
کتاب شهر از نو: شهرها با کدام روایت از پس فاجعه برمیآیند
انتشارات:
نشر اطراف٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر نیوشک
۱۸
انسانها حیواناتی داستانگو هستند، که داستان تعریف میکنند تا به هرجومرج و جریان بیوقفهٔ تجارب معنایی ببخشند،
F.saljoughi
۱۱
کسی که ضربالمثل مشهور لاتین «و اینچنین به سر میرسد شکوه و زیبایی جهان» را نوشته است، احتمالاً شهرساز نبوده. بسیاری از شهرها در طول تاریخ ویران شدهاند ــ چپاول شده یا به لرزه درآمدهاند، گاه سوخته گاه بمباران شدهاند، زمانی زیر آب رفته و زمانی قحطی کشیدهاند، فصلی ردّ تشعشعات رادیواکتیو را به خود دیدهاند و فصلی هجوم فساد و آلودگی را ــ اما هر طور شده همچون ققنوس افسانهای، از نو برخاستهاند.
manik
۶
یکی از معروفترین اشعار رادیارد کیپلینگ بود:
عمر شهرها و تاجوتختها و قدرتها/ از دریچهٔ چشم زمان
به بلندای عمر گلهاست/ که هر روز میمیرند.
اما همانگونه که جوانههای نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند
از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا میخیزند.
چڪاوڪ
۵
چه بسیار شهرهایی که بر اساس روایتهایی ناسازگار با روح شهر بازسازی شدهاند یا غفلت از بازسازی عاطفی شهروندان، پروژهٔ احیای شهر را با شکست روبهرو کرده است.
fateme1ghaderi
۴
دیکتاتورها اغلب پناهگاهها را برای «کارکنان ویژه» تدارک میبینند، نه برای شهروندان معمولی؛ ساختمانهای پرهزینه و «مقاوم در برابر زلزله» عموماً برای اسکان افراد کمدرآمد در نظر گرفته نمیشوند و این فهرست همینطور ادامه دارد
باران
۲
اما تابآوری میتواند خیلی سادهتر به معنای کشسانی باشد، بدین معنا که مثل یک کِش لاستیکی، چیزها دوباره به حال عادی، به زندگی پیش از حادثه باز گردند.
Elahe kp
۲
وقتی به شهری که در آن به دنیا آمدهایم و زندگی میکنیم، میاندیشیم، آن را موجودی زنده مییابیم که بخشی از هویت فردی و جمعی ماست و دردِ زخمی را که برمیدارد در جانمان حس میکنیم.
fateme1ghaderi
۲
منش سیاسی ما هر چه که باشد، ما شهرها را میسازیم تا به خودمان دربارهٔ آینده اطمینان خاطر بدهیم.
Diba Shokraye
۲
یکی از ضروریترین اهداف بازسازی فهمیدنی کردنِ فاجعه و پرده برداشتن از (یا ساختن) معانیای است که به افراد در بازیابی حس تسلط بر محیط پیرامونِ طبیعی و اجتماعیشان کمک کند.
Diba Shokraye
۲
«شهرها دوباره به پا میخیزند» اما نه به دلیل وجود نیرویی خودانگیخته و مرموز، که چون مردمان به شهرها ایمان دارند. شهرها فقط مکانهایی نیستند که ما در آنها زندگی، کار و تفریح میکنیم بلکه تجلیِ ایمان غایی ما به پروژهٔ انسانی و باور ما به یکدیگرند.
کاربر نیوشک
۱
ساختن صرفاً یک عمل فنی یا چیزی مربوط به مسئلهٔ پناه دادن نیست، که فراتر و به ناگزیر بستری است برای تأمل بر زندگی و گسترش آن، و از بسیاری جهات ساختن شکلی از اندیشیدن محسوب میشود.
Call_Me_Mahi
۱
از دل خاک تهی و مغفول
شهرها هم جون ققنوس افسانهای
دوباره بهپا میخیزند
Call_Me_Mahi
۱
عمر شهرها و تاجوتختها و قدرتها/ از دریچهٔ چشم زمان
به بلندای عمر گلهاست/ که هر روز میمیرند.
اما همانگونه که جوانههای نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند
از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا میخیزند.
Maria
۱
عمر شهرها و تاجوتختها و قدرتها/ از دریچهٔ چشم زمان
به بلندای عمر گلهاست/ که هر روز میمیرند.
اما همانگونه که جوانههای نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند
از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا میخیزند. (۲)
karim
۱
از دل خاک تهی و مغفول
شهرها هم جون ققنوس افسانهای
دوباره بهپا میخیزند
rozhinism
۱
در تاریخ فجایع بشری و انهدام شهرها، چه بسیار رنجها و تلاشهای جمعی آدمیان که بدون پشتیبانی عزم و اقتداری از سوی حکومتها و رژیمهای سیاسی هدر رفتهاند و چه بسیار برنامهها و بودجههای کلان دولتی و سازمانی که با بیعملی و انفعالِ شهروندان هرز رفتهاند.
