او هنوز هم رؤیای زندگی کردن در جایی پشت رنگینکمان، با کدپستی متفاوت و هوایی برای تنفس و ساختن آن نوع زندگی که آرزویش را دارد در سر میپروراند؛ نه آن نوع زندگیای که پدر و مادرش و یا حتی پدربزرگ و مادربزرگش به آن عادت کردهاند، بلکه زندگیای که خودش انتخاب کرده است و آزادانه هرطور که بخواهد آن را تعریف میکند نه اینکه از والدینش به ارث برده باشد. بله، بالاخره یکی از همین روزها به این آرزویش میرسد.