خداحافظ خانم
آخرین شبی که امام در منزل بودند و میخواستند ایشان را به بیمارستان ببرند من و پزشک، کنار امام ایستاده بودیم. خانم (همسر امام) داشتند میآمدند. سر پلهها که رسیدند، امام فرمودند: «خانم! خداحافظ، شما دیگر زحمت نکشید.» ایشان ظاهراً متوجه نشدند. یک بار دیگر فرمودند: «خداحافظ؛ شما نیایید.» و بار سوم در حالی که دست به سینه مبارکشان گرفته بودند، خیلی مؤبانه فرمودند: «خداحافظ، خانم!» امام همیشه با احترام و خیلی مؤبانه با همسرشان صحبت میکردند، همانطور که با همه مردم مؤب بودند.
آرامش