
کاربر ۲۸۳۸۵۶۶
۱۰
در واقع در بطن این خودآگاهی جدید، تعالی افکار، توانایی نویافتهٔ برخاستن وراءِ افکار و درک بُعد درون، نهفته که همواره وسیعتر از فکر بوده است.
پس از آن دیگر شما هویتتان، حستان از کسی که هستید را، از جریان بیوقفهٔ فکرتان نمیگیرید که در خودآگاهی قدیمتان خود را معادل با آن تصور میکردید. چه حس رهاییبخشی است فهمیدن این موضوع که « صدایی که در سرم میشنوم »، من نیست.
bahar
۵
انسانها بیشتر از آن که گرفتار درد و رنج ناشی از بلایای طبیعی شده باشند، از دست یکدیگر رنج کشیدهاند.
کاربر ۲۱۲۸۰۵۴
۵
شادی را جستجو نکنید. اگر دنبال آن بگردید، پیدایش نمیکنید. چون جستجو کردن نقطهٔ متضاد شادی است. شادی همیشه گریزپاست، ولی با روبهرو شدن با واقعیات، نه با داستانهایی که ذهنتان ساخته است، رهایی از غم در هر لحظهای امکانپذیر است
bahar
۴
بدون تردید: ذهن انسان بسیار باهوش است.
ولی همین هوش نشانی از جنون دارد.
AZIZIAN s
۳
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
bahar
۳
« گناه کردن » یعنی « متوجه دلیل وجود انسان نشدن »، یعنی ناشیانه و کورکورانه زندگی کردن و به دنبال آن رنج کشیدن و رنج دادن.
محسن
۲
دنیا همیشه با نشان دادن آنچه واقعاً برایتان اهمیت دارد کاری میکند که نتوانید برای مدتی طولانی خودتان را دربارهٔ کسی که فکر میکنید هستید فریب دهید. چگونگی واکنش شما در مقابل مردم و موقعیتهای مختلف، بهخصوص در زمان بروز مشکلات، بهتر از هر چیز دیگری عمق شناخت شما را از خودتان نشان میدهد.
zeinab
۲
شما هرگز نمیتوانید با حمله به ناخودآگاهی و اختلالات رفتار ایگویی آن را شکست دهید. حتی اگر حریفتان را شکست بدهید، ناخودآگاهی به درون خودتان منتقل میشود، یا حریفتان دوباره در چهرهای جدید ظاهر میشود. با هر چه بجنگید، آن را مستحکمتر میکنید و در مقابل هر چه مقاومت کنید، پایدارتر میشود.
zeinab
۲
این کار را چند هفته امتحان کنید و ببینید چهطور واقعیت زندگیتان تغییر میکند: هر چیزی مانند قدردانی، تمجید، یاری، توجه محبتآمیز یا از این قبیل را که فکر میکنید مردم به شما نمیدهند، شما به آنها بدهید. ندارید؟ وانمود کنید که دارید و خودش در شما به وجود میآید. بلافاصله بعد از اینکه بخشش را شروع کردید، دریافت آغاز میشود. شما نمیتوانید چیزی را بگیرید که خودتان آن را به کسی نمیدهید
zeinab
۲
انواع دیگر تغییر درست از جایی شروع میشوند که فکر آن هم به ذهنتان خطور نمیکند. ملاقاتی اتفاقی، فرصت و گشایشی جدید را وارد زندگیتان میکند. مانع یا اختلافی دیرینه برطرف میشود. دوستانتان یا به همراه شما دستخوش تحولی درونی میشوند، یا از زندگیتان خارج میشوند. بعضی از روابط منحل میشوند و بعضی عمق بیشتری پیدا میکنند. شاید از کارتان اخراج شوید و شاید به عاملی برای ایجاد تغییرات مثبت در محل کارتان تبدیل شوید. همسرتان ترکتان میکند، یا روابطتان با او صمیمانهتر میشود.
بعضی از تغییرات شاید ظاهراً منفی به نظر برسند، ولی بهزودی متوجه میشوید که فضایی را برای ایجاد تحولی جدید در زندگیتان باز کردهاند.
zeinab
۲
شما نمیتوانید خواستتان را متجلی کنید. تنها میتوانید چیزی را متجلی کنید که آن را در خود دارید. شاید بتوانید با فشار و سختکوشی به چیزی که میخواهید برسید، ولی این روش کار در زمین جدید نیست. این گفتهٔ عیسی، کلید استفادهٔ خلاق از ذهن و تجلی آگاهانه را در اختیار ما قرار میدهد: « هرچه که در دعاهایتان درخواست میکنید، ایمان داشته باشید که آن را قبلاً دریافت کردهاید و بدانید که همان خواهد شد ».
AZIZIAN s
۱
آنتیبیوتیکها، یا بهاصطلاح اَبَرویروسها، به احتمال بسیار باعث بروز مجدد آن بیماریها و همهگیری احتمالیشان میشوند
zeinab
۱
اقدامی که در جهت مقاومت درونیتان انجام میدهید (که میتوانیم آن را منفیگرایی هم بنامیم)، مقاومت بیرونی بیشتری ایجاد میکند و کائنات با شما همراهی نمیکنند و زندگی بر وفق مرادتان نمیچرخد. وقتی دریچهها بستهاند، نور راهی برای ورود ندارد. وقتی دروناً تسلیم میشوید و مقاومت نمیکنید، بُعد جدیدی از خودآگاهی خود را نشان میدهد. اگر اقدام لازم یا ممکنی را انجام میدهید، اقدامتان در جهت هماهنگی با کل است و هوش خلاق یا خودآگاهی بیقیدوشرط، که در حالت گشودگی درون با آن یکی میشوید، از آن حمایت میکند. بعد مردم و شرایط با شما یاری و همکاری میکنند. اتفاقات تصادفی رخ میدهند. اگر انجام هیچ کاری ممکن نیست، در آرامش و سکون درونی، که به دنبال تسلیم پدیدار میشوند، آرام میگیرید و در واقع در خدا آرام میگیرید.
zeinab
۱
شما خودِ حقیقت هستید. اگر جای دیگری آن را جستجو کنید هر بار فریب خواهید خورد. حقیقت، همان « بودنِ » شماست. منظور عیسی از این جمله همین بود: « من خودِ راه و حقیقت و زندگی هستم ». این کلمات عیسی یکی از نیرومندترین و مستقیمترین اشارات به حقیقت را در بر دارد، در صورتیکه صحیح از آن برداشت شود. عیسی از درونیترین « من » سخن میگوید، که جوهرهٔ ذاتی هر مرد و زن و در واقع همهٔ اَشکال زندگی است. او از زندگیدرونتان سخن گفته است.
zeinab
۱
آگوستین گفته است: « عشق بورزید و هر چه میخواهید بکنید ». هیچ جملهای از این نزدیکتر به حقیقت نیست.
zeinab
۱
ایگو نمیداند سرچشمهٔ همهٔ نیروها درون خود شما وجود دارد و به همین دلیل در خارج از شما آن را جستجو میکند. ایگو به دنبال توجه بیشکل یا حضور نیست، بلکه خواستار شکلی از توجه مانند قدردانی، تمجید، تحسین یا فقط نوعی جلب توجه است، تا وجودش را تأیید کند.
zeinab
۱
راز هنر زیستن، راز همهٔ موفقیتها در این چهار کلمه قرار گرفته است: یکی شدن با زندگی. یکی شدن با زندگی، یعنی یکی شدن با زمان حال. آن وقت است که متوجه میشوید شما زندگی نمیکنید، بلکه زندگی شما را پیش میبرد. زندگی رقصنده است و شما رقص هستید.
zeinab
۱
هر چه بیشتر دیگران را با خودتان یکی بدانید، همه چیز راحتتر جریان پیدا میکند و شما هم راحتتر به خواستههای خود میرسید. وقتی به دیگران کمک نمیکنید یا مانعی سر راهشان قرار میدهید، کائنات در قالب مردم و شرایط شما را یاری نمیکنند، چون خودتان را از کل جدا کردهاید. احساس ناخوداگاه و محوری « کافی نبودن » در ایگو، موجب میشود در مقابل موفقیت دیگران طوری واکنش نشان دهید، مثل اینکه این موفقیت از « من » ربوده شده است. ایگو نمیداند که دلخوری شما از موفقیت دیگران موجب محدودیت فرصتهای موفقیت خودتان میشود. برای جلب موفقیت به سوی زندگی خودتان، باید هر جا آن را میبینید، از آن استقبال کنید.
zeinab
۱
فردی که تودهٔ درد در او فعال و سنگین است، انرژی خاصی از خود ساطع میکند که سایر مردم آن را به شکلی بسیار ناخوشایند دریافت میکنند. آنها در برخورد با چنین فردی میخواهند فوراً از او کناره بگیرند یا ارتباطشان را با او به حداقل برسانند. دستهای دیگر موجی از حالت تهاجمی را نسبت به این فرد احساس میکنند، با او گستاخانه حرف میزنند، یا با کلماتشان او را مورد حمله قرار میدهند و در بعضی از موارد حتی خشونتهای جسمانی صورت میگیرد. این یعنی چیزی در آنها هست، که تودهٔ درد آن فرد آن را به طنین میاندازد. چیزی که در مقابلش آنقدر شدید واکنش نشان میدهند، در خودشان هم هست: تودهٔ دردشان.
