جملات زیبای کتاب راهنمای دلبری | طاقچه
تصویر جلد کتاب راهنمای دلبریsubscriptionAvailable

کتاب راهنمای دلبری

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حنانه شکاری
انتشارات: 
یارمند

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سپیده دم اندیشه
۶
خدایا من مرتکب یک جرمی شدم که لکه‌دارم کرده. پاکی‌ام را ناپاک کرده. معصومیتم را ربوده. ببخش که خودم را کثیف کردم.
مقدامه
۵
دعای کمیل، راهنمای دلبری است.
سپیده دم اندیشه
۲
خطا می‌کند، رانده می‌شود و بعد پشیمان برمی‌گردد خانهٔ دلدار تا زار بزند برای بخشش و آخر قصه، توی بغل او با چشم‌های خیس از اشک به خواب برود. به احتمالاً شیرین‌ترین خواب زندگی‌اش.
((: noor
۲
یا نُورُ یا قُدُّوسُ یا أَوَّلَ الْأَوَّلِینَ وَ یا آخِرَ الْآخِرِینَ  روشنی قلب و دلم، زلال‌ترین آینهٔ جهانم...  اول از همه تو بودی، اول از همه سراغ تو آمدم... آخر از همه هیچ‌کس نیست. آخر از همه سراغ تو می‌آیم. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ  خدایا من مرتکب یک جرمی شدم که لکه‌دارم کرده. پاکی‌ام را ناپاک کرده. معصومیتم را ربوده. ببخش که خودم را کثیف کردم.  اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ  خدایا من یک اشتباهی کرده‌ام که حالا چنگ انداخته به یقه‌ام. حالا باید تاوانش را بپردازم. شاکی، خودمم و متهم، خودم. توی این جنگ داخلی، تنها تو می‌توانی میانجی‌گری کنی. ببخش و دست کیفرم را از دور حلقومم آزاد کن.
((: noor
۱
اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیکَ بِذِکْرِکَ من زنگِ درِ خانه‌ات را زدم و به تو پناه آوردم. اسمِ تو را آوردم، صدایت زدم، تا بیایم بنشینم کنارت. نزدیک خودت. وَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلَی نَفْسِکَ راستش من هیچ‌کس را ندارم که ضامنم بشود. هیچ‌کس. اما حالا که آمده‌ام پیش تو، خودت ضامنم می‌شوی؟ خودت شفاعت کن که مرا بپذیری. خب؟