
بریدههایی از کتاب طلوع زمینی نو
۴٫۴
(۱۳)
در واقع در بطن این خودآگاهی جدید، تعالی افکار، توانایی نویافتهٔ برخاستن وراءِ افکار و درک بُعد درون، نهفته که همواره وسیعتر از فکر بوده است.
پس از آن دیگر شما هویتتان، حستان از کسی که هستید را، از جریان بیوقفهٔ فکرتان نمیگیرید که در خودآگاهی قدیمتان خود را معادل با آن تصور میکردید. چه حس رهاییبخشی است فهمیدن این موضوع که « صدایی که در سرم میشنوم »، من نیست.
کاربر ۲۸۳۸۵۶۶
بدون تردید: ذهن انسان بسیار باهوش است.
ولی همین هوش نشانی از جنون دارد.
bahar
انسانها بیشتر از آن که گرفتار درد و رنج ناشی از بلایای طبیعی شده باشند، از دست یکدیگر رنج کشیدهاند.
bahar
شادی را جستجو نکنید. اگر دنبال آن بگردید، پیدایش نمیکنید. چون جستجو کردن نقطهٔ متضاد شادی است. شادی همیشه گریزپاست، ولی با روبهرو شدن با واقعیات، نه با داستانهایی که ذهنتان ساخته است، رهایی از غم در هر لحظهای امکانپذیر است
کاربر ۲۱۲۸۰۵۴
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
AZIZIAN s
دنیا همیشه با نشان دادن آنچه واقعاً برایتان اهمیت دارد کاری میکند که نتوانید برای مدتی طولانی خودتان را دربارهٔ کسی که فکر میکنید هستید فریب دهید. چگونگی واکنش شما در مقابل مردم و موقعیتهای مختلف، بهخصوص در زمان بروز مشکلات، بهتر از هر چیز دیگری عمق شناخت شما را از خودتان نشان میدهد.
محسن
« گناه کردن » یعنی « متوجه دلیل وجود انسان نشدن »، یعنی ناشیانه و کورکورانه زندگی کردن و به دنبال آن رنج کشیدن و رنج دادن.
bahar
شما هرگز نمیتوانید با حمله به ناخودآگاهی و اختلالات رفتار ایگویی آن را شکست دهید. حتی اگر حریفتان را شکست بدهید، ناخودآگاهی به درون خودتان منتقل میشود، یا حریفتان دوباره در چهرهای جدید ظاهر میشود. با هر چه بجنگید، آن را مستحکمتر میکنید و در مقابل هر چه مقاومت کنید، پایدارتر میشود.
zeinab
آنتیبیوتیکها، یا بهاصطلاح اَبَرویروسها، به احتمال بسیار باعث بروز مجدد آن بیماریها و همهگیری احتمالیشان میشوند
AZIZIAN s
شما خودِ حقیقت هستید. اگر جای دیگری آن را جستجو کنید هر بار فریب خواهید خورد. حقیقت، همان « بودنِ » شماست. منظور عیسی از این جمله همین بود: « من خودِ راه و حقیقت و زندگی هستم ». این کلمات عیسی یکی از نیرومندترین و مستقیمترین اشارات به حقیقت را در بر دارد، در صورتیکه صحیح از آن برداشت شود. عیسی از درونیترین « من » سخن میگوید، که جوهرهٔ ذاتی هر مرد و زن و در واقع همهٔ اَشکال زندگی است. او از زندگیدرونتان سخن گفته است.
zeinab
ایگو نمیداند سرچشمهٔ همهٔ نیروها درون خود شما وجود دارد و به همین دلیل در خارج از شما آن را جستجو میکند. ایگو به دنبال توجه بیشکل یا حضور نیست، بلکه خواستار شکلی از توجه مانند قدردانی، تمجید، تحسین یا فقط نوعی جلب توجه است، تا وجودش را تأیید کند.
zeinab
این کار را چند هفته امتحان کنید و ببینید چهطور واقعیت زندگیتان تغییر میکند: هر چیزی مانند قدردانی، تمجید، یاری، توجه محبتآمیز یا از این قبیل را که فکر میکنید مردم به شما نمیدهند، شما به آنها بدهید. ندارید؟ وانمود کنید که دارید و خودش در شما به وجود میآید. بلافاصله بعد از اینکه بخشش را شروع کردید، دریافت آغاز میشود. شما نمیتوانید چیزی را بگیرید که خودتان آن را به کسی نمیدهید
zeinab
انواع دیگر تغییر درست از جایی شروع میشوند که فکر آن هم به ذهنتان خطور نمیکند. ملاقاتی اتفاقی، فرصت و گشایشی جدید را وارد زندگیتان میکند. مانع یا اختلافی دیرینه برطرف میشود. دوستانتان یا به همراه شما دستخوش تحولی درونی میشوند، یا از زندگیتان خارج میشوند. بعضی از روابط منحل میشوند و بعضی عمق بیشتری پیدا میکنند. شاید از کارتان اخراج شوید و شاید به عاملی برای ایجاد تغییرات مثبت در محل کارتان تبدیل شوید. همسرتان ترکتان میکند، یا روابطتان با او صمیمانهتر میشود.
بعضی از تغییرات شاید ظاهراً منفی به نظر برسند، ولی بهزودی متوجه میشوید که فضایی را برای ایجاد تحولی جدید در زندگیتان باز کردهاند.
zeinab
متخصصین معتقدند که استفادهٔ گسترده و بیرَویه از آنتیبیوتیکها باعث ایجاد نوعی بمب ساعتی شده است و انواع باکتریهای مقاوم در مقابل آنتیبیوتیکها، یا بهاصطلاح اَبَرویروسها، به احتمال بسیار باعث بروز مجدد آن بیماریها و همهگیری احتمالیشان میشوند
AZIZIAN s
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
AZIZIAN s
واکنش را از اتفاق جدا کند و شاهد هر دو باشد
کاربر ۹۲۰۶۸۵۳
ترجمهٔ تحتاللفظی ارتکاب گناه در زبان یونانی باستان، که انجیل جدید هم به این زبان نوشته شده، یعنی « متوجه هدف نشدن »، درست مثل کمانداری که هدف را نمیبیند. پس « گناه کردن » یعنی « متوجه دلیل وجود انسان نشدن »، یعنی ناشیانه و کورکورانه زندگی کردن و به دنبال آن رنج کشیدن و رنج دادن.
کاربر ۹۴۶۶۰۴۸
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
zeinab
زندگی هر تجربهای را که در ایجاد خودآگاهی شما مؤثر باشد، در مسیرتان قرار میدهد. از کجا میفهمید که این همان تجربهای است که لازم دارید؟ چون همان چیزیست که در این لحظه دارید آن را تجربه میکنید.
zeinab
« من در خودآگاهی خود، آگاهم که به چیزی وابستگی دارم ». این آغاز ایجاد تحول در خودآگاهی شما خواهد بود.
zeinab
ایگو خود را در « داشتن » میبیند، ولی رضایت خاطری که از داشتن به دست میآورد، معمولاً سطحی و کوتاهمدت است و حس نهفته و ریشهداری از نارضایتی، از کامل نبودن، از « کافی نبودن » درون آن باقی میماند. « هنوز به اندازهٔ کافی ندارم »، که در واقع منظور ایگو از آن این است که: « هنوز کافی نیستم ».
zeinab
هیچ ایگویی نمیتواند بدون بیشتر خواستن دوام بیاورد. به همین علت « خواستن » ایگو را بیشتر از « داشتن » زنده نگه میدارد. ایگو بیشتر از آن که بخواهد « بیشتر داشته باشد »، به دنبال « بیشتر خواستن » است. و به این ترتیب همیشه « بیشتر خواستن » جایگزین رضایت خاطر سطحی « داشتن » میشود. این نیازِ روانی به بیشتر خواستن است، که یعنی: داشتن چیزهای بیشتری برای شناختن خود از طریق آن. این نیازی اعتیادآور است، نه نیازی واقعی و اصیل.
zeinab
بعضی از ایگوها میدانند چه میخواهند و با سرسختی و بیرحمی هدفشان را دنبال میکنند، که بهعنوان مثال، میتوان به چنگیزخان، استالین و هیتلر اشاره کرد. ولی نیروی پنهان در خواست آنها سرانجام نیرویی متضاد و به همان شدت را ایجاد کرد، که موجب سقوطشان شد. در طول آن مدت باعث عذاب خودشان و دیگران شدند، یا به قول معروف، جهنمی را روی زمین به وجود آوردند. اکثر ایگوها خواستههایی متضاد دارند. آنها در زمانهای مختلف چیزهای مختلفی میخواهند، یا شاید حتی نمیدانند چه میخواهند و فقط میدانند که « زمان حال » را نمیخواهند.
zeinab
اَشکال فکری « من »، « مال من »، « بیشتر از »، « میخواهم »، « لازم دارم »، « باید داشته باشم » و « کافی نیست » متعلق به ساختار ایگو هستند، نه به محتوای آن. محتوا قابل تعویض است. تا وقتی که این افکار را در خود نمیشناسید و تا وقتی که به شکل ناخودآگاه در شما باقی میمانند، حرفشان را باور میکنید و محکوم هستید که آن افکار ناخودآگاه را عملی کنید، که جستجو کنید و نیابید، چون تا وقتی آن افکار عمل میکنند هیچ دارایی، مکان، فرد یا شرایطی هرگز شما را راضی نمیکند. مهم نیست چه دارید، یا چه به دست میآورید، چون هرگز احساس خوشحالی و رضایت نمیکنید. همیشه به دنبال چیزی دیگری هستید که نوید رضایت بیشتری را میدهد، که وعده میدهد که خود ناکاملتان را کامل و آن کمبودی را که درونتان حس میکنید پر خواهد کرد.
