جملات زیبا از متن کتاب افتاده بودیم در گردنه‌‌ی حیران | طاقچه
تصویر جلد کتاب افتاده بودیم در گردنه‌‌ی حیران

کتاب افتاده بودیم در گردنه‌‌ی حیران

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
حسین لعل بذری
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۳۹۱۹۲۵۶
۰
راست می‌‌گوید. خوب که نگاه می‌‌کنم، می‌‌بینم که همه جای حرم پر است از پدرکلان. نمی‌‌دانم بروم دست روی شانه‌‌ی کدامشان بگذارم. تو می‌‌گویی پدر‌‌کلان مثل یک تکه نبات که بیندازی توی چایی همه جای حرم هست و هیچ جایش نیست.