
٪۱۰
FMG
۱۴
آدم حتی اگر شخصیت شرورِ داستانِ کس دیگری باشد، همچنان قهرمان داستان خودش باقی میماند.
lia
۷
آنها که نمیتوانند موفق شوند، تعلیم میدهند. آنها که نمیتوانند تعلیم بدهند، موفقیتهای دیگران را سانسور میکنند.
Travis
۵
مادر آرامش میبخشد، مادر تمیز میکند، مادر میبخشد وقتی هر آدم عاقل دیگری مضایقه میکند.
Travis
۴
«کلام آخر از آن توست.»
«نام تو کلام آخرین خواهد بود.»
پریسا
۴
آینده از لباس عزا هم سیاهتر به نظر میرسید.
نیما
۳
اگر قاتلها قبل از ارتکاب قتل، صورت قربانیها، و قاضیها قبل از دادن حکم، صورت محکومان را به تصویر بکشند، دیگر صورتی باقی نمیماند که مأموران اعدام نقاشی کنند.
Travis
۳
هر چیزی که آنقدر بزرگ باشد که بتوانی عاشقش شوی بالاخره ناامیدت میکند، بعد به تو خیانت میکند، و عاقبت فراموشت میکند. اما چیزهایی که آنقدر کوچک هستند که در یک جعبهکفش جا شوند، همان که بودند میمانند.
FMG
۲
به شیوههای مختلفی میاندیشیدیم که جسم میتواند به روحش خیانت کند، و از خود میپرسیدیم که آیا بزرگشدن هم در نوع خود آسیب محسوب میشود. چه تبآلود و پرشتاب بارها و بارها عاشق و فارغ میشدیم. مدام به آدمهایی بدل میشدیم که بعدها مایهٔ تأسف و پشیمانیمان میشد.
FMG
۲
نوجوانها در آرزوی آزادی هستند و بزرگترها در آرزوی امنیت
Ailin_y
۲
مرگ آنها سالخوردهمان کرده، گویی سالهای عمرِ نکردهٔ آنها به عمرِ رفتهٔ ما اضافه شده و ما سرخوردگیهای زندگیهای کرده و نکرده را متحمل میشویم
پریسا
۲
فقط تلهٔ موش است که پنیر مجانی میدهد
طلا در مس
۲
تبدیلِ من میخواهم به من کردم قاعدهٔ بزرگشدن است.
lia
۱
البته بیشترین سانسور را ناشران مطبوعات انجام میدهند. اندکی بریدن و ویرایش و تنظیم حاشیه میتواند عناصر نامطلوب زیادی را حذف کند. البته این کار هم مشکلات و محدودیتهای خودش را دارد. مثلاً گونههای پُرچالهچولهٔ استالین. برای ترمیم آنها باید سرش را کامل قطع میکردی، جرمی که سر خودت را هم خیلی زود بر باد میداد.
FMG
۱
به نظرم تمام زندگی ما خواب و رؤیاست -همانقدر برای ما واقعی است که برای دیگران بیمعناست.
Ailin_y
۱
«من تا حالا کسی رو ندیدهام که اینقدر مشتاق پرکردن تفنگی باشه که خودش رو میکشه.
Ailin_y
۱
این واقعه سوراخ کلیدی بود که از آن برای اولین بار گوشهای از جنون زندگی را دیدم: نهادهایی که به درستیِ آنها ایمان داریم گمراهمان میکنند، عزیزانمان ناامیدمان میکنند، و مرگ همیشه در کمین است.
Ailin_y
۱
آرام میگفتم: «آخرین اندیشهٔ بشری از آن تو خواهد بود.»
میگفت: «آن اندیشه تو خواهی بود.»
«کلام آخر از آن توست.»
«نام تو کلام آخرین خواهد بود.»
Aysan
۱
در حسرت روزگار گذشته بودند، نه به این دلیل که زندگی بهتری داشتند بلکه چون آن روزها همه در بدبختی به یک اندازه سهیم بودند.
پریسا
۱
«این پرزیدنت قدیروفه خیلی محبوبه. توی انتخابات قبلی صد و دو درصد رأی آورد.»
«من هیچوقت ریاضیاتم خوب نبوده.»
«پس شاید بتونی ناظر انتخاباتیِ آیندهداری بشی.»
Mahboob
۱
کسانی که غرق ناز و نعمتاند همیشه به آدم میگویند که زندگی چقدر سخت است.
FMG
۰
آنها که نمیتوانند موفق شوند، تعلیم میدهند. آنها که نمیتوانند تعلیم بدهند، موفقیتهای دیگران را سانسور میکنند
lia
۰
برای حذف یک شخص تقریباً به تمام قدرت یک حکومت نیاز است، اما فقط اشتباه یک نفر -اگر همانی باشد که حالا نامش را خاطره میگذاریم- برای حفظ آن شخص کافیست.
FMG
۰
گفت: «وحشتناکترین صبحی بود که داشتم، اَلِکسی.» کسانی که غرق ناز و نعمتاند همیشه به آدم میگویند که زندگی چقدر سخت است.
FMG
۰
گفت: «وحشتناکترین صبحی بود که داشتم، اَلِکسی.» کسانی که غرق ناز و نعمتاند همیشه به آدم میگویند که زندگی چقدر سخت است.
f.zamani
۰
بیتردید پدر گالینا اظهارنظر معروف لنین را دربارهٔ سوناتِ شمارهٔ ۲۳ بتهوون شنیده بود: حیرتانگیز است، یک موسیقی اثیری. اما نمیتوانم به آن گوش دهم چون من را به نوازش سرهای همنوعانی وامیدارد که میتوانند چنین چیزهای زیبایی بسازند آن هم وقتی که در چنین جهنم منفوری زندگی میکنند. آن سرها را باید له کرد، بدون هیچ ترحمی باید آنها را له کرد.
Travis
۰
افسوس! متأسفانه من جزو آخرین نقاشهای اصلاحکنندهٔ تصاویر هستم که قبل از انقلاب در آکادمی امپریال هنر درس خواندهاند. این نسل جدید، هنرنشناسهایی مثل ماکسیم، در مدارسی درس خواندهاند که بچهها خاکستر مخلوطشده با آب را با انگشت روی صورت دشمنان سیاسی میکشند. سانسور را قبل از نوشتن یاد میگیرند.
Travis
۰
نهادهایی که به درستیِ آنها ایمان داریم گمراهمان میکنند، عزیزانمان ناامیدمان میکنند، و مرگ همیشه در کمین است.
Travis
۰
انگار میتوانستم تمامِ مدتِ پخشِ یک آهنگ را واقعاً بمیرم، در آن فراموشی شیرین فرو بروم و قلبم آرام بگیرد و آن کوبشِ بمِ پرقدرت، خونم را بهگردش درآورد. خودم را تسلیم دیکتاتوری رقص کردم، تسلیم شورای عالی جماهیر آهنگ.
Ailin_y
۰
مردم باید از رازهایشان محافظت کنند تا مبادا حکومتْ حقایق را پاک و آنها را از تاریخ و پیشینهٔ خودشان جدا کند.
Ailin_y
۰
-درکی که پدرش هیچوقت نداشت، درک اینکه نه نیروی جاذبه و نه هیچ چیز دیگری، بلکه لطف حکومت است که ما را روی زمین نگه میدارد.
