جملات زیبای کتاب انجیل به روایت جلیل | طاقچه
تصویر جلد کتاب انجیل به روایت جلیلsubscriptionAvailable

کتاب انجیل به روایت جلیل

نوع کتاب
۲.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جلیل صفربیگی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
امیری حسین
۱۰
از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست بچه! تو هنوز شیر باید بخوری
پناه
۹
یک عمر فقط کهنه و نو شد دل من در بین زباله ها ولو شد دل من له گشت به زیر پایتان، رهگذران! در شهر شما پیاده‌رو شد دل من
امیری حسین
۸
امروز بیا چکامه‌ات را بنویس با دست خودت ادامه‌ات را بنویس حالا بلدم چطور بازی بکنم ای عشق! تو فیلم‌نامه‌ات را بنویس
مادربزرگ💝
۸
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید انگار نه انگار... نه! انگار نفهمید فریاد زدم داد زدم دوستتان دا... یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید
مادربزرگ💝
۷
بیهوده در اضطراب ماندیم همه در تاب و تب و عذاب ماندیم همه این ساعت زنگ‌خورده هم زنگ نزد عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه
امیری حسین
۴
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید انگار نه انگار... نه! انگار نفهمید فریاد زدم داد زدم دوستتان دا... یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید
امیری حسین
۴
انگار که در سرم تکاپویی هست آشفتگی و شور و هیاهویی هست چندی است که سخت از خودم می‌ترسم در جیب کتم همیشه چاقویی هست
یك رهگذر
۱
دارم خفه می‌شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
یك رهگذر
۰
دل بی تو درون سینه‌ام می‌گندد غم از همه سو راه مرا می‌بندد
یك رهگذر
۰
عمری است شبانه روز لبهایت را... لب باز نکن هنوز لبهایت را... نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه بر روی لبم بدوز لبهایت را