
بریدههایی از کتاب هی شعر تر انگیزد
۳٫۵
(۳۶)
انگشت پر عسل به دهان کسان مکن
آنها به مزۀ عسلت گیر میدهند
"Shfar"
هر چی تازهش قشنگه الا عشق
Mobina
هر چه میخواهی بگریان، کاملاً قانونی است
تا که میخواهی بخندانی، مجوز لازم است
محمدرضا
حیفه جوونامون پسر بمیرن
کاری کنین جوونا زن بگیرن
کاری کنین جوونا زن بگیرن
یک زن خوشگل مث من بگیرن
من اگه شوهر کنم آدم میشم
نمونه تو تموم عالم میشم
به زندگی میچسبم و به شوهر
گور بابای فیس زن برادر
به جون هر چی مرده تف به گورم
کهنۀ بچه مو اگه نشورم
کوری چشم چشچرون انتر
مانتوی من هم میشه هی بلنتر
به من نیگا نکن، آهای برادر!
خودت مگه نداری خار و مادر؟
سیّد جواد
من از این شاعران پست مدرن
شعرهایی شنیدهام که مپرس
"Shfar"
به من نیگا نکن آهای برادر!
خودت مگه نداری خوار و مادر؟
ماهو مگه تو نیمه شب ندیدی
می خوای بگی تو خط لب ندیدی؟
صورت من یه کم اناری شده
یه ریزه هم بتونهکاری شده
امّل بیسواد ژل ندیده!
دهاتی خنگ ریمل ندیده
تقصیر خیاطای روسیاهه
مانتوی من اگه یه کم کوتاهه
امون از این شهر مقرراتی
موارد فجیع منکراتی
تو کوچه و تو سلف و دانشکده
سهم من از خوشگلی نیم در صده
خوشگلی تو خونه هم چه فایده
مهمونی زنونه هم چه فایده
سیّد جواد
کاشکی پای چون تو بیذوقی
هستی ام را مچل نمیکردم
یا تمام جوانی خود را
صرف شعر و غزل نمیکردم
"Shfar"
الغرض این میکنم، آن میکنم
تیغ اصلاحات میگیرم به دست
کلّهها را نورباران میکنم
پر شود این شهر از هیهای من
گر به شورا راه یابد پای من
"Shfar"
یکی از نامزدهای شورای شهر در پوستر انتخاباتیاش اینگونه وعده داده بود: حل مشکل ازدواج، تأسیس دو عدد باغ وحش، ریشهکنی اعتیاد، حذف کنکور!
سیّد جواد
یاران او به برجنشینی رسیده اند
مردی که گفت: کاخنشینی نخواستیم
داوود
هان ای جهان که نصف جهان از تو بیخبر
"Shfar"
عشقای داغ کوچه و برزن
به خدا یه قّرون نمیارزن
سرخ و سبزند و آبی و زردن
شبا داغاند، صب که شد سردن
نمیدونی که دل دادن به کیا
ارزونن عین گوشی نوکیا
plato
خودمانیم، زندگی سخت است
"Shfar"
سمند صفر اگر زیر پام بود، خدایا!
تو شاهدی که به جز پیرزن سوار نکردم!
محمدرضا
آهای خدا! دلم گرفته خیلی
بشین یه کم درد دلامو گوش کن
فتیلۀ خورشیدو پایین بکش
چراغ نفتی روز و خاموش کن
"Shfar"
صورت من یه کم اناری شده
یه ریزه هم بتونهکاری شده
امّل بیسواد ژل ندیده!
دهاتی خنگ ریمل ندیده
تقصیر خیاطای روسیاهه
مانتوی من اگه یه کم کوتاهه
امون از این شهر مقرراتی
موارد فجیع منکراتی
plato
چون دمد توی صور اسرافیل
قطر سنگ مزار یعنی کشک
plato
هر چی تازهش قشنگه الا عشق
دلای ما رو تازه کن، یا عشق!
بنویسین با خط نستعلیق
هر چی تازهش میچسبه غیر رفیق
sadeghi
من چیزی احتیاج ندارم، شما چطور؟
چون عشق تخت و تاج ندارم، شما چطور؟
جز این که کلهشقّم و جز این که شاعرم
امراض لاعلاج ندارم، شما چطور؟
نزد عوام قابل فهم است لهجهام
حاجت به دیلماج ندارم، شما چطور؟
"Shfar"
اصفهان را ارمنستان میکنم
شهرداری را همه رایانهای
کارها را سهل و آسان میکنم
تا که کار خلق فوراً حل شود،
کارمندان را دوچندان میکنم
هفتهای یک شب کلیسا میروم
ارمنیها را مسلمان میکنم
همزبانی، همدلی، همزیستی
با سرای سالمندان میکنم
مثل اقشار ضعیف اجتماع
نوش جان سویای سبحان میکنم
گر رقیبانم به من فرصت دهند
چارۀ کمبود سیمان میکنم
میکنم هی کارهای خوب خوب
دشمنانم را پشیمان میکنم
Haniyeh amini😄
ابتدا به ساکن
عشق در خیابان
این میکنم آن میکنم
نهی از منکر
دمشقی
بگیر بگیر
پناه
هی میچرخن توی خیابونا
میزنن داد، آی مسلمونا!
عشقای فستفودی و یهشبه
بخشی از واجبات مستحبه
عمریه غوطه میخوریم تو کف
دلبرا هم شدن یه بار مصرف
پناه
در شهر قرار است که اوباش بگیرند
چاقوکش و بیکلّه و کلاش بگیرند
آن هفته در آن مرحله طاووس گرفتند
این هفته قرار است که خفاش بگیرند
آن یار نمک بود سراپاش و تپل بود
حکم است گمانم که نمکپاش بگیرند
plato
بین خرچنگهای مردابی
سخن از خاویار یعنی کشک
چون که پروازها سر وقتاند
سالن انتظار یعنی کشک
چون که بینشپژوه میخواند
اثر شاهکار یعنی کشک
محسن نامجو که خواننده است
بیژن کامکار یعنی کشک
plato
همسر مهربان من! باز آ
تا بخندیم و قس علی هذا...!
خانه بیتو اگرچه بیشام است
همه جا ساکت است و آرام است
دوری چانۀ تو را دیده
تلفن هم گرفته خوابیده
تو بلایی شبیه رایانه
بی بلا هم مباد این خانه
گر نیایی، به سینۀ دیوار
می زنم عکسهای مسئلهدار
چندتایی زن هنرپیشه
گرمکنهای سردی گیشه
عکس مهناز خانم افشار
پوستر نوجوانی گلزار
سیّد جواد
با تو ام، با تو، مهربان همسر!
تف به شیطان بیپدر مادر
سیّد جواد
مردها را اهل تجدید فراش
لطفها در حق نسوان میکنم
شهر تا راحت شود از چشم هیز
دیدنیها را فراوان میکنم
sadeghi
پاپوش ندوزید به پاهای خلایق
آن هفته قرار است که کفاش بگیرند
یک دسته اگر زجر کشیدند، جهنم
یک عده قرار است که پاداش بگیرند
sadeghi
پس پریشب باهاش چت کردم
جان قربانعلی، غلط کردم
به خدا وب نداشتیم اصلاً
عربی مینگاشتیم اصلاً
انت فی قلبی ایها الگلنار
فقنا ربنا عذاب النار
حُبّک فی عروق در جریان
همه حتی الورید و الشریان
Autumn
مثل اقشار ضعیف اجتماع
نوش جان سویای سبحان میکنم
پناه
حجم
۲۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۲۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۱
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان