
بریدههایی از کتاب واژههایی در اعماق آبی دریا
۴٫۲
(۱۱۶)
من توانایی زندگی در آیندهای نامعلوم رو دارم؛ اگر در اون آیندهٔ نامعلوم تو در کنارم باشی.
کاربر ۷۴۶۸۰۰۵
پدر میپرسد: «جملهٔ فوقالعادهای که توی کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نوشته بود چی بود؟ شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.»
rachel
ما همان کتابهایی هستیم که خواندهایم و چیزهایی که دوستشان داریم.
تینا
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
(:Ne´gar:)
کتاب باید تبری باشد برای درهمشکستن دریای منجمد وجودمان.
«کافکا»
بانو نیک
کتابفروشی همیشه پر از افرادیست که عاشق واژهها و ایدهها هستند و میخواهند درمورد آنها صحبت کنند.
بانو نیک
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
itsRHAB
«ما باید باهات صحبت کنیم.» این جمله هیچوقت خبرهای خوشایندی بهدنبال خود نداشته.
بانو نیک
کتابهای دستدوم پر از رمزوراز هستند.
بانو نیک
او میگفت: «اینطور بهش فکر کن که ما از این خونهایی که توش هستیم به جای دیگهای بریم ولی این خونه همچنان سر جای خودش هست؛ گذشته هم همینطوره.»
میگویم: «فکر خیلی جالبیه. اینکه فکر کنیم چیزهایی که عاشقشون هستیم در جای دیگهای هنوز هم وجود دارن.»
بانو نیک
پدر میگوید: «اگر ما وقتی در سختیها قرار میگیریم چیزهایی رو که دوستشون داریم رها کنیم این دنیا واقعاً جای وحشتناکی میشه.»
Aseman
هیچکس پیش کسی که دوستش ندارد برنمیگردد.
(:Ne´gar:)
«چطور ممکنه دلت برای من تنگ نشده باشه؟ چطور همچین چیزی امکان داره؟»
(:Ne´gar:)
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم.
(:Ne´gar:)
«هیچکس برای بیدارشدن دلیلی نداره. زندگی کلاً بیمعنیه و انسانها مجبورن بههرحال بیدار بشن. همهٔ انسانها اینجوری زندگی میکنن.»
دختر کتابخوان
ما همان کتابهایی هستیم که خواندهایم و چیزهایی که دوستشان داریم.
بانو نیک
«ولی من تو رو دوست دارم. قبلازاینکه چیزی بگی بهتره بدونی واژهها واقعاً مهم هستند. واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن پس هیچ معنی خاصی نداشتن و داستانهای بهجامونده از زمانهایی که انسان نوشتن رو بلد نبود الان وجود نداشتن؛ ما نمیتونستیم نوشتن رو یاد بگیریم. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن انسانها بهخاطر اونها عاشق نمیشدن، بهخاطر اونها احساس بدی پیدا نمیکردن، با شنیدن اونها دردشون نمیگرفت و بهخاطر اونها دردشون تسکین پیدا نمیکرد؛ اگر اینطور بود انسانها باهم هیچ رابطهٔ احساسیای نداشتن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن فردریک با ناامیدی بهدنبال کتاب دریک والکات نمیگشت.»
(:Ne´gar:)
واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن.
تینا
این کلمات غمانگیزترین کلمات در تاریخ عشق میباشند. من واقعاً خیلی تلاش کردم عاشقت باشم.
(:Ne´gar:)
کتاب باید تبری باشد برای درهمشکستن دریای منجمد وجودمان.
«کافکا»
یك رهگذر
شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.
بیتا
دلم برایش تنگ شده و چون خیلیوقت است که از هم دور بودهایم حس میکنم تکهای از دنیا شکسته و او را از من دور کرده است.
n re
اصلاً برایم مهم نیست، اصلاً برایم مهم نیست، اصلاً برایم مهم نیست... این جمله هر لحظه و هر روز در درون من تکرار میشود، مثل یک باران بیوقفهٔ درونی. اصلاً. برایم. مهم. نیست.
zahra_askari
تصور زندگی بدون آن چیزی که عاشقش هستی یک چیز است، و زمانیکه آن را واقعاً ازدست میدهی چیزی دیگر.
(:Ne´gar:)
نمیشود با کسی که تو را فراموش کرده دوباره دوست شوی. تا آخر عمر همیشه نگران خواهی بود که بازهم مثل دفعهٔ پیش تو را فراموش کند. همیشه این را میدانی که حال او بدون تو صددرصد خوب است ولی حال تو بدون او خوب نخواهد بود.
(:Ne´gar:)
بهتره بدونی واژهها واقعاً مهم هستند. واژهها بیمعنی نیستن. اگر بیمعنی بودن نمیتونستن موجب بهوجوداومدن انقلابها بشن و تاریخ رو تغییر بدن. اگر بیمعنی بودن تو هربار قبلازاینکه خوابت ببره بهشون فکر نمیکردی. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن ما ترانهها رو گوش نمیکردیم و وقتی هم بچه بودیم از دیگران خواهش نمیکردیم که برامون کتاب بخونن. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن پس هیچ معنی خاصی نداشتن و داستانهای بهجامونده از زمانهایی که انسان نوشتن رو بلد نبود الان وجود نداشتن؛ ما نمیتونستیم نوشتن رو یاد بگیریم. اگر فقط در حد واژههایی معمولی بودن انسانها بهخاطر اونها عاشق نمیشدن، بهخاطر اونها احساس بدی پیدا نمیکردن، با شنیدن اونها دردشون نمیگرفت و بهخاطر اونها دردشون تسکین پیدا نمیکرد
نــےآیش🐋
باید یک دکمهٔ قطع وجود داشته باشد که وقتی کسی ترکت میکند بتوانی آن را فشار دهی و بگویی: تو دمار از روزگار من درآوردی و من هم دیگر تو را دوست ندارم. من دکمهای نخواستم که به یک صندلیپران وصل باشد تا بتوانم او را از جهان هستی بیرون بیندازم، فقط دکمهٔ کوچکی میخواهم که او را از قلبم بیرون بیندازم.
سوده:)
این ایده به ذهن همهمان خطور کرد که یک شب را جوری زندگی کنیم که انگار آخرین شب عمرمان است و کارهایی را انجام دهیم که اگر آخرالزمان در راه بود آنها را انجام میدادیم.
n re
«گاهیاوقات باهمبودن فقط حس خوبی داره و هیچ معنی دیگهای نداره.»
mhdse
کتابها، واژهها، موسیقی و هنر. اینها همان روزنههای نوری هستند که در دنیای شکستهٔ تو نمایان میشوند.
𝐀𝐦𝐚𝐫𝐢𝐬
حجم
۲۴۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۳۲ صفحه
حجم
۲۴۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۳۲ صفحه
قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان