
عاطفه
۸۷
«در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند»
از بسکه گیر میداد نیروی انتظامی
عاطفه
۵۹
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب»
دارند پشت میکده پاسور میزنند
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۵۳
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»
از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
Dexter
۴۶
آنشب که مست بودیم از جام تلخکامی
ما را گرفت با هم نیروی انتظامی
سپیده
۴۴
«گویند رمز عشق مگویید و مشنوید»
پسورد را ـ عزیز دلم ـ لو نمیدهند
بلاتریکس لسترنج
۴۰
دانشآموزان ما را بارها سوزاندهاید
ای بخاریهای نفتی، معذرتخواهی کنید
سقف پاره کن!
۴۰
تو تیغ می گذاری و هی ریش میزنی
من ریش میگذارم و هی تیغ میزنم
"Shfar"
۳۸
«این دهان بستی دهانی باز شد»
آن دهان را هم ببندی بهتر است
فاطمه
۳۸
هم حوزه رفتهام من و هم درس خواندهام
پس در نتیجه حجتالاسلام دکترم
مادربزرگ💝
۳۶
«ساقی و مطرب و می جمله مهیاست، ولی»
این وسط جای تو و سیدیِ اندی خالی است
بلاتریکس لسترنج
۳۰
«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد»
علیالخصوص اگر عضو بیمه هم باشی
سپیده
۲۷
«جمیلهای است عروس جهان ولی هشدار»
بدون تنبک و دف بندری نمیرقصد
k.mehrabi
۲۷
۷۱: زور زیاد
«غلام همت آنم که زیر چرخ کبود»
ز عمق دل بزند زور مثل ژانوالژان
سپیده
۲۵
«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل»
فقط کم مانده بوق کشتی دزدان دریایی
همچنان خواهم خواند...
۲۴
دست تنها ادعای کوه کندن کرده است
من یقین دارم که این فرهاد شیرین میزند
احمد سبحان
۲۲
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»
از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
سقف پاره کن!
۲۲
نگاه چپ به نوامیس دیگران نکنید
حرمسرای خروس است مرغداری ما
k.mehrabi
۲۱
۵۳: آبکش
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»
از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
"Shfar"
۲۰
«از نامه سیاه نترسم، که روز حشر»
همراه خویش لاک غلطگیر میبرم
"Shfar"
۲۰
«من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم»
گریمش کردهاند انگار قبل از فیلمبرداری
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۲۰
«اشک خونین بنمودم به طبیبان، گفتند»
چند ماهی است شما تومور مغزی داری
Robin
۱۹
آنشب که مست بودیم از جام تلخکامی
ما را گرفت با هم نیروی انتظامی
مصطفی
۱۷
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب»
دارند پشت میکده پاسور میزنند
"Shfar"
۱۷
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی»
ولی افسوس که گشت آمد و ما دررفتیم
مادربزرگ💝
۱۷
یک شهر هم دچارت؛ هم کشته ـ مرده تو
کی می رسد به بازار لوح فشرده تو؟
SIR_SARAB
۱۷
«همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود»
که نام دیگر این پیشه هست علافی
"Shfar"
۱۴
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب»
دارند پشت میکده پاسور میزنند
مادربزرگ💝
۱۴
«غلام همت آنم که زیر چرخ کبود»
ز عمق دل بزند زور مثل ژانوالژان
"Shfar"
۱۳
«در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند»
از بسکه گیر میداد نیروی انتظامی
(:Ne´gar:)
۱۳
«نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد»
گشت عفت همه را باز فراری دادهست