جملات زیبای کتاب هی شعر تر انگیزد | طاقچه
تصویر جلد کتاب هی شعر تر انگیزدsubscriptionAvailable

کتاب هی شعر تر انگیزد

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۳۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید بیابانکی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mobina
۵۰
هر چی تازه‌ش قشنگه الا عشق
"Shfar"
۴۲
انگشت پر عسل به دهان کسان مکن آن‌ها به مزۀ عسلت گیر می‌دهند
محمدرضا
۲۸
هر چه می‌خواهی بگریان، کاملاً قانونی است تا که می‌خواهی بخندانی، مجوز لازم است
سیّد جواد
۲۵
حیفه جوونامون پسر بمیرن کاری کنین جوونا زن بگیرن کاری کنین جوونا زن بگیرن یک زن خوشگل مث من بگیرن من اگه شوهر کنم آدم می‌شم نمونه تو تموم عالم می‌شم به زندگی می‌چسبم و به شوهر گور بابای فیس زن برادر به جون هر چی مرده تف به گورم کهنۀ بچه مو اگه نشورم کوری چشم چش‌چرون انتر مانتوی من هم می‌شه هی بلن‌تر به من نیگا نکن، آهای برادر! خودت مگه نداری خار و مادر؟
"Shfar"
۲۵
من از این شاعران پست مدرن شعرهایی شنیده‌ام که مپرس
سیّد جواد
۲۲
به من نیگا نکن آهای برادر! خودت مگه نداری خوار و مادر؟ ماه‌و مگه تو نیمه شب ندیدی می خوای بگی تو خط لب ندیدی؟ صورت من یه کم اناری شده یه ریزه هم بتونه‌کاری شده امّل بی‌سواد ژل ندیده! دهاتی خنگ ریمل ندیده تقصیر خیاطای روسیاهه مانتوی من اگه یه کم کوتاهه امون از این شهر مقرراتی موارد فجیع منکراتی تو کوچه و تو سلف و دانشکده سهم من از خوشگلی نیم در صده خوشگلی تو خونه هم چه فایده مهمونی زنونه هم چه فایده
"Shfar"
۱۷
کاشکی پای چون تو بی‌ذوقی هستی ام را مچل نمی‌کردم یا تمام جوانی خود را صرف شعر و غزل نمی‌کردم
سیّد جواد
۱۶
یکی از نامزدهای شورای شهر در پوستر انتخاباتی‌اش این‌گونه وعده داده بود: حل مشکل ازدواج، تأسیس دو عدد باغ وحش، ریشه‌کنی اعتیاد، حذف کنکور!
"Shfar"
۱۶
الغرض این می‌کنم، آن می‌کنم تیغ اصلاحات می‌گیرم به دست کلّه‌ها را نورباران می‌کنم پر شود این شهر از هی‌های من گر به شورا راه یابد پای من
داوود
۱۵
یاران او به برج‌نشینی رسیده اند مردی که گفت: کاخ‌نشینی نخواستیم
"Shfar"
۱۲
هان ای جهان که نصف جهان از تو بی‌خبر
plato
۱۱
عشقای داغ کوچه و برزن به خدا یه قّرون نمی‌ارزن سرخ و سبزند و آبی و زردن شبا داغ‌اند، صب که شد سردن نمی‌دونی که دل دادن به کیا ارزونن عین گوشی نوکیا
"Shfar"
۱۱
خودمانیم، زندگی سخت است
plato
۹
چون دمد توی صور اسرافیل قطر سنگ مزار یعنی کشک
محمدرضا
۹
سمند صفر اگر زیر پام بود، خدایا! تو شاهدی که به جز پیرزن سوار نکردم!
