
بریدههایی از کتاب شرح فقراتی از دعای ابوحمزه ثمالی؛ جلد دوم
۵٫۰
(۲)
«خدایا بندگان صالح آنچه دعا کردند از آنها به ما بده!»
hedayat Homa
«چه بد بندهای است آن بندهای که دارای دو رو و دو زبان است؛ در حضور برادر مؤمنش، زبان به مدح و ستایش بگشاید و در غیابش، او را غیبت نماید و از او بدگویی کند! اگر نعمت و مالی به وی رسد، بر او حسد بورزد و اگر گرفتار شود و برایش مشکلی پیش آید، دست از یاری او باز کشد!»
hedayat Homa
خداوند هیچوقت این پردهای را که انداخته است برنمیدارد! شما کجا دیدهاید تا به حال یک نفر را بیاورند که خداوند عَلیّأعلی پردهٔ گناهش را پاره کند و بواطن او را ظهور بدهد؟! آخر در این ذهنهای ما بواطنی است و جهنّمهایی است که غیر از خدا کسی خبر ندارد. هر کسی در ذهنش آرزوهایی دارد، خیالاتی دارد، باطنهایی دارد، میل به معصیت دارد، میل به مال دارد، میل به جنایت دارد، میل به خیانت دارد، افکاری که در افراد بشر موجود است مختلف است؛ اگر بنا شود خداوند علیّأعلی این افکار را ظاهر کند چه میشود؟! امّا اینها را مخفی کرده است، کسی که از کسی خبر ندارد؛ همهٔ افرادی که پهلو همدیگر نشستهاند ظاهر همدیگر را میبینند امّا از باطنشان خبر ندارد که چه خبر است! م
hedayat Homa
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «خدا در قرآن مجید زهد را معنا کرده است، این است که: آنچه از دستتان میرود کِسل نشوید، آنچه به شما میرسد خوشحال نشوید؛ کسی که این دو کار را بکند، این دو طرف و دوبال زهد را گرفته است.»
hedayat Homa
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم:
«خَمسٌ من الفِطرةِ: تَقلیمُ الأظفارِ و قَصُّ الشّارِبِ و نَتفُ الإبطِ و حَلقُ العانةِ و الاختِتانُ.» ترجمه:
«پنج کار مطابق فطرت است: کوتاه کردن ناخن، چیدن موی سبیل، زدودن موی زیر بغل، تراشیدن موهای زائد عانه، و ختنه نمودن.»
hedayat Homa
”حضرت عیسی بن مریم علی نبیِّنا و آله و علیهما السّلام در میان جماعت بنیإسرائیل به خطبه برخاست و گفت: ای بنیإسرائیل! با مردمان جاهل سخنی از حکمت در میان نیاورید که به حکمت ستم نمودهاید، و کلمهٔ حکمت را از اهل آن دریغ مدارید که به ایشان ستم روا داشتهاید!“»
hedayat Homa
«پروردگارا! کدامیک از بندگانت نزد تو مبغوضتر است؟ خداوند فرمود: آن کس که شبهنگام چون مردار است (و برای ذکر و عبادت برنمیخیزد)، و روز را به بطالت سپری میکند.
hedayat Homa
«سفیان بن عیینه میگوید: زهری غلامی را تعزیر و تنبیه کرد که باعث مرگ آن غلام شد. پس نا امید و مأیوس شد، تا اینکه نزد حضرت سجّاد علیه السّلام آمد. حضرت فرمودند: ”یأس تو گناهی است که از گناهی که انجام دادی بزرگتر و عظیمتر است!»
hedayat Homa
میگفت که: آقا، بر اهل جَدِّه واجب است که هر سال حج کنند! گفتم: نه! گفت: بله! من دیدم، من خودم خواندم! گفتم: نه، یک همچنین مسئلهای نیست، بیاور ببینم! آورد، دیدم او جِدَه را جَدِّه خوانده است. اهل جِده، یعنی اهل تمکّن، یعنی متمکّنین و اشخاصی که میتوانند؛ حالا در کردستان باشند، در ترکستان باشند، هر جا باشند اگر بتوانند هر ساله حج کنند، مرحوم صدوق فتوای به وجوب داده است. ولی این آقا جِدَه را جَدِّه خوانده است!
hedayat Homa
«اشخاصی که متمکّناند دیگر سزاوار نیست که هر چهار سال یک مرتبه حج را ترک کنند.»
hedayat Homa
یکی از رفقای ما در نجف اشرف میگفت:
مرحوم قاضی به من دستور داده بود که هر شب هزار تا (قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ) بخوانم؛ ـ و در شب بیست و سوّم که شب قدر است خواندن (إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ) خیلی مهم است! و تمام این یک ماه مقدّمه است برای آن شب، و حالِ انسان باید خیلی خوب باشد. منتظر آن شب بودیم که بیاید و (إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ) بگوییم تا صفایی بیاید و خدا بخواهد و ما ملکوت آسمان و زمین و بینهما را ببینیم و از این چیزها.
hedayat Homa
جُنیِد از جایی میگذشت، دید شخصی دارد ذکر میگوید، گفت: «إشتغَلتَ بالذِّکرِ عَنِ المَذکُورِ؛ تو به ذکر مشغول شدی امّا آن مذکور را فراموش کردی!»
hedayat Homa
و حضرت رضا علیه السّلام میفرماید:
اگر انسان شکر این احسانی را که بندهٔ خدا به او میکند بجا نیاورد، شکر خدا را بجا نیاورده است.
hedayat Homa
(خدا) به ملکالموت دو تا گل میدهد، دو تا شاخه گلی که خیلی خوشبوست: «ریحانتین»؛ یکی اسمش مُسخیّه است و یکی اسمش مُنسیّه؛ ملکالموت این دوتا شاخه را میآورد و به بندهٔ مومن تعارف میکند.
hedayat Homa
آن شاخهٔ ریحانی که اسمش مُسخیّه است میآید به دست این (مؤمن)، مؤمن را گیج میکند و هرچه از اموال و اینها دارد، از همهاش میگذرد؛ همینکه این بو به مشامش رسید دیگر هیچ خاطرهای از مال و اینها در ذهنش نمیماند!
آن شاخهای که اسمش مُنسیّه است، آن هم بوی خدا را میدهد، چون ریحان از طرف خدا آمده؛ همینکه بوی آن هم به مشام این مؤمن رسید، همه را فراموش میکند، هیچ چیز دیگر نمیماند
hedayat Homa
اهواء یعنی هواهای خالیِ افکار مردم؛ و این، ضدّ اساس حق است!
hedayat Homa
حالا که الآن من دارم اقرار میکنم که گناهانی که کردم بر اساس تجرّی و دشمنی با تو نبوده است و روی همین جهات غفلت بوده است، و این جهات غفلت هم لازمهٔ امکان است ـ «خَطیئَةٌ عَرَضَت»، عارض شد ، انسان است و خطیئه دارد؛ زود باید برگردد و معطّل نشود و یأس هم در او پیدا نشود که: حالا که یک گناه کردم رها کنم و بگذارم دو تا بشود، سهتا بشود، چهار تا بشود؛ آب که از سر گذشت چه یک کلّه، چه صد کلّه. نه! یک کلّه با صد کلّه خیلی تفاوت دارد! آن کسی که یک کلّه زیر آب رفته است، یک کلّه به نجات مانده است
hedayat Homa
در (إِنَّک أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ) پنج تا تأکید هست؛ یعنی خدایا! به جان خودت، به جان خودت، به جان خودت، به جان خودت، به جان خودت بخشنده هستی! پنج تا تأکید، به این منزله در همهٔ جمله آمده است.
hedayat Homa
اگر مرا برانی من دستبردار نیستم، اگر هزار دفعه هم برانی باز هم دست برنمیدارم؛ از این در برانی، از آن در دیگر میآیم؛ از آن در برانی، از آن در دیگر میآیم؛ از آن در برانی، از آن در دیگر میآیم! تمام درها را ببندی، دور این خانه طواف میکنم، مانند خانهٔ خدا که در آن هم بسته شده و کسی نمیتواند داخل آن برود، ولی مردم دورش میچرخند.
hedayat Homa
میان عاشق و معشوق رمزیست
چه داند آنکه اشتر میچراند؟!
hedayat Homa
شهید ثانی میفرماید: «طلاّب علوم دینی باید با دو بال کار کنند: یکی بال علم، یکی بال عمل.»
نماز شب بخوانند و مطالعه کنند. اگر مطالعه کنند و درس بخوانند و به نماز شب اعتنا نکنند، علوم ذهنیشان بالا میرود، ولی علم قلبی و وجدانی پیدا نمیکنند و دیگر تا آخر عمر خشک میمانند!
hedayat Homa
دیدید بعضی از افرادِ مساکین، آب به صورت خودشان نمیزنند و این صورت غبار آلود میشود و رنگ چهره برمیگردد و از آن بشاشت تبدیل به تیرگی میشود، و بالخصوص اگر با فقر توأم شود. این صورتها در آنجا به اینصورت در میآید؛ چون فقر معنوی دارند و نظافت معنوی نکردهاند.
hedayat Homa
روایت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم داریم که میفرماید:
کسی که بمیرد و نسبت به حقوق مردم در نزد او مظلمهای باشد، در روز قیامت خداوند علیّ أعلی میگوید: «مظلمه و طلبش را بده! درهم است، دینار است، در عِرض است، در مال است؛ مظلمهاش را هرچه هست بده!»
آنجا که پول و اینها نیست که بخواهد بدهد، نمیتواند بدهد! اگر بدهد، فایده ندارد! آنجا پول نیست، پول مال آن عالم نیست. آنوقت از حسنات این میگیرند و به آن کسی که حقّ او را خورده است، میدهند؛ و اگر حسنه نداشته باشد، از سیّئات او میگیرند و به این بندگان خدا میدهند
hedayat Homa
کفّارةُ المُغتابِ أن تَستَغفِرَ لَهُ؛ «کسی که از کس دیگری غیبت میکند، کفّارهاش این است که استغفار کند.»
hedayat Homa
با اینکه خود غیبت هم یک مظلمهای است، ولیکن نباید انسان در این مظلمه او را راضی کند؛ چون اگر برود و به شخصی که از او غیبت کرده است بگوید: من از شما غیبت کردم! متوجّه میشود و خود این موجب کدورتش میشود. لذا در خصوص مظلمهٔ غیبت پیغمبر فرمودند: «کفّارهٔ غیبت این است که برای او استغفار کنید.»
نمیخواهد «حلالبودی» بطلبید و او را متوجّه کنید که من پشت سر شما غیبت کردم!
hedayat Homa
جبر: یعنی شکسته بندی استخوان؛ اصل معنای جبر یعنی استخوان را که شکسته است، ببندند و مجبور کنند؛ یعنی این استخوان التیام پیدا کند و جبر بشود.
بِکُم یُجبَرُ المَهیض؛ «به واسطهٔ شما حضرات ائمه آن استخوانِ شکسته، جبر میشود.»
hedayat Homa
(وَلَوۡ یؤَاخِذُ ٱللَهُ ٱلنَّاسَ بِظُلۡمِهِم مَّا تَرَک عَلَیۡهَا مِن دَآبَّةٖ).
«و اگر خداوند بخواهد مردم را به ظلمی که میکنند بگیرد، رویِ پشت این زمین اصلاً یک جنبنده دیگر نمیماند!»
hedayat Homa
اِرحَم فی هَذه الدُّنیا غُربَتی؛ «در این دنیا بر غربت من رحم کن!»
یعنی مرا غریب نگذار! یعنی از موجودات دنیا مرا به هرکدام آشتی بدهی، باز هم اگر تو را نداشته باشم من غریبم.
hedayat Homa
صریع یعنی: به زمین خورده که دیگر نمیتواند بلند بشود؛
hedayat Homa
«من ماتَ قامَتْ قیامتُه؛ کسی که بمیرد قیامتش برپا میشود!» از فرمایشات رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است. یعنی: ورود در عالم برزخ، ابتدای قیامت است و این حال سکرات از همینجا پیدا میشود؛ سکرات تنها مال شدّت مرض نیست، شدّت مرض بهجای خود، ولیکن آن افکاری که برای شخص محتضر بهواسطهٔ همین جریاناتی که عرض شد، پیدا میشود و او را از حال خود خارج میکند. علمی که اندوخته بودم همه را میبینم در بوتهٔ نسیان سپرده میشود و با خود نمیتوانم ببرم؛ چون این علمها، همه علم مادّی بوده و مال آبادی دنیا و عمران اینجا بوده و وقتی اساس این نشئه برچیده میشد، آن اعتباریّات و آثاری که مال این نشئه است هم برچیده میشود؛ دیگر انسان علوم عالَم اعتبار را نمیتواند به عالَم حقیقت ببرد.
hedayat Homa
حجم
۳۸۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۴۳ صفحه
حجم
۳۸۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۳۴۳ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان