
بریدههایی از کتاب مشاعره؛ اشعار ناب از شاعران بزرگ
۴٫۰
(۱۸)
دوست همان به که بلاکش بود
عود همان به که در آتش بود
(مولانا)
vahid
مادر موسیقی بهشت همانا صدای توست
گوش دلم به زمزمه لای لای توست
(شهریار)
vahid
بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوشتر چکار است
(نظامی)
farzane
اگر عاشق نمیبودیم صائب
چه میکردیم با این زندگانی
(صائب)
farzane
ذات تو غنی و ما همه محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
(خواجه عبدالله انصاری)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
(ملک الشعرا بهار)
vahid
مادر هستیام به امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست
(شهریار)
vahid
چو دل را محرم اسرار کردند
خموشی را امانت دار کردند
(وحشی بافقی)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
در دایره قسمت ما نقطهٔ تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
(حافظ)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی
این هم که جوابی ننویسند جوابی است
(راغب تبریزی)
Mary
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
(سعدی)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد
زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید
(سعدی)
vahid
ثنا و حمد بیپایان خدا را
که صنعش در وجود آورد ما را
(سعدی)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شدم خاک چه سود اشک ندامت
عضوی از قبیله لیلی ها
قهقهی زد از سر درد فراق
زار نالید از هجوم اشتیاق
(جامی)
vahid
هر چند که یک روز خوش از عمر ندیدیم
هر روز دگر حسرت دیروز کشیدیم
(امیری فیروزکوهی)
vahid
داغ پنهان من از خنده خونین پیداست
ای بسا خنده که از گریه غمانگیزتر است
(رهی معیری)
ZAHRA
آتش عشق چنان در دلم افروخته بود
دیده گر آب نمیریخت جگر سوخته بود
کاربر ۸۹۰۲۱۴۳
آن کس که در این زمانه او را غم نیست
یا آدم نیست یا ازین عالم نیست
پاییز بانو
سر گشته چو پرگار همه عمر دویدیم
آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم
همین حوالی
آرزویی، حسرتی، خوابی، خیالی، قصهای
یک چنین چیزی بنام زندگانی داشتم
کاربر ۹۶۹۱۸۴۴
آنچه نزد خرد اسباب سرافرازی بود
آزمودیم به جز عشق رخت بازی بود
(مولانا)
عبدالوهاب
در بادیه عشق دویدن چه خوش است
از خیر کسان طمع بریدن چه خوش است
(بابا افضل کاشانی)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
(حافظ)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
(خواجه عبدالله انصاری)
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
آنچه زمخلوق خدا طالب است
حب علی ابن ابیطالب است
arefe
استخوان سر فرهاد فرو ریخت ز هم
دیدهاش در ره شیرین نگران است هنوز
(عبرت نائینی)
arefe
ای دل غمین مباش که این نیز بگذرد
این غصهها ز قلب حزین نیز بگذرد
arefe
دیری است که از روی دلارام تو دوریم
محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم
همین حوالی
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
(شهریار)
Bahar Varshovi
