جملات زیبا از متن کتاب بیت بازی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیت بازیsubscriptionAvailable

کتاب بیت بازی

۳.۸(از ۱۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سعید بیابانکی، مینا حامدی
categoryدسته‌بندی: 
شعر، طنز

قیمت:

۱,۸۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند» از بسکه گیر می‌داد نیروی انتظامی
عاطفه
۹۱
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب» دارند پشت میکده پاسور می‌زنند
عاطفه
۶۰
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم» از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۵۵
آن‌شب که مست بودیم از جام تلخکامی ما را گرفت با هم نیروی انتظامی
Dexter
۴۸
«گویند رمز عشق مگویید و مشنوید» پسورد را ـ عزیز دلم ـ لو نمی‌دهند
سپیده
۴۵
دانش‌آموزان ما را بارها سوزانده‌اید ای بخاری‌های نفتی، معذرت‌خواهی کنید
بلاتریکس لسترنج
۴۱
هم حوزه رفته‌ام من و هم درس خوانده‌ام پس در نتیجه حجت‌الاسلام دکترم
فاطمه
۴۰
تو تیغ می گذاری و هی ریش می‌زنی من ریش می‌گذارم و هی تیغ می‌زنم
سقف پاره کن!
۴۰
«این دهان بستی دهانی باز شد» آن دهان را هم ببندی بهتر است
"Shfar"
۳۹
«ساقی و مطرب و می جمله مهیاست، ولی» این وسط جای تو و سی‌دیِ اندی خالی است
مادربزرگ💝
۳۶
«تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد» علی‌الخصوص اگر عضو بیمه هم باشی
بلاتریکس لسترنج
۳۰
«جمیله‌ای است عروس جهان ولی هشدار» بدون تنبک و دف بندری نمی‌رقصد
سپیده
۲۷
۷۱: زور زیاد «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود» ز عمق دل بزند زور مثل ژان‌وال‌ژان
k.mehrabi
۲۷
«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل» فقط کم مانده بوق کشتی دزدان دریایی
سپیده
۲۵
دست تنها ادعای کوه کندن کرده است من یقین دارم که این فرهاد شیرین می‌زند
همچنان خواهم خواند...
۲۴
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم» از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
احمد سبحان
۲۲
نگاه چپ به نوامیس دیگران نکنید حرمسرای خروس است مرغداری ما
سقف پاره کن!
۲۲
۵۳: آبکش «به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم» از آن تاریخ دینم کاملاً سوراخ سوراخ است
k.mehrabi
۲۱
«از نامه سیاه نترسم، که روز حشر» همراه خویش لاک غلط‌گیر می‌برم
"Shfar"
۲۰
«من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم» گریمش کرده‌اند انگار قبل از فیلمبرداری
"Shfar"
۲۰
«اشک خونین بنمودم به طبیبان، گفتند» چند ماهی است شما تومور مغزی داری
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۲۰
آن‌شب که مست بودیم از جام تلخکامی ما را گرفت با هم نیروی انتظامی
Robin
۱۹
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب» دارند پشت میکده پاسور می‌زنند
مصطفی
۱۷
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی» ولی افسوس که گشت آمد و ما دررفتیم
"Shfar"
۱۷
یک شهر هم دچارت؛ هم کشته ـ مرده تو کی می رسد به بازار لوح فشرده تو؟
مادربزرگ💝
۱۷
«همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود» که نام دیگر این پیشه هست علافی
SIR_SARAB
۱۷
«می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب» دارند پشت میکده پاسور می‌زنند
"Shfar"
۱۴
«غلام همت آنم که زیر چرخ کبود» ز عمق دل بزند زور مثل ژان‌وال‌ژان
مادربزرگ💝
۱۴
«آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت» فردای همان روز خبر داد که لر بود
plato
۱۴
مثل گردان‌های تخریب است کار فیسبوک چون‌که استعدادها را کشف و خنثی می‌کند
"Shfar"
۱۳