جملات زیبای کتاب بردپیت سیاه | طاقچه
تصویر جلد کتاب بردپیت سیاه
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب بردپیت سیاه

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
شراره شریعت‌زاده
انتشارات: 
نشر سنگ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
M.Taha
۵
راست می‌گویند آدم هرچه دارد از پَر قُنداقش دارد. دیروزِ آدم است که امروز و فردایش را می‌سازد.
Narjesbn
۰
تا آن‌جا که دستم رسید بیخ شلاق را چیدم و پرت سطل پلاستیکی قرمز کردم. چشم‌هایم را بستم. نفس عمیقی کشیدم. انگار تارها بیخ گلویم را بسته بودند. موها تاریخ‌نگارند، سوار قالیچهٔ سلیمانت می‌کنند و می‌برند به ناکجا. از جایی که پیچ خوردند. آویزان شدند تا جایِ دستی که حلقه نماند دور کمر. گاهی باید از بیخ بریدشان. به نیت ریشه‌کنیِ خاطرات هرز.
Narjesbn
۰
خاطرات لخت و برهنه سر دیوار نشسته‌اند و پای‌شان را تکان‌تکان می‌دهند. از دور که تو را می‌بینند، جست می‌زنند و دنبالت راه می‌افتند. حواست نباشد لِنگ می‌بندند و زمینت می‌زنند. این‌جا زندان خاطرات است و تو محکومی به ابد در این زندان.
Narjesbn
۰
تُف به این زندگی که برای آن‌چه به سرِ ما می‌آورد توضیح نمی‌دهد. حتی صبر نمی‌کند جای زخم‌هایت را لیس بزنی تا کمی آرام بگیری.
Narjesbn
۰
جایی خوانده بودم هر آدمی اگر تمامش عقرب نباشد، حتماً یک نیمه‌اش عقرب است. فرصت پیدا کند نیشش را می‌زند.