لُب کلامِ قصه
جان کلام هر قصهای که شنیده یا دیدهایم کموبیش از این قرار است: شخصیت داستان در راه رسیدن به چیزی با مشکل روبهرو میشود. در اوج ناامیدی، یک راهنما به زندگیاش پا میگذارد، نقشهای به او میدهد و او را به اقدام فرا میخواند. آن اقدام مانع از شکست او میشود و در نهایت به موفقیت میرسد. تمام قضیه همین است.