نخل و نارنج

دانلود و خرید نخل و نارنج

۴٫۶ از ۷۶۸ نظر
۴٫۶ از ۷۶۸ نظر

برای خرید و دانلود   نخل و نارنج  نوشته  وحید یامین‌پور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
یا انیس من لا انیس له
mohaddese
مردم! بدانید که دو چیز انسان را در مسیر انسانیت سریع به منزل می‌رساند؛ یکی قرآن خواندن در نیمه شب و دیگری گریه بر حضرت سیدالشهدا (ع). گریه بر مولایمان حسین، معجزه می‌کند. به خدا معجزه می‌کند مردم!... شیخ اشک می‌ریخت و دست راستش را برای تأکید به‌سوی مردم دراز می‌کرد و می‌گفت: «دامان حسین را رها نکنید. هزارهزار هم که عبادت کنید، باز هم به توسل به آقای شهیدمان محتاجید. مردم بدانید انسان یک شاکله‌ای دارد. ما اغلب شاکلهٔ خود را نمی‌شناسیم. کسی که به‌دنبال جلب خیرات است، باید جنس و شاکله‌اش عالی باشد؛ اما بدانید که برای عالی شدن جنستان باید بر حسین گریه کنید. هیچ‌چیز مثل اشک این شاکله را درست نمی‌کند.»
H.H.
هجده‌سالگی سن عجیبی است. تلاقی طوفان‌های روح، آرزوهای بزرگ و ترس‌هایی که از حسرت‌های احتمالی آینده در گوشه‌وکنار قلب و جان پنهان شده‌اند؛
h.s.y
بزرگی هر کس به بزرگی غمی است که در دلش پنهان کرده است. غم شوکت دارد، مهابت دارد، هیجان می‌آفریند و حرارت می‌بخشد. هرکسی به‌اندازهٔ ادراکش از حقیقت، غم دارد. آن‌ها که غم را به افسردگی و غصه فرو می‌کاهند، غم نمی‌فهمند.
kami M
تصمیم‌های بزرگ همیشه منتظر نمی‌مانند تا تو در آن‌ها بیاویزی
سید ایمان امامیان
«یخرج الحیّ من المیّت» او زندگانی را از جسد افسردهٔ این شهر بیرون خواهد کشید و شهر دوباره سرپا خواهد شد.
Vahid 110_313
و رعایا چنان مصیبت‌زده که از دین و روز واپسین گفتن برای آن‌ها، در زمانه‌ای که دنیا برایشان جهنم است، انصاف نباشد.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
شیطان برای همهٔ ما ریسمان و زنجیر فراهم کرده؛ برای همه. طمع از هیچ‌کس نبریده. برخی را با ریسمان زر و سیم، برخی را با ریسمان شهوت، برخی را با ریسمان قدرت و جاه و برخی مثل من و شما را با ریسمان علم و شهرت!
Mohamad
با خود عهد کرده بود مذاقش را با طعم چیزی که برای زنده ماندنش ضرورتی نداشت، آشنا نکند. با هر چشیدن جدیدی، خواهش جدیدی متولد می‌شد و در هر خواهش جدیدی، ذلت جدیدی نهفته بود.
Mohamad
گاهی حسّ مبهمی از انتظار یک واقعه یا شنیدن یک خبر ناخوشایند یا حل نشدن یک تلخی مزمن به هم می‌آمیزد و دل را آشفته می‌کند. دل راه خودش را می‌رود و گاهی باید او را گرفت و نشاند و پرسید: «به کدام راه می‌روی؟ به کدام راه من را می‌کشانی دل؟»
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