zeinab
یک زن جوان شاید خود را چاق بداند و به همین علت تا سرحد مرگ گرسنگی بکشد، درحالیکه در واقع لاغر است. او دیگر نمیتواند بدنش را آنطور که واقعاً هست، ببیند. همهٔ چیزی که میبیند، مفهوم ذهنیش از بدنش است که به او میگوید: « من چاق هستم »، یا « دارم چاق میشوم ». این وضعیت ریشه در هویتسازی ذهنی دارد. با هر چه ذهنیتر شدن هویت مردم که در واقع تشدید اختلال ایگویی محسوب میشود، شیوع آنورکسی (بیاشتهایی عصبی) در دهههای اخیر به نحوی قابل توجه افزایش یافته است. اگر فرد مبتلا به این بیماری میتوانست بدون قضاوتهای مداخلهگرانهٔ ذهن، بدنش را ببیند، یا حتی به جای باور آن قضاوتها، در موردشان شناخت پیدا میکرد یا بهتر از آن، اگر میتوانست جسمش را از درون احساس کند، شفای او آغاز میشد.
zeinab
تسلیم یعنی پذیرش درونی آنچه هست، یعنی باز شدن به روی زندگی.
مقاومت یعنی رکود درون و مستحکم شدن پوستهٔ ایگو. و اینها یعنی بسته شدن به روی زندگی. اقدامی که در جهت مقاومت درونیتان انجام میدهید (که میتوانیم آن را منفیگرایی هم بنامیم)، مقاومت بیرونی بیشتری ایجاد میکند و کائنات با شما همراهی نمیکنند و زندگی بر وفق مرادتان نمیچرخد. وقتی دریچهها بستهاند، نور راهی برای ورود ندارد. وقتی دروناً تسلیم میشوید و مقاومت نمیکنید، بُعد جدیدی از خودآگاهی خود را نشان میدهد. اگر اقدام لازم یا ممکنی را انجام میدهید، اقدامتان در جهت هماهنگی با کل است و هوش خلاق یا خودآگاهی بیقیدوشرط، که در حالت گشودگی درون با آن یکی میشوید، از آن حمایت میکند.
zeinab
اقدامی که در جهت مقاومت درونیتان انجام میدهید (که میتوانیم آن را منفیگرایی هم بنامیم)، مقاومت بیرونی بیشتری ایجاد میکند و کائنات با شما همراهی نمیکنند و زندگی بر وفق مرادتان نمیچرخد. وقتی دریچهها بستهاند، نور راهی برای ورود ندارد. وقتی دروناً تسلیم میشوید و مقاومت نمیکنید، بُعد جدیدی از خودآگاهی خود را نشان میدهد. اگر اقدام لازم یا ممکنی را انجام میدهید، اقدامتان در جهت هماهنگی با کل است و هوش خلاق یا خودآگاهی بیقیدوشرط، که در حالت گشودگی درون با آن یکی میشوید، از آن حمایت میکند. بعد مردم و شرایط با شما یاری و همکاری میکنند. اتفاقات تصادفی رخ میدهند. اگر انجام هیچ کاری ممکن نیست، در آرامش و سکون درونی، که به دنبال تسلیم پدیدار میشوند، آرام میگیرید و در واقع در خدا آرام میگیرید.
zeinab
واکنش نشان ندادن در مقابل ایگوی دیگران، یکی از مؤثرترین راهها، نه تنها برای فراتر رفتن از ایگو در خودتان، بلکه برای از بین بردن ایگوی جمعی انسانهاست. ولی شما فقط در صورتی میتوانید واکنش نشان ندهید که بدانید رفتار طرف مقابلتان از ایگوی او ناشی میشود، که آن هم مظهری از اختلال فراگیر انسانی است. وقتی بدانید که مسئله شخصی نیست، دیگر خود را برای نشان دادن واکنشی که اگر مسئله شخصی بود نشان میدادید، تحت فشار حس نمیکنید. اگر در مقابل ایگوی دیگران واکنش نشان ندهید، اغلب میتوانید شعور و قوهٔ تمیز را در آنها بیدار کنید، که در واقع خودآگاهی بیقیدوشرط است که جایگزین خودآگاهی شرطی میشود.
zeinab
گذشته این قدرت را ندارد که حضورتان در زمان حال را متوقف کند. فقط نارضایی از گذشته، قدرت چنین کاری را دارد. و نارضایی چیست؟ کولهباری از احساسات و افکار قدیمی.
zeinab
آگوستین گفته است: « عشق بورزید و هر چه میخواهید بکنید ». هیچ جملهای از این نزدیکتر به حقیقت نیست.
zeinab
حجم
۲۹۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۲۹۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
قیمت:
۹۸,۰۰۰
۳۹,۲۰۰۶۰%
تومان