جملات زیبای کتاب عاشق داعشی من | طاقچه
تصویر جلد کتاب عاشق داعشی من

بریده‌هایی از کتاب عاشق داعشی من

امتیاز
۲.۷از ۴۵ رأی
۲٫۷
(۴۵)
توی راه هیچ‌کدامشان حرفی نزدند، انگار فقط با قلبشان باهم حرف می‌زدند و صدایی بلندتر از صدای قلبشان در آن لحظات شنیده نمی‌شد.
کاربر ۱۱۱۷۳۵۲۶
تا وقتی بشر با رویش بوته‌ای در بیابان، روح تازه کند، می‌توان به نجاتش امید بست! (نهر مسیح)
کاربر ۲۶۶۸۰۲۷
وقتی بشر با رویش بوته‌ای در بیابان، روح تازه کند، می‌توان به نجاتش امید بست!
Zahra Nozari
وقتی بشر با رویش بوته‌ای در بیابان، روح تازه کند، می‌توان به نجاتش امید بست!
Zahra Nozari
توی راه هیچ‌کدامشان حرفی نزدند، انگار فقط با قلبشان باهم حرف می‌زدند و صدایی بلندتر از صدای قلبشان در آن لحظات شنیده نمی‌شد.
کاربر ۱۱۱۷۳۵۲۶
عیبی ندارد، هرکسی دنبال منافع خودش است، برای همین من کاری را می‌کنم که آن‌ها دلشان می‌خواهد! با خودش مدام این‌ها را می‌گفت.
حانیه :)
اما چیزی که مرا آرام می‌کند، این است که عشق شما بالأخره روزی مرا شفاعت خواهد کرد
حانیه :)