جملات زیبای کتاب شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند

بریده‌هایی از کتاب شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمی‌آیند

۳٫۱
(۳۶)
انسان‌ها حیواناتی داستان‌گو هستند، که داستان تعریف می‌کنند تا به هرج‌ومرج و جریان بی‌وقفهٔ تجارب معنایی ببخشند،
کاربر نیوشک
کسی که ضرب‌المثل مشهور لاتین «و این‌چنین به سر می‌رسد شکوه و زیبایی جهان» را نوشته است، احتمالاً شهرساز نبوده. بسیاری از شهرها در طول تاریخ ویران شده‌اند ــ چپاول شده یا به لرزه درآمده‌اند، گاه سوخته گاه بمباران شده‌اند، زمانی زیر آب رفته و زمانی قحطی کشیده‌اند، فصلی ردّ تشعشعات رادیواکتیو را به خود دیده‌اند و فصلی هجوم فساد و آلودگی را ــ اما هر طور شده همچون ققنوس افسانه‌ای، از نو برخاسته‌اند.
F.saljoughi
یکی از معروف‌ترین اشعار رادیارد کیپلینگ بود: عمر شهرها و تاج‌وتخت‌ها و قدرت‌ها/ از دریچهٔ چشم زمان به بلندای عمر گل‌هاست/ که هر روز می‌میرند. اما همان‌گونه که جوانه‌های نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا می‌خیزند.
manik
چه بسیار شهرهایی که بر اساس روایت‌هایی ناسازگار با روح شهر بازسازی شده‌اند یا غفلت از بازسازی عاطفی شهروندان، پروژهٔ احیای شهر را با شکست روبه‌رو کرده است.
چڪاوڪ
دیکتاتورها اغلب پناهگاه‌ها را برای «کارکنان ویژه» تدارک می‌بینند، نه برای شهروندان معمولی؛ ساختمان‌های پرهزینه و «مقاوم در برابر زلزله» عموماً برای اسکان افراد کم‌درآمد در نظر گرفته نمی‌شوند و این فهرست همین‌طور ادامه دارد
fateme1ghaderi
اما تاب‌آوری می‌تواند خیلی ساده‌تر به معنای کشسانی باشد، بدین معنا که مثل یک کِش لاستیکی، چیزها دوباره به حال عادی، به زندگی پیش از حادثه باز گردند.
باران
وقتی به شهری که در آن به دنیا آمده‌ایم و زندگی می‌کنیم، می‌اندیشیم، آن را موجودی زنده می‌یابیم که بخشی از هویت فردی و جمعی ماست و دردِ زخمی را که برمی‌دارد در جان‌مان حس می‌کنیم.
Elahe kp
ساختن صرفاً یک عمل فنی یا چیزی مربوط به مسئلهٔ پناه دادن نیست، که فراتر و به ناگزیر بستری است برای تأمل بر زندگی و گسترش آن، و از بسیاری جهات ساختن شکلی از اندیشیدن محسوب می‌شود.
کاربر نیوشک
از دل خاک تهی و مغفول شهرها هم جون ققنوس افسانه‌ای دوباره به‌پا می‌خیزند
Call_Me_Mahi
عمر شهرها و تاج‌وتخت‌ها و قدرت‌ها/ از دریچهٔ چشم زمان به بلندای عمر گل‌هاست/ که هر روز می‌میرند. اما همان‌گونه که جوانه‌های نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا می‌خیزند.
Call_Me_Mahi
عمر شهرها و تاج‌وتخت‌ها و قدرت‌ها/ از دریچهٔ چشم زمان به بلندای عمر گل‌هاست/ که هر روز می‌میرند. اما همان‌گونه که جوانه‌های نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا می‌خیزند. (۲)
Maria
منش سیاسی ما هر چه که باشد، ما شهرها را می‌سازیم تا به خودمان دربارهٔ آینده اطمینان خاطر بدهیم.
fateme1ghaderi
از دل خاک تهی و مغفول شهرها هم جون ققنوس افسانه‌ای دوباره به‌پا می‌خیزند
karim
در تاریخ فجایع بشری و انهدام شهرها، چه بسیار رنج‌ها و تلاش‌های جمعی آدمیان که بدون پشتیبانی عزم و اقتداری از سوی حکومت‌ها و رژیم‌های سیاسی هدر رفته‌اند و چه بسیار برنامه‌ها و بودجه‌های کلان دولتی و سازمانی که با بی‌عملی و انفعالِ شهروندان هرز رفته‌اند.