"Shfar"
۹
آهای خدا! دلم گرفته خیلی بشین یه کم درد دلامو گوش کن فتیلۀ خورشیدو پایین بکش چراغ نفتی روز و خاموش کن
plato
۸
صورت من یه کم اناری شده یه ریزه هم بتونه‌کاری شده امّل بی‌سواد ژل ندیده! دهاتی خنگ ریمل ندیده تقصیر خیاطای روسیاهه مانتوی من اگه یه کم کوتاهه امون از این شهر مقرراتی موارد فجیع منکراتی
sadeghi
۷
هر چی تازه‌ش قشنگه الا عشق دلای ما رو تازه کن، یا عشق! بنویسین با خط نستعلیق هر چی تازه‌ش می‌چسبه غیر رفیق
"Shfar"
۷
من چیزی احتیاج ندارم، شما چطور؟ چون عشق تخت و تاج ندارم، شما چطور؟ جز این که کله‌شقّم و جز این که شاعرم امراض لاعلاج ندارم، شما چطور؟ نزد عوام قابل فهم است لهجه‌ام حاجت به دیلماج ندارم، شما چطور؟
Haniyeh amini😄
۷
اصفهان را ارمنستان می‌کنم شهرداری را همه رایانه‌ای کارها را سهل و آسان می‌کنم تا که کار خلق فوراً حل شود، کارمندان را دوچندان می‌کنم هفته‌ای یک شب کلیسا می‌روم ارمنی‌ها را مسلمان می‌کنم همزبانی، همدلی، هم‌زیستی با سرای سالمندان می‌کنم مثل اقشار ضعیف اجتماع نوش جان سویای سبحان می‌کنم گر رقیبانم به من فرصت دهند چارۀ کمبود سیمان می‌کنم می‌کنم هی کارهای خوب خوب دشمنانم را پشیمان می‌کنم
پناه
۷
ابتدا به ساکن عشق در خیابان این می‌کنم آن می‌کنم نهی از منکر دمشقی بگیر بگیر
reza
۶
می‌فروشم کل اسراییل را پول آن را خرج لبنان می‌کنم
پناه
۶
هی می‌چرخن توی خیابونا می‌زنن داد، آی مسلمونا! عشقای فست‌فودی و یه‌شبه بخشی از واجبات مستحبه عمریه غوطه می‌خوریم تو کف دلبرا هم شدن یه بار مصرف
plato
۵
در شهر قرار است که اوباش بگیرند چاقوکش و بی‌کلّه و کلاش بگیرند آن هفته در آن مرحله طاووس گرفتند این هفته قرار است که خفاش بگیرند آن یار نمک بود سراپاش و تپل بود حکم است گمانم که نمک‌پاش بگیرند
plato
۵
بین خرچنگ‌های مردابی سخن از خاویار یعنی کشک چون که پروازها سر وقت‌اند سالن انتظار یعنی کشک چون که بینش‌پژوه می‌خواند اثر شاهکار یعنی کشک محسن نامجو که خواننده است بیژن کامکار یعنی کشک
سیّد جواد
۵
همسر مهربان من! باز آ تا بخندیم و قس علی هذا...! خانه بی‌تو اگرچه بی‌شام است همه جا ساکت است و آرام است دوری چانۀ تو را دیده تلفن هم گرفته خوابیده تو بلایی شبیه رایانه بی بلا هم مباد این خانه گر نیایی، به سینۀ دیوار می زنم عکس‌های مسئله‌دار چندتایی زن هنرپیشه گرم‌کن‌های سردی گیشه عکس مهناز خانم افشار پوستر نوجوانی گلزار
سیّد جواد
۵
با تو ام، با تو، مهربان همسر! تف به شیطان بی‌پدر مادر
sadeghi
۵
مردها را اهل تجدید فراش لطف‌ها در حق نسوان می‌کنم شهر تا راحت شود از چشم هیز دیدنی‌ها را فراوان می‌کنم
sadeghi
۵
پاپوش ندوزید به پاهای خلایق آن هفته قرار است که کفاش بگیرند یک دسته اگر زجر کشیدند، جهنم یک عده قرار است که پاداش بگیرند
Autumn
۵
پس پریشب باهاش چت کردم جان قربانعلی، غلط کردم به خدا وب نداشتیم اصلاً عربی می‌نگاشتیم اصلاً انت فی قلبی ایها الگلنار فقنا ربنا عذاب النار حُبّک فی عروق در جریان همه حتی الورید و الشریان