
K.P
۴۸
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
Hajar
۱۳
فکر میکند اگر از عینک یا لنز استفاده کند تیپ خوبش خراب میشود. نظر بقیه را نمیدانم اما اگر نظر من را بپرسید، میمونهای سیرک هم از مونتی خوشتیپترند.
sayna
۱۲
میپرسم: «از من چی میخوای؟»
«تو گوش نمیکنی. هیچکس گوش نمیکنه.»
کاربر ۶۹۹۸۴۹۷
۱۱
دیگر به چشمهای خودم هم اعتماد ندارم، مردهها که بمانند.
Zohreh
۹
میدونین، وقتی اتفاق بدی برای آدم میافته بقیه نمیدونن چهطور باهاش مواجه بشن و برای همین هم انکارت میکنن.
Hana_NP
۷
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
HONEYTA
۴
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید... حتی اکتوپلاسم چندشآور اشباح.
کاربر ۱۰۵۱۶۷۸۵
۴
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
Mitikoma
۴
«میدونین، وقتی اتفاق بدی برای آدم میافته بقیه نمیدونن چهطور باهاش مواجه بشن و برای همین هم انکارت میکنن.
m.r
۳
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
خوره کتاب
۳
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید... حتی اکتوپلاسم چندشآور اشباح.
پایان...
Hajar
۲
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم.
𝓝𝓲𝓵𝓸𝓾𝓯𝓪𝓻
۲
قرار است تا کی این چیزهای کوچک کنترل من را در دست داشته باشند؟
𝓝𝓲𝓵𝓸𝓾𝓯𝓪𝓻
۲
جالب اینجاست که من دیگر نمیترسم. تجربههایم آنقدر زیاد شدهاند که دیگر از ترسیدن خسته شدهام.
philobiblic
۲
نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید... حتی اکتوپلاسم چندشآور اشباح.
کاربر ۱۰۷۳۲۴۴۶
۲
جالب اینجاست که من دیگر نمیترسم. تجربههایم آنقدر زیاد شدهاند که دیگر از ترسیدن خسته شدهام.
hasti
۲
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم.
مهدیار یوسف
۱
حالا که حرف از مونتی شد، او همین الان کنار من ایستاده و با لبخندی به پهنای صورت و شستی بالاآمده به نشانهٔ موفقیت، جلوی کتابخانهٔ عمومی پاتینگر دارد سلفی میگیرد.
به او میگویم: «این کارت اصلاً حرفهای نیست.»
مونتی لبخندی بهم میزند. «واسه گرامه داداش!»
«دیگه هیچوقت اون دوتا کلمه رو نگو!» از حرفش خندهام گرفته. مونتی بعضی وقتها خیلی مسخره میشود.
anusha
۱
ریچل با وَنش وارد پارکینگ رستوران میشود و برایمان بوق میزند. باران دیوانهوار میبارد. مونتی چترش را باز میکند و با تمام توان به طرف ون میدویم.
شما نباید اینجا باشین...صدایی سر جایم میخکوبم میکند. صدا از پشت سرم آمده، میچرخم و همان پسربچهای را که در موزه دیده بودم، جلوی ورودی رستوران میبینم. ده فوت آنطرفتر ایستاده و انگار خیلی سردش است.
میپرسم: «از من چی میخوای؟»
«تو گوش نمیکنی. هیچکس گوش نمیکنه.» سرش را با تأسف تکان میدهد و ناپدید میشود.
«داری با کی حرف میزنی؟» برمیگردم و مونتی را میبینم که کنار درِ بازِ ون ایستاده. «خیس آب شدی پسر. بیا بریم!»
با اینکه میدانم پسربچه رفته، دوباره پشت سرم را نگاه میکنم. منظورش از تو گوش نمیکنی چی بود؟ من که هیچوقت فرصت نکردم با او حرف بزنم.
stone_heart
۱
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
f s
۱
اشتباهترین حرفها در بدترین زمان ممکن است.
Book
۱
با مطرح کردن بحث شیرین پول، عقل مونتی به جایگاه کوچک خودش برمیگردد و دوباره مثل آدمحسابیها رفتار میکند.
Book
۱
استاد گفتن اشتباهترین حرفها در بدترین زمان ممکن است.
Book
۱
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
moallemgomnam
۱
«به نظرم بهت حس نزدیکی میکنه. برای همین فقط به تو اجازه میده ببینیش. اشباح بعضی وقتها این کار رو میکنن.»
MOBINA
۱
لبخندی به او میزنم تا فکر کند همهچیز مرتب است؛ با اینکه نیست، حداقل نه کاملاً.
𝓝𝓲𝓵𝓸𝓾𝓯𝓪𝓻
۱
جالب اینجاست که من دیگر نمیترسم. تجربههایم آنقدر زیاد شدهاند که دیگر از ترسیدن خسته شدهام.
آرنیکا
۱
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
Hossein shiravand
۱
ما نمیتوانیم همهٔ اتفاقهایی را که قرار است در آینده بیفتند، کنترل کنیم و به جای ترسیدن و پنهان شدن از وقایعی که زندگی بر سر راهمان میآورد، باید با مشکلاتمان مواجه شویم و از آنها بگذریم. و این ما را قوی میکند و آدم قوی از پس هر چیزی برمیآید...
یـ★ـونا
۱
فکر میکنم هیچ کداممان نمیدانستیم واقعاً چهقدر به هم نیاز داریم و دانستن چنین چیزی خیلی آرامشبخش است.
