روزی، وقتی نوشتن برای تو را کنار بگذارم، هر دوی ما میفهمیم که یکی بدون دیگری هرگز نمیتوانیم به جای خیلی دوری برویم. هر یک از ما در یاد دیگری زندگی خواهد کرد، و این همان جاودانگیست، السی، چون ورای عشق، زمان وجود ندارد. خوب میدانم که وقتی رفتم، تو گریه کردی. اما من دوست دارم که تو بخندی و ترانه بخوانی و همیشه به این فکر کنی که آینده مسئلهای برای حل کردن نیست، بلکه رازیست برای کشف کردن.