در نمایشنامهی دو پردهاییِ «در انتظار گودو» که یک اثر کُمدی-تراژدی محسوب میشود، دو ولگرد به نامهای ولادیمیر و اِستراگون بر روی ناکجاآبادِ صحنه نمایش ظاهر میشوند و در انتظار فردی به نام «گودو» -و یا به تعبیری در انتظار همان ناجی و God- هستند که وی هرگز نخواهد آمد. این شخصیتهای دلقک که لباسهای مضحک به تن دارند همواره محکوم به یک انتظار دائمی هستند. این دو شخصیتِ بدون هویت، دور از رفتارهای روانشناسی، طرد شده از جامعه، بینام بوده و از پوچیِ سرنوشت خود آگاهی دارند. در میانه پرده اول، دو شخصیت دیگر یعنی یک ارباب (پوزو) و یک نوکر (لاکی) نیز در صحنه ظاهر میشوند. این شخصیتها برای «سپری کردنِ» زمان انتظار برای دیدن «گودو»، از ورای «سخنان و دیالوگهای بیمعنا» با بحث در مورد موضوعات مختلف به سرگرمی میپردازند. تقریباً تمامی عناصر کُمیک در این نمایشنامه به کار گرفته شده است و همهی تکرارها و پاسخهای این شخصیتها بیننده را به یک «خندهی تلخ» وا میدارد.