
Saeed.Rafiee
۴
عالِم علم اقتصاد نباید در بند ضرورتهای سیاسی امروز باشد. من هیچگاه از پافشاری بر این حقیقت باز نخواهم ایستاد: وظیفه اقتصاددان باید امکانپذیر کردن غیرممکنهای سیاسی امروز باشد. تصمیم اینکه در این لحظه چه میتوان کرد بر عهدهٔ سیاستمدار است، نه اقتصاددان.»
Ludwig McMostang
۱
بنابراین خطر واقعی این جاست: مردم در حال حاضر از سر فرمانبرداری تقریباً با هر سوءاستفادهای از امتیاز پولی دولت کنار میآیند، امّا اگر لحظهای برسد که بتوانند بگویند پول توسّط نهادهای مالی ثروتمند منتشر میشود، آنگاه یکباره شرایط عوض میشود و دیگر اعتراضها به سوءاستفادهٔ این نهادها از امتیاز انحصاری تمامی نخواهد داشت. عوامفریبان بیوقفه بر تقاضای کسب سهم مورد ادّعای خود از قدرت پولی پافشاری خواهند کرد.
Ludwig McMostang
۰
امّا این خرافه که لزوماً دولت (معمولاً به جای دولت، حاکمیّت ملّی گفته میشود تا طنین بهتری داشته باشد) باید تعیین کند که چه چیزی پول است، احتمالاً در این باور سادهانگارانه ریشه دارد که ابزاری مانند پول باید «اختراع» شده و توسّط مخترع اوّلیّه در اختیار ما قرار گرفته باشد؛ گویی دولت پولی را خلق کرده است که بدون وجود دولت نمیتوانست وجود داشته باشد
Ali Abbasi
۰
من قویّاً احساس میکنم وظیفهٔ اصلی یک نظریهپرداز اقتصادی یا فیلسوف سیاسی کار کردن بر روی عقیدهٔ عموم مردم است تا امکانناپذیر سیاسی امروز به امکانپذیر سیاسی فردا تبدیل شود.
Ali Abbasi
۰
در رابطه با پول من نمیخواهم دولت را از هیچ کاری منع کنم مگر یک کار: بازداشتن دیگران از کارهایی که میتوانند بهتر از دولت انجام دهند.
