حکیم سهرورد به زبان شیرین و شیوای فارسی در این باب چنین مینگارد: علماء چون حکم کنند بر امکان چیزی مر چیزی را ...، اعتماد بر استقراء نکنند. استقراء آن باشد که گویند: بیشتر را چنان که دیدیم پس باید که چنین باشد و این ضعیف است،
محمدحسن
و دارای جلالت و بزرگی در حد اعلی و بینهایت است. عظمت ذاتی حضرت حق مستلزم سلب همه نواقص از اوست. او دارای کمال اتمّ، یعنی دارای صفات جمال و ثبوتی و شرف اعظم و نور اشدّ است. واجب تعالی نور مطلق است، بنابراین او دارای حکم و خاصیت نور (بلکه عین نور) است. او هم ذاتش روشن و بدیهی از جهت تحقق است و هم مُظهر غیر و مخرج ظلمات ماهیات به نور وجود است.
کاربر ۱۵۰۱۳۱۵
این همه عکس می و رنگ مخالف که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
سهروردی در یکی از آثارش مینویسد: بدان که از یکی که به حقیقت یکی باشد از جمله وجوه، یعنی از هر جهت، جز یکی صادر نشود، که اگر دو چیز از او صادر شود و حاصل گردد، اقتضای یکی بعینه، اقتضای آن دیگری نباشد، که اگر اقتضای این، اقتضای آن بودی، این، بعینه آن بودی (و دو چیز نبود و این خلف است). پس از جهتی که اقتضای این کند، عین او، اقتضای چیزی دیگر نکند، پس اقتضای دیگر، به جهتی دیگر باید. و در واجبالوجود کثرت جهات و صفات محال است و او از همه وجوه و از هر جهت یکی است، پس آنچه از او در وجود آید یکی باش
کاربر ۱۵۰۱۳۱۵
آشنایی مختصر با شیخ اشراق
حکیم اشراقی علاوه بر عنوان شیخ اشراق به لقب «سُهرَوَردی» نیز شهرت دارد. شاید این کلمه از «سِهرَه» بهمعنای نوعی تاج و «وَرد» بهمعنای گُل باشد و بهجز او کسانی دیگر نیز به «سهروردی» معروفاند که این خود سبب شده است برخی، اینان را بهجای یکدیگر بگیرند.
بعضی نوشتهاند: دو شخصیت صوفی با نام سهروردی وجود دارند که نباید با شیخ اشراق اشتباه شوند، آن دو عبارتند از: شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی و ابونجیب سهروردی.
قطبالدینشیرازی که بر کتاب معروف فلسفی شیخ اشراق، یعنی حکمةالاشراق، شرح نگاشته، در آغاز شرح خود نام شیخ اشراق را «محمد» آورده است. ابن خلکان در وفیات الأعیان مینویسد: اسم وی یحییبنحبش است و نام محمد را به اشتباه به وی نسبت دادهاند.
Rikado Eliade