ابرا خانوم
۱
چالش برنامهریزان و طراحان شهری گذر از میان دو حد افراطی است: نمایش متظاهرانهٔ پیروزی و یأس عمیق. ما نمیتوانیم بر رخدادهای تروماتیک کاملاً غلبه کنیم اما میتوانیم آنها را پشت سر گذاریم و همین کنار آمدن با تروما شکلی از تابآوری است
ابرا خانوم
۱
پرتاب کلمات در بحبوحهٔ آشوب و گسترانیدن شبکهای روایی بر فرازِ بلوا و قشقرق سرگیجهآور، خود یک کنش درمانی به حساب میآمد؛ کنشی که به قربانیان کمک میکرد تا بر تروما غلبه کنند،
ابرا خانوم
۱
تخیل رواییْ آمریکاییها را قادر ساخت آشوب را به مثابهٔ ردپای پیشرفت تجسم کنند.
ابرا خانوم
۱
شتاب دیوانهوار برای رسیدن به پایان خوش نمیتوانست به شادمانی برای همگان منجر شود. و این البته درسی بود که در سالهای بعد تا حد زیادی فراموش شد.
ابرا خانوم
۱
«تنش صرفاً یک داستان با پایانی خوش یا تلخ نیست، بلکه جریانی دائمی است که فهم فرد از آینده را در نسبت با گذشته شکل میدهد.»
کاربر ۱۰۶۲۱۵۳۳
۱
عمر شهرها و تاجوتختها و قدرتها/ از دریچهٔ چشم زمان
به بلندای عمر گلهاست/ که هر روز میمیرند.
اما همانگونه که جوانههای نو/ نویدبخش سرور مردمانی جدیدند
از دل خاک تهی و مغفول/ شهرها دوباره به پا میخیزند.
کیتز
۱
از سوی دیگر بازماندگان و نجاتیافتگان اجازه نداشتند در انظار عمومی یاد و خاطرهٔ عزیزانِ از دست رفتهشان را گرامی بدارند، یا حتی به کسانی که پشت این حمله بودند، اشاره کنند.
کیتز
۱
رژیم فاشیستیِ تازه به قدرترسیده فهرستی بلندبالا از زندانیان سیاسی باسکی تهیه کرد و خیلیهای دیگر را هم با تهدید حبس خاموش کرد. شرایط حاکم بر وطن نه اجازهٔ رفاه اقتصادی را به کسی میداد و نه آسایش سیاسی؛ به همین دلیل شمار زیادی از شهروندان باسکی در اقصی نقاط جهان پراکنده شدند اما حتی با وجود چنین شرایط نامطلوبی، سنتها و هنجارهای فرهنگی باسک نابود نشدند
کیتز
۱
کلیسای سنخوآن درست بعد از بمباران منشأ بحث و مجادله شده بود، چرا که فرانکو از عکسهای کلیسا با پیتهای بنزینی که «مخصوصاً برای عکس انداختن» جلوی آن چیده بودند، استفاده کرد تا ادعاهای کاذبش را دربارهٔ آتش زدن شهر توسط کمونیستها اشاعه دهد. (۵۸)
باران
۰
تابآوری به معنای حیات دوباره است و تلویحاً میگوید فاجعه به رشد و پیشرفتی پرشور و پربارتر منتهی میشود.
Maria
۰
همهٔ ما در تابآوری شهرهای دیگر و ساکنانشان محکی به شهر و دیار خودمان میزنیم.
فارغ از احساس عشق، تنفر، تعلق، همذاتپنداری یا حتی بیتفاوتی، وقتی به شهری که در آن به دنیا آمدهایم و زندگی میکنیم، میاندیشیم، آن را موجودی زنده مییابیم که بخشی از هویت فردی و جمعی ماست و دردِ زخمی را که برمیدارد در جانمان حس میکنیم. انگار ما همان شهری هستیم که در آن زندگی میکنیم.
fateme1ghaderi
۰
دوبارهسازی بیچونوچرای شهرها پس از فاجعه، فارغ از هر چیز دیگری، یک ضرورت سیاسی برای اثبات تابآوری محسوب میشود.
fateme1ghaderi
۰
به دنبال فاجعه، این مشروعیت حکومت است که به خطر میافتد. شهروندان فرصت این را مییابند تا ببینند رهبرانشان چطور به بحرانهای وخیم پاسخ میدهند؛ اگر قانع نشوند، چنین رویدادهایی میتوانند همچون یک کاتالیزور مهم به تغییر سیاسی منجر شوند.
ashi
۰
از دل خاک تهی و مغفول
شهرها هم جون ققنوس افسانهای
دوباره بهپا میخیزند