
بریدههایی از کتاب کوه پنجم
۳٫۷
(۱۷)
خداوند دعای کسانی را که برای فراموش کردن نفرت به درگاهش استغاثه میکنند میشنود اما دعای کسانی را که از عشق میگریزند، اجابت نمیکند.
الهام
اما انسان هیچگاه آنچه را آرزو میکند نمیتواند فراموش کند. حتی اگر گاه به نظر برسد که جهان یا دیگران از او نیرومندتر هستند. تنها راز ماجرا در این است: دست نکشیدن و چشمپوشی نکردن از هدف.
akra
همه چیز همانگونه که خداوند نوشته است محقق خواهد شد.
akra
پیامبر پاسخ داد:
همه چیز همانگونه که خداوند نوشته است محقق خواهد شد. لحظاتی هست که در آنها زندگانی ما از رنج و عذاب آکنده میشود و ناگزیریم که آن لحظات را طی کنیم.
این لحظات کدامند؟
به این پرسش نمیتوان از پیش پاسخ گفت، حتی در زمان وقوع نیز نمیتوانیم. تنها پس از گذشت زمان و فائق شدن بر سختیهاست که میفهمیم چرا اتفاق افتادهاند.
Edward
همه مردم قدرت خداوند را دارند اما هیچکس از آن استفاده نمیکند.
leili L
«انسان برای این به دنیا میآید که به سرنوشت خود خیانت کند.» چرا خداوند وظایف ناممکن و آرزوهای دشوار در سینههای ما میگذارد؟
سنا
ترس تا زمانی ادامه دارد که «گریزناپذیر» آغاز میشود، بعد از آن دیگر معنایی ندارد و ما فقط میتوانیم امیدوار باشیم که بهترین تصمیم را گرفتهایم.
سنا
کاهن میدانست که از همه سلاحهای مخربی که بشر اختراع کرده است، کلام وحشتناکترین و قویترین سلاح است. خنجر و نیزه رد خون به جا میگذاشتند، نیزه پرتاب شده از دوردست دیده میشد، زهرها را میشد شناخت و از آنها اجتناب کرد. اما سخن یا کلام میتوانست بدون آن که ردی بر جا بگذارد تخریب کند. اگر آیین و رسوم مقدس منتشر میشد بسیاری از آدمیان میکوشیدند تا برای تغییر در مسائل جهان از آنها استفاده کنند و خدایان از این بابت آشفته میشدند.
leili L
همه نبردهای زندگی چیزی به ما میآموزند حتی نبردهایی که در آنها شکست میخوریم. وقتی بزرگ شدی میفهمی که از باطل پیروی کردهای یا به خودت دروغ گفتهای یا بهخاطر چیزهای احمقانه رنج کشیدهای. اگر جنگجوی خوبی باشی خودت را مقصر نخواهی دانست اما دیگر اجازه نخواهی داد که اشتباهاتت تکرار شوند.
Nila706
سعی کرد در این مطلب که بیش از چند ساعت زنده نخواهد ماند، لذتی بیابد، شادیی کشف کند، اما بیهوده بود او فقط کشف کرد که مثل اکثر روزهای زندگی، انسان موجودیست که قدرت تصمیمگیری ندارد.
سنا
ارواح نیز مانند گیاهان به باران نیاز دارند، باران امید، ایمان و دلیل برای زندگی. هنگامی که این باران نمیبارد همه چیز در روح میمیرد، حتی زمانی که جسم هنوز به زندگی ادامه میدهد و مردمان میتوانند بگویند: «اینجا در این بدن روزی انسانی وجود داشت.»
سنا
تو کوه پنجم را میبینی؟ از هر طرف که به آن نگاه کنی متفاوت به نظر میرسد و با این همه همان کوه است. در مورد مخلوقات هم همینطور است، آنها وجوه مختلف آفرینش خداوندند.
سنا
برای نخستین بار در زندگی احساس آزادی میکرد. او حق داشت عشق بورزد هرچند که معشوقش هرگز این را نداند.
سنا
او آزاد بود زیرا که عشق آزاد میکند.
سنا
و او را به سوی ورطه «گریزناپذیر» کشانده بود تا به او نشان دهد که انسان نیاز به «انتخاب» سرنوشتش دارد و نه «پذیرش» آن.
سنا
از دست میداد تا ایلیا بفهمد که نیاز به یک نام دارد و درست در همان لحظه به زندگی خویش این نام را داد: آزادی.
سنا
آیا یک انسان میتواند رنج از دست دادن را در دلش خاموش کند؟
نه. اما میتواند در چیز دیگری که بهدست آورده شادمانی بیابد.
سنا
