی از احکام معتبر دین عدم مداخله در سیاست نیست؟ پس چطور اینهمه وزیر و نخستوزیر بهایی هستند؟
گل نرگس
بهاییت هم مثل هزاران فرقهٔ دیگر ساخته و پرداختهٔ دست سیاست است، چرا که اگر دینی از سوی خدا بیاید، نیازی به تشکیلاتی که بهدست مردان سیاسی اسراییل سازماندهی شود، ندارد. تشکیلاتی که از سازمانهای اطلاعاتی اسراییل دستور میگیرد و حتی نحوهٔ اجرای برنامهها و دستورهایش باید به آنها گزارش داده شود، تشکیلاتی که نام دین به خود گرفته و شعار صلح و دوستی سرمیدهد و آن را وارونه به ظهور میرساند. چنین تشکیلاتی هرگز نمیتوانست الهی باشد. با وجود اینکه قدرتهای بزرگ پشتیبانی قوی برای آن بودند و با وسیعترین و پیشرفتهترین فنآوریها میتوانستند صدای خویش را به جهانیان برسانند، بهاییت بسیار ناشناخته و محدود باقی مانده بود.
گل نرگس
از آنهمه سنگدلی و بیرحمی پدر و مادرش در تعجب بود. آنها کسانی نبودند که موانع شرعی بتواند آنان را از امری فطری و غریزی باز دارد. اما واقعاً عواطف انسانی در این قشر مرده بود. نهتنها پدر و مادر ژانت، بلکه همهٔ کسانی که حلقهبهگوش اوامر تشکیلات بودند، با شعار انقطاع از ماسوی الله دلبستگیهای خانوادگی را در خود کشته بودند. این هم یکی از اهداف تشکیلاتی بود که میخواست در جامعهٔ خود سگ و گربههایی پرورش دهد که با هر سوت صاحب خود کانون گرم خانواده را رها کرده، در جهت پاسداری و امنیت آنان حرکت کنند.
گل نرگس
حجم
۲۵۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه
حجم
۲۵۳٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۳۲۰ صفحه
قیمت:
۷۲,۰۰۰
تومان