rozhinism
تاب‌آوری به معنای حیات دوباره است و تلویحاً می‌گوید فاجعه به رشد و پیشرفتی پرشور و پربارتر منتهی می‌شود.
باران
همهٔ ما در تاب‌آوری شهرهای دیگر و ساکنان‌شان محکی به شهر و دیار خودمان می‌زنیم. فارغ از احساس عشق، تنفر، تعلق، همذات‌پنداری یا حتی بی‌تفاوتی، وقتی به شهری که در آن به دنیا آمده‌ایم و زندگی می‌کنیم، می‌اندیشیم، آن را موجودی زنده می‌یابیم که بخشی از هویت فردی و جمعی ماست و دردِ زخمی را که برمی‌دارد در جان‌مان حس می‌کنیم. انگار ما همان شهری هستیم که در آن زندگی می‌کنیم.
Maria
دوباره‌سازی بی‌چون‌وچرای شهرها پس از فاجعه، فارغ از هر چیز دیگری، یک ضرورت سیاسی برای اثبات تاب‌آوری محسوب می‌شود.
fateme1ghaderi
به دنبال فاجعه، این مشروعیت حکومت است که به خطر می‌افتد. شهروندان فرصت این را می‌یابند تا ببینند رهبران‌شان چطور به بحران‌های وخیم پاسخ می‌دهند؛ اگر قانع نشوند، چنین رویدادهایی می‌توانند همچون یک کاتالیزور مهم به تغییر سیاسی منجر شوند.
fateme1ghaderi
از دل خاک تهی و مغفول شهرها هم جون ققنوس افسانه‌ای دوباره به‌پا می‌خیزند
ashi
کسی که ضرب‌المثل مشهور لاتین «و این‌چنین به سر می‌رسد شکوه و زیبایی جهان» را نوشته است، احتمالاً شهرساز نبوده.
ashi
یکی از وظایف کلیدی فرهنگ این است که به افراد کمک کند تا مخاطرات واقعیِ جهانِ پیرامون‌شان را استتار کنند، با ویرایش واقعیت آن را مهارشدنی نشان دهند و هنگام رتق‌وفتق کارهای زندگی روزمره واقعیت را به گونه‌ای ویرایش کنند که خطرها و فشارهایی را که از تمامی جهات بر آن‌ها وارد می‌آید، از افق دید دور نگاه دارند.
Sedighe
نظریه‌های روایت همگی در این نکته اتفاق نظر دارند که انسان‌ها حیواناتی داستان‌گو هستند، که داستان تعریف می‌کنند تا به هرج‌ومرج و جریان بی‌وقفهٔ تجارب معنایی ببخشند، زندگی را هدفمند و قابل‌فهم سازند، بر گرفتاری‌ها فائق آیند و به ما بیاموزند که چطور جهان را لمس کنیم و در آن دست به کنش بزنیم. داستان‌ها همیشه در جهت دادن به ما در جهان مهم هستند اما هیچ زمانی به اندازهٔ مقاطع بحران و بلاتکلیفی این اهمیت به چشم نمی‌آید.
Sedighe
هنوز روایت‌ها آن‌قدر جذابیت دارند که توهم تسلی‌بخشِ نظم را به ارمغان بیاورند. این وجه از روایت به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا بسیاری از مردم برای بیان و بازنمایی احساس‌شان دربارهٔ فجایع دست به دامان داستان‌ها می‌شوند: معنا بخشیدن به چیزی بی‌معنا. (۱۸) خلاصهٔ کلام، داستان‌ها می‌توانند فجایع را اهلی کنند.
Sedighe
دیگر هیچ قصه‌ای در هیچ کتاب‌داستانی وجود ندارد هیچ ترانهٔ بی‌پایانی در کار نیست آن «تا ابد به‌خوبی و خوشی زندگی کرده» برای همیشهٔ روزگار رفته... دیگر هیچ پایانِ قصهٔ پریانی در کار نیست.
Sedighe
جنگ، حمله‌های تروریستی، زلزله، آتش‌سوزی‌ها و رخدادهای تکان‌دهندهٔ دیگر به شکل تروماهای جمعی تجربه می‌شوند.
rozhinism

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۲۶ صفحه

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۲۲۶ صفحه

قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
۶۰,۰۰۰
۵۰%
تومان