جملات زیبای کتاب بامداد | طاقچه
تصویر جلد کتاب بامداد

بریده‌هایی از کتاب بامداد

انتشارات:انتشارات ندوی
امتیاز
۴.۱از ۲۱ رأی
۴٫۱
(۲۱)
اما حسی به او می‌گفت: «نه پریچهر، این نمی‌تواند ستارهٔ تو باشد. تو چنین ستارهٔ پرفروغی نداری! این ستارهٔ دختران طبقات برتر است که در ایران‌زمین و در قلمرو حکومت ساسانیان زندگی می‌کنند. تو از طبقهٔ پایین و پست دهقانانی و ستاره‌ات به این درخشانی و زیبایی نیست. این ستاره مال دختران طبقهٔ سلحشوران، موبَدان و شاید هم شاهان است. اصلا چه معلوم که این ستارهٔ دختر شاهنشاه ساسانی نباشد؟!»
quran
پدر ماریا که در چهارچوب اتاق نشسته بود و چارُقش را تعمیر می‌کرد، رو به پریچهر کرد و گفت: «بله دخترم، همان‌طور که می‌دانی ما عیسوی هستیم و مغان و «موبَدان» به ما اجازهٔ ورود به اماکن مقدس شما را نمی‌دهند. ما از نظر آن‌ها نجس هستیم، چون دین و مذهبی دیگر داریم.»
quran
آقااسکندر ادامه داد: «عیسویان و پیروان دیگر ادیانِ غیرزرتشتی در سرزمین فارس همواره با ممنوعیت‌ها و مشکلاتی مواجه بوده و هستند. ما را به چشم شهروند درجهٔ دوم و سوم می‌نگرند. با اینکه ایرانیِ اصیل و از همین خاکیم، از بسیاری از حقوق ابتدایی‌مان محرومیم، فقط به‌خاطر اینکه مذهبی متفاوت از مذهب شاهان داریم. ما عیسویان و خصوصاً روحانیون ما، در ادوار مختلف تحت تعقیب و بازجویی قرارگرفته‌ایم و به شکل‌های مختلف شکنجه شده‌ایم.»
quran
«سربازان شاهشناه ایران، عیسویان را در سیاه‌چال انداخته، تعدادی موش با آنان همراه می‌کردند و دست‌وپای زندانیان را می‌بستند، طوری‌که نتوانند این جانوران حریص را دفع کنند. موش‌ها هم محکومین را پس از آزار و اذیت متمادی پاره می‌کردند. آن‌ها گاهی تمام و یا قسمتی از پوست بدن زندانیان را می‌کندند!»
quran
کشیش می‌گفت: «ساسانیان برای ترساندن هم‌کیشانِ ما و حتی متهمان زرتشتی، آلات شکنجه را در مقابل چشمان آنان قرارمی‌دادند. گاه زندانیان را بر یک انگشت به دار می‌آویختند و گاهی واژگون و گاهی با یک پا سرنگون بر دار می‌کردند و با تازیانه‌ای بافته شده از پیه گاو می‌زدند و بر زخم‌های آنان سرکه، نمک و انغوزه می‌ریختند. یا اندام آنان را قطعه قطعه می‌کردند و پوست سرشان را می‌کندند و گاه پوست صورتشان را از پیشانی تا چانه برمی‌داشتند و گاهی پوست دست و پشت آنان را می‌بریدند و سرب گداخته در گوش‌ها و چشمان‌شان می‌ریختند و زبانشان را می‌کندند.»
quran
جسدِ میت ناپاک و فاسد شده و دست‌زدنِ آن گناه به‌حساب می‌آید. بنابراین، افراد ویژه‌ای حق دست‌زدن به جسد را دارند و اگر فردی غیر از آنان جسد را لمس کند، باید ۹ روزِ تمام با «گُمیز» (ادرار گاو) غسل کند.
quran
سپس لباس‌ها را از روی جسد برداشتند و او را عریان کردند. لباس‌ها را به دلیل نجس بودن درون چاهی که وسط برج خاموشان برای همین کار تعبیه شده بود، انداختند. همین‌که جسد لختِ مادرزاد شد، کرکس‌ها و لاشخورها به آن حمله‌ور شدند. این حیوانات حریص نسل‌اندرنسل در این دیار زیسته بودند و همواره منتظر بودند دست أجل جان کسی را برباید و مردم پیکرش را آنجا بیاورند تا غذایشان شود. کرکس‌ها و لاشخورها در چشم‌برهم‌زدنی همهٔ جسد را بلعیدند و چیزی جز استخوان‌های صاف برجای نگذاشتند. آنگاه مأموران برج استخوان‌ها را در داخل «چاه استودان» که محل ریختن استخوان مردگان بود، ریختند.
quran
«هر انسانی که به دنیا می‌آید برایش ستاره‌ای در آسمان روشن می‌شود و روزی که از دنیا برود، ستاره هم می‌میرد.»
کاربر ۵۴۸۲۷۰۵

حجم

۲۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۸۶ صفحه

حجم

۲۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۸۶ صفحه

قیمت:
۱۵,۰۰۰
تومان