zeinab
۱
وفور تنها به سراغ کسی میآید که قبلاً آن را دارد. ناعادلانه به نظر میرسد، ولی نیست. این قانونی جهانی است. هم وفور نعمت و هم احساس کمبود، حالات درونی شما هستند که به شکل واقعیت زندگیتان خود را نشان میدهند. عیسی در این باره میگوید: « به کسی که دارد، بیشتر عطا میشود و از کسی که ندارد، حتی همان که دارد هم گرفته میشود ».
zeinab
۱
نیچهٔ فیلسوف در یکی از حالات سکون نادر خود نوشته است: « شادی چهقدر قانع است! دقیقاً کوچکترین، بیاهمیتترین و ناچیزترین مسائل، مثل صدای خشخش خزیدن یک مارمولک، یک نفس، یک چشم بر هم زدن، کمترینها، بیشترین شادیها را میسازند. ساکن باشید ».
zeinab
۱
عیسی وقتی میگفت: « این من نیستم، بلکه پدر درون من است که عمل میکند و من خودم قادر به هیچ کاری نیستم »، به این موضوع اشاره داشت. اضطراب، فشارهای روانی و منفیبافی ارتباط شما را با این نیرو قطع میکند و توهم جدایی شما از نیرویی که کائنات را پیش میبرد را، بازمیگرداند. دوباره احساس تنهایی میکنید، دوباره با چیزی مبارزه میکنید، یا برای رسیدن به این یا آن هدف تلاش میکنید. ولی علت به وجود آمدن اضطراب، منفیبافی و فشارهای روانی چیست؟ روگردان شدن از لحظهٔ حال. و چرا از لحظهٔ حال روگردان میشوید؟ چون مسائل دیگری را مهمتر از آن میدانید. هدف اصلی را فراموش میکنید. یک اشتباه کوچک و یک سوءبرداشت، دنیایی از درد و رنج میآفریند.
zeinab
۱
کل یا زندگی میخواهد که نهال به درخت تبدیل شود، ولی از آنجا که نهال خودش را از زندگی جدا نمیداند، چیزی برای خودش نمیخواهد. نهال با خواست زندگی یکی است. به همین علت است که نگران یا عصبی نمیشود و اگر قرار است قبل از رسیدن از بین برود، بهراحتی آن را میپذیرد. همان قدر که در مقابل زندگی تسلیم است، در مقابل مرگ هم تسلیم است. نهال احساس میکند که در بودن و در زندگی بیشکل و بیزمان ریشه دارد، هرچند که این را بهطرزی بسیار نامحسوس حس میکند.
AZIZIAN s
۰
متخصصین معتقدند که استفادهٔ گسترده و بیرَویه از آنتیبیوتیکها باعث ایجاد نوعی بمب ساعتی شده است و انواع باکتریهای مقاوم در مقابل آنتیبیوتیکها، یا بهاصطلاح اَبَرویروسها، به احتمال بسیار باعث بروز مجدد آن بیماریها و همهگیری احتمالیشان میشوند
AZIZIAN s
۰
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
کاربر ۹۲۰۶۸۵۳
۰
واکنش را از اتفاق جدا کند و شاهد هر دو باشد
کاربر ۹۴۶۶۰۴۸
۰
ترجمهٔ تحتاللفظی ارتکاب گناه در زبان یونانی باستان، که انجیل جدید هم به این زبان نوشته شده، یعنی « متوجه هدف نشدن »، درست مثل کمانداری که هدف را نمیبیند. پس « گناه کردن » یعنی « متوجه دلیل وجود انسان نشدن »، یعنی ناشیانه و کورکورانه زندگی کردن و به دنبال آن رنج کشیدن و رنج دادن.
zeinab
۰
برای خوب بودن نباید تلاش کنید، کافی است خوبی درونتان را بیابید و به آن اجازهٔ ظهور بدهید. ولی این خوبی تنها زمانی میتواند ظاهر شود که در وضعیت خودآگاهی شما تغییری بنیادی رخ دهد.
zeinab
۰
زندگی هر تجربهای را که در ایجاد خودآگاهی شما مؤثر باشد، در مسیرتان قرار میدهد. از کجا میفهمید که این همان تجربهای است که لازم دارید؟ چون همان چیزیست که در این لحظه دارید آن را تجربه میکنید.
zeinab
۰
« من در خودآگاهی خود، آگاهم که به چیزی وابستگی دارم ». این آغاز ایجاد تحول در خودآگاهی شما خواهد بود.
