انور خوجه

دانلود و خرید انور خوجه

مشت سرخ آهنین

۴٫۲ از ۵ نظر
۴٫۲ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود   انور خوجه  نوشته  بلندی فوزیو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
آن آلبانی‌ای که خوجه چهل سال قبل قول درست کردنش را داده بود وجود نداشت. آنچه برای مردم آلبانی باقی مانده بود را می‌توان به واقع‌بینانه‌ترین شکل ممکن این‌گونه وصف کرد: کاریکاتور کابوس‌واری از اتحاد شوروی استالینی، کپی برابر اصل سرکوبگری استالینیستی که آن را درون مرزهای یک کشور کوچک سه میلیون نفری به مرحله اجرا گذاشته بودند.
شهریار
دیکتاتور درست قبل از سقوطش سعی کرده دو قدم به جلو بردارد و همه انرژی‌اش را صرف همین کار کرده بود، اما به انجام این کار موفق نشده بود. او با صدای تالاپ سقوط کرده بود؛ و این صحنه‌ای بود بسیار شبیه آخرین لحظات زندگی بت محبوبش، جوزف ویساریونوویچ استالین.
شهریار
محمد شهیو، مردی که بیست وهفت سال نخست‌وزیر آلبانی بود، در یکی از کنگره‌های حزب به صراحت گفت: «کسانی که به هر شکلی بخواهند با رهبری ما مخالفت کنند، تف به صورتشان انداخته خواهد شد، مشت بر چانه‌شان کوبیده خواهد شد و اگر ضروری باشد، گلوله‌ای به سرشان شلیک خواهد شد.»
alba
جدای از این، کتاب انور خوجه؛ مشت سرخ آهنین خواننده را به اعماق دهلیزهای تاریک رژیم توتالیتر کمونیستی می‌برد؛ رژیمی که وعده ساختن بهشت در این دنیا را داده بود، اما جهنم را بر سر مردمانش آوار کرد.
alba
انور خوجه مردی کتابخوان، خوش‌برخورد و خوش‌سیما بود اما زیر این لایه بیرونی، شخصیتی به غایت متعصب، بیگانه‌ستیز، بدگمان و خونریز آرمیده بود. از بختِ بدِ مردم آلبانی، این مرد که خود را مارکسیست لنینیست می‌نامید زمام امور این کشور را در پی پایان جنگ جهانی دوم به دست گرفت. خوجه چهل‌ویک سال با قدرت کامل و با مشت آهنین بر آلبانی حکم راند. الگوی خوجه در کشورداری استالین بود. افتخار می‌کرد که «ما کمونیست‌های آلبانی با موفقیت بسیار آموزه‌های استالین را به کار برده‌ایم.» خوجه حتا بعد از مرگ استالین در ۱۹۵۳ همچنان به طرفداری از او و الگوبرداری از روش‌های سرکوب‌گرایانه او ادامه داد، زیرا صادقانه معتقد بود که «تجربه بسیار غنی و فوق‌العاده ارزشمند رفیق استالین راهنمای ما در مسیر سوسیالیستی و راهنمای کار و فعالیت ماست.»
esrafil aslani
من نباید ضرورتآ کمونیست باشم تا به وطنم عشق بورزم. من عاشق کشورم هستم گرچه کمونیست نیستم. من آرزو دارم که پیشرفت و ترقی کشورم را ببینم. درست است که شما جنگ را بردید، انتخابات را بردید، اما این به شما اجازه نمی‌دهد که مردم را به دلیل عقاید سیاسی متفاوتی که با شما دارند، آزار و اذیت کنید. من به شیوه‌ای می‌اندیشم که با شیوه اندیشیدن شما متفاوت است، اما عاشق کشورم هستم. شما مرا به خاطر اندیشه‌هایم مجازات می‌کنید. من از شما طلب بخشش نخواهم کرد زیرا هیچ عمل نادرستی انجام نداده‌ام!(۱۷)
yazdaan
خوجه از حیث تبلیغات خارجی نسبتآ فعال بود. او میلیون‌ها دلار از بودجه ناچیز کشور فقیرش را صرف ترجمه و چاپ کتاب‌هایش کرد.
alba
فقط ملک‌الموت بود که بی‌اعتنا به کمونیسم و کاپیتالیسم، حاضر نبود به قوانین مارکسیسم خوجه تن در دهد.
alba
تا قبل از انور خوجه هیچ رهبر کمونیستی‌ای تلاش نکرده بود ثابت کند ریشه و تبار اشرافی دارد. کمونیست‌ها حتا اگر وابستگی‌های این‌چنینی‌ای هم داشتند باز همواره می‌کوشیدند آن را پنهان یا انکار کنند. اما خوجه رویکرد کاملا متضادی را در پیش گرفت.
yazdaan
کمال آتاتورک، بنیانگذار ترکیه، یک سال قبل از مرگش به مجله‌ای آمریکایی گفته بود: «غرب هرگز کمونیسم را درک نخواد کرد.»
yazdaan