جملات زیبا از متن کتاب کیمیاگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب کیمیاگر

کتاب کیمیاگر

۴.۵(از ۷۶۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
رضا مصطفوی
انتشارات: 
عهد مانا

قیمت:

۶۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«خدایا ما به خود ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و به ما رحم نکنی، از زیان‌کاران خواهیم بود.»
صدیقه
۲۶۷
مگر حدیث تشبیه را روایت نکرده‌اید که رسول خدا فرمود: “هرکس می‌خواهد آدم را در علمش، نوح را در تقوایش، ابراهیم را در بردباری‌اش، موسی را در هیبتش، و عیسی را در عبادتش بشناسد، علی را ببیند.”
h.s.y
۱۷۴
خدا انسان را از خاک آفرید و به او گفت: خاک با کیمیا طلا می‌شود و از آن روز انسان در جست‌وجوی کیمیا است
هرگز
۱۳۳
«دنیا و آخرت همه زیر فرمان و اشارهٔ مولایمان صادق بود. اما جابر حیان چه می‌خواست از او؟»
آسمان
۹۶
«هرچه فکر می‌کنم، براساس آن‌چه در کتاب‌هایمان خوانده‌ام، فضل علی را اگر در یک کفهٔ ترازو بگذاری، آن‌طرف ترازو هرچه باشد بی‌وزن است.»
z
۹۶
فقط شیعیان علی در قیامت رستگارند
Morteza
۷۸
کاش جابر حیّان دنبال اکسیری بود که ما را آدم کند! ما انسان‌ها عناصر بی‌ارزشی هستیم، خاکیم و آب، آتشیم و باد. هیچ‌کداممان با هم فرقی نداریم، اما یکی می‌شود مثل جانواران و درندگان، بلکه از آن‌ها گم‌راه‌تر، یکی هم می‌شود اشرف مخلوقات، مثل رسول خدا، مثل علی. کاش جابر حیان دنبال اکسیری می‌افتاد که به ما انسان‌ها بزند و آدممان کند. ما فقط هیزم‌های جهنمیم، اگر حقیقت را درک نکنیم. از چهارپایان گم‌راه‌تریم، اگر غافل باشیم.
کویر
۷۶
: «سلام عزیزم. سلام
صدیقه
۷۶
نورا سر بالا گرفت و با افتخار گفت: «از فرزند رسول خدا، حضرت جعفر صادق.»
caffeingraphic
۶۹
فهمید انگار سال‌هاست درودیوار این خانهٔ بزرگ، به حال خود رها شده و رو به خرابی می‌رود.
هرگز
۳۶
«فقط برای عاقبت‌به‌خیری تو و این شیعیانِ فریب‌خورده دعا می‌کنم که ظلم را در دو قدمی خود نمی‌بینند و دنبال ظالم در روم و قسطنتنیه‌اند.»
محمدیان
۳۴
«برای من... حقیقت... مهم است... نه... آدم‌ها!»
caffeingraphic
۳۲
حقیقت هیچ‌گاه در اکثریت نبوده است.
سلام
۲۹
«برای من... حقیقت... مهم است... نه... آدم‌ها!»
Benyamin Pro
۲۲
دارالخلافه برای پرورش این دانشمندان هزینه‌های بسیاری کرده و کرسی‌های علم به راه انداخته است. اکنون چرا باید این‌گونه عاجزانه دست‌وپا بزنند و حتی آیات قرآن را نیز درست نخوانده باشند!
آسمان
۱۹
پیامبر اکرم فرمود: «پس‌از من امتم هفتادوسه فرقه خواهند شد که تنها یک فرقه از آن نجات‌یافته، و باقی در آتشند؛ گروهی که من و اهل‌بیت من بر آن هستیم.» پس‌از این کلام بود که حدیث سفینه را فرمود و همه می‌دانید و شنیده‌اید: «مثال اهل‌بیت من، مثال کشتی نوح است که هرکس سوارش شود، نجات می‌یابد، و کسی که بماند، غرق می‌شود.»
محمدیان
۱۸
فقط برای عاقبت‌به‌خیری تو و این شیعیانِ فریب‌خورده دعا می‌کنم که ظلم را در دو قدمی خود نمی‌بینند و دنبال ظالم در روم و قسطنتنیه‌اند
Sahar Tusani
۱۶
حقیقت هیچ‌گاه در اکثریت نبوده است.
Morteza Gorjizadeh
۱۶
“هرکس می‌خواهد آدم را در علمش، نوح را در تقوایش، ابراهیم را در بردباری‌اش، موسی را در هیبتش، و عیسی را در عبادتش بشناسد، علی را ببیند.” (۷) رسول خدا در همین یک روایت، صفت چندین پیامبر اولوالعزم را در علی جمع کرده است. پس علی پس‌از رسول اکرم، از همهٔ انبیا برتر است و محبوب‌ترینِ خلق خدا پس از ایشان است.»
Benyamin Pro
۱۴
گرمابه آماده و گرم است. سفره نیز پهن است. اول شام می‌خورید یا گرمابه می‌روید؟ جابر لبخندی زد و دستی به شانهٔ مرد کشید. اول نماز می‌خوانیم.
Benyamin Pro
۱۳
مولایمان جعفر صادق، با اشارهٔ نگاهش خاک را طلا می‌کرد.»
مژگان
۱۳
پیامبر عظیم‌الشأن را به کار می‌برم که فرمود: «معده خانهٔ همهٔ دردهاست، و پرهیز، درمان هر دردی.»
کاربر ۱۳۶۲۷۶۴
۱۳
ادعای مسلمانی دارید و می‌گویید بر دین محمدید. به خدا قسم! محمد از دین شما بیزار است.»
♡F♡
۱۲
«دنیا برای حقیقت خلق شده پسرم. برای جست‌وجوی حقیقت، باید تن به راه زد.»
caffeingraphic
۱۲
سپس رو کرد به جمعیت و گفت: «ای مردم! چگونه توانستید مولایتان علی را رها کنید و راه دشمنانش را پیش بگیرید و دست ارادت به پیشوایان کفر و گمراهی بدهید؟!»
رادیو سکوت :)
۱۲
یونس تا سرش به بالش رسید، خوابش برد؛ حتی فرصت نکرد لحظه‌ای در آرامش این اتاق، به راهی که آمده بود، فکر کند. دوست داشت معمای دختر پشت پرده را زودتر حل کند تا از این فکری که گریبان‌گیرش شده رها شود، اما خیلی زود خوابش برد. وقتِ بیدار شدن، هنوز چشم‌هایش کامل باز نشده بود که فکرش رفت سمت حرف‌های دختر. حسی بیگانه با او همراه شده بود. نه او را دیده بود، نه حتی می‌دانست که نسبتش با پیرمرد چیست. همین اندازه می‌توانست بفهمد که همسرش نیست. بعد با خودش گفت: «اگر همسر جابر نیست، پس چرا او را آقا خطاب کرد؟!»
علی
۱۲
خدا دانش کیمیا را فقط به برخی بندگانِ خاص خود داده که می‌توانند به‌لمس یا حتی به‌نظر کیمیاگری کنند! مولایمان جعفر صادق، با اشارهٔ نگاهش خاک را طلا می‌کرد.»
رادیو سکوت :)
۱۰
کاش جابر حیان دنبال اکسیری می‌افتاد که به ما انسان‌ها بزند و آدممان کند.
🐺😎🙂
۱۰
جعفر صادق مگر جز معلمی کار دیگری هم داشت؟ ساریه لبخندی زد و گفت: «امام فقط از دست‌رنجش روزی می‌خورد. مزرعه داشت و خودش کشاورزی می‌کرد. گاهی هم چوب درختانش را خودش می‌برید و می‌فروخت.»
Benyamin Pro
۹
«این‌ها نامشان شیعه است؛ مرامشان اما...»
۹