
کتاب واژههایی در اعماق آبی دریا
عشق در لابهلای خطوط زنده است
انتشارات:
کتاب کوله پشتی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
تینا
۲۵۸
ما همان کتابهایی هستیم که خواندهایم و چیزهایی که دوستشان داریم.
کاربر ۷۴۶۸۰۰۵
۷۴
من توانایی زندگی در آیندهای نامعلوم رو دارم؛ اگر در اون آیندهٔ نامعلوم تو در کنارم باشی.
rachel
۶۱
پدر میپرسد: «جملهٔ فوقالعادهای که توی کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نوشته بود چی بود؟ شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.»
(:Ne´gar:)
۵۳
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
بانو نیک
۵۰
کتاب باید تبری باشد برای درهمشکستن دریای منجمد وجودمان.
«کافکا»
بانو نیک
۴۰
کتابفروشی همیشه پر از افرادیست که عاشق واژهها و ایدهها هستند و میخواهند درمورد آنها صحبت کنند.
تینا
۳۷
واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن.
itsRHAB
۳۶
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
بانو نیک
۳۵
«ما باید باهات صحبت کنیم.» این جمله هیچوقت خبرهای خوشایندی بهدنبال خود نداشته.
بانو نیک
۳۴
کتابهای دستدوم پر از رمزوراز هستند.
بانو نیک
۲۶
او میگفت: «اینطور بهش فکر کن که ما از این خونهایی که توش هستیم به جای دیگهای بریم ولی این خونه همچنان سر جای خودش هست؛ گذشته هم همینطوره.»
میگویم: «فکر خیلی جالبیه. اینکه فکر کنیم چیزهایی که عاشقشون هستیم در جای دیگهای هنوز هم وجود دارن.»
Aseman
۲۲
پدر میگوید: «اگر ما وقتی در سختیها قرار میگیریم چیزهایی رو که دوستشون داریم رها کنیم این دنیا واقعاً جای وحشتناکی میشه.»
(:Ne´gar:)
۱۵
«چطور ممکنه دلت برای من تنگ نشده باشه؟ چطور همچین چیزی امکان داره؟»
(:Ne´gar:)
۱۵
هیچکس پیش کسی که دوستش ندارد برنمیگردد.
دختر کتابخوان
۱۴
«هیچکس برای بیدارشدن دلیلی نداره. زندگی کلاً بیمعنیه و انسانها مجبورن بههرحال بیدار بشن. همهٔ انسانها اینجوری زندگی میکنن.»
(:Ne´gar:)
۱۴
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم.
بانو نیک
۱۲
ما همان کتابهایی هستیم که خواندهایم و چیزهایی که دوستشان داریم.
(:Ne´gar:)
۱۲
«ولی من تو رو دوست دارم. قبلازاینکه چیزی بگی بهتره بدونی واژهها واقعاً مهم هستند. واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن پس هیچ معنی خاصی نداشتن و داستانهای بهجامونده از زمانهایی که انسان نوشتن رو بلد نبود الان وجود نداشتن؛ ما نمیتونستیم نوشتن رو یاد بگیریم. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن انسانها بهخاطر اونها عاشق نمیشدن، بهخاطر اونها احساس بدی پیدا نمیکردن، با شنیدن اونها دردشون نمیگرفت و بهخاطر اونها دردشون تسکین پیدا نمیکرد؛ اگر اینطور بود انسانها باهم هیچ رابطهٔ احساسیای نداشتن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن فردریک با ناامیدی بهدنبال کتاب دریک والکات نمیگشت.»
نــےآیش🐋
۱۲
بهتره بدونی واژهها واقعاً مهم هستند. واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن پس هیچ معنی خاصی نداشتن و داستانهای بهجامونده از زمانهایی که انسان نوشتن رو بلد نبود الان وجود نداشتن؛ ما نمیتونستیم نوشتن رو یاد بگیریم. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن انسانها بهخاطر اونها عاشق نمیشدن، بهخاطر اونها احساس بدی پیدا نمیکردن، با شنیدن اونها دردشون نمیگرفت و بهخاطر اونها دردشون تسکین پیدا نمیکرد
(:Ne´gar:)
۱۰
این کلمات غمانگیزترین کلمات در تاریخ عشق میباشند. من واقعاً خیلی تلاش کردم عاشقت باشم.
(:Ne´gar:)
۱۰
تصور زندگی بدون آن چیزی که عاشقش هستی یک چیز است، و زمانیکه آن را واقعاً ازدست میدهی چیزی دیگر.
یك رهگذر
۱۰
کتاب باید تبری باشد برای درهمشکستن دریای منجمد وجودمان.
«کافکا»
سوده:)
۱۰
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم. من دکمهای نخواستم که به یک صندلیپران وصل باشد تا بتوانم او را از جهان هستی بیرون بیندازم، فقط دکمهٔ کوچکی میخواهم که او را از قلبم بیرون بیندازم.
n re
۱۰
دلم برایش تنگ شده و چون خیلیوقت است که از هم دور بودهایم حس میکنم تکهای از دنیا شکسته و او را از من دور کرده است.
بیتا
۹
شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.
نــےآیش🐋
۸
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم. من دکمهای نخواستم که به یک صندلیپران وصل باشد تا بتوانم او را از جهان هستی بیرون بیندازم، فقط دکمهٔ کوچکی میخواهم که او را از قلبم بیرون بیندازم.
mhdse
۸
«گاهیاوقات باهمبودن فقط حس خوبی داره و هیچ معنی دیگهای نداره.»
zahra_askari
۷
اصلاً برایم مهم نیست، اصلاً برایم مهم نیست، اصلاً برایم مهم نیست... این جمله هر لحظه و هر روز در درون من تکرار میشود، مثل یک باران بیوقفهٔ درونی. اصلاً. برایم. مهم. نیست.
(:Ne´gar:)
۷
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
𝐀𝐦𝐚𝐫𝐢𝐬
۷
کتابها، واژهها، موسیقی و هنر. اینها همان روزنههای نوری هستند که در دنیای شکستهٔ تو نمایان میشوند.