این زیبایی باشگاه مشتزنی بود که هریک از ما در مقطعی از زمان افسردگی، بیکاری، بیهدفی، شکست، رها کردن بهداشت شخصی یا داشتن احساس شادمانی را تجربه کرده بودیم. و تنها راه ادامه دادن این بود که وقتی شرایط خوب است روی کمک هم حساب کنیم و وقتی شرایط بد است همدلی کنیم، اما هیچیک از ما در تمام مسیر موفق نبودیم و این طبیعی است. یادم هست که آماندا میگفت: «اصلاً همین خوب است. میتوانیم در عین اینکه شادیهایمان را جشن بگیریم به بداقبالیهایمان بخندیم.»