جملات زیبای کتاب یک مشت جوان خوشگل موبور | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک مشت جوان خوشگل موبور

بریده‌هایی از کتاب یک مشت جوان خوشگل موبور

انتشارات:نشر خاموش
امتیاز
۳.۵از ۸ رأی
۳٫۵
(۸)
انگار عضوی از همهٔ خانه‌ها بود. جزئی از همهٔ آدم‌ها. مثل آبِ روانی که توی همهٔ کوچه‌های آبادی جریان داشته باشد. همه انگار با او قوم‌وخویش بودند و بااین‌حال او به هیچ‌کس وابستگی نداشت و مالِ هیچ‌کس نبود.
مبــی‌نا
تنها چیزی که هنوز مثل آن وقت‌ها بود و هیچ تغییری نکرده بود، تنهایی و انزوای قدیمی‌اش بود. انگار آن تنهایی را با خودش همه جا برده و تاب‌داده و دوباره برگردانده بود.
مبــی‌نا
«خونِ خودتونو کثیف نکنین بابا! آدما همین کوفتی هستن که می‌بینین ... اشتباه می‌کنن، نارو می‌زنن، می‌رن پیِ کارشون، می‌رن گم‌وگور می‌شن... هیچ حساب‌وکتابی ندارن آدما».
مبــی‌نا

حجم

۷۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۸ صفحه

حجم

۷۶٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۸ صفحه

قیمت:
۲۵,۹۲۰
